عنوان مقاله: هنر دیدن - بررسی نور و رنگ

نویسنده/ مترجم: آندریاس فاینینگر / مترجم: اسماعیل عباسی

آدرس­ پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم:

تاریخ تهیه:

ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی - تاریخ ارسال: 1388

آدرس­ پست الکترونیکی ارسال کننده:

موضوع اصلی: عكاسی - موضوع فرعی: نور و رنگ

سه کلیدواژه اصلی به ترتیب اهمیت: نور، رنگ، جنبه­های کمی و كیفی نور

سه کلیدواژه فرعی به ترتیب اهمیت: مفاهیم عكاسی، هماهنگی رنگ‌ها، گرمی یا سردی رنگ­ها

 

چكیده مقاله

بیشتر عكاسان تنها به كمیت نور توجه دارند. در مقابل، آن­ها كه با مفاهیم عكاسی‌ آشنایی دارند به جنبه كیفی نور نیز اهمیت می‌دهند. مثلاً برای آن­ها نور مستقیم یا نور غیر مستقیم تفاوت عمده‌ای دارد. هر‌گاه نور مطلوب نباشد عكاس آگاه برای تغییر دادن آن از امكانات موجود استفاده خواهد كرد. جنبه‌های كیفی نور همانند جنبه­های كمی آن دارای اهمیت است. كمیت نور بر چگونگی نوردهی اثر می‌گذارد و كیفیت نور بر حال و هوای عكس تأثیر دارد. مواردی كه درباره نور به ‌آن­ها اشاره شد، درباره رنگ نیز صادق است. رنگ یكی از مهم­ترین عواملی است كه هم بر كیفیت و هم بر تركیب كلی عكس اثر می‌گذارد. آگاهی عكاس از رنگ موجب دگرگون شدن نگرش وی نسبت به رنگ خواهد شد.

دریافت فایل PDF مقاله

 بررسی نور و رنگ

بررسی نور

بیشتر عكاسان تنها به كمیت نور توجه دارند. هنگامی كه دریافتند نور كافی برای عكس­برداری موجود است و می‌توانند حتی­الامكان با استفاده از سرعت بالای شاتر از لرزش احتمالی دوربین پیشگیری كنند. قانع‌ می­شوند. در مقابل، آن­ها كه با مفاهیم عكاسی آشنایی دارند به جنبه كیفی نور اهمیت می‌دهند. برای آنان نور مستقیم با نور غیر مستقیم تفاوت عمده‌ای دارد. این­كه نور از روبرو بتابد یا از کنار، از پشت یا از بالا یا نور سفید باشد یا رنگی، منبع نور یكی باشد یا متعدد، برایشان فرق دارد.

 

آنان همچنین به مسئله كنتر­است توجه می‌كنند و می‌دانند كه نور‌پردازی هم پر كنتر­است و هم كم‌ كنتراست است که ­تاثیر­های مختلفی بر روی عكس ایجاد می‌كند. بر خلاف کسانی که با دیدن موضوع، بی آن­ كه توجه كنند تصویر همان موضوع در شرایط نوری دیگر، بهتر از كار در می‌آید، عکس­برداری می­کنند. عكاس آگاه اگر نور مطابق دلخواهش نباشد به انتظار تغییر شرایط نوری می­نشیند یا در صورت امكان آن را تغییر می­دهد و در غیر این صورت از گرفتن عكس منصرف می‌شود.

 

برای آن­كه عكاس بتواند نور را از دید یک عكاس مورد ارزیابی قرار دهد پیوسته باید سؤالاتی از این قبیل را برای خود مطرح كند: آیا شدت نور زیاد است، متعارف است، یا كم؟ نور از كجا به موضوع می‌تابد؟ روبه‌رو، كنار، پشت، یا از بالا؟ نور فقط به خود موضوع می‌تابد یا فضا را نیز روشن ساخته است؟ نور مستقیم است یا غیرمستقیم؟ رنگ نور چیست؟ و چه تأثیری بر فیلم رنگی خواهد داشت؟ هر گاه نور مطلوب نباشد، عكاس آگاه از امكانات موجود برای تغییر دادن آن استفاده خواهد كرد. در این­جا هدف من از طرح این مسائل این است كه به خواننده بگویم جنبه‌های كیفی نور همانند جنبه‌های كمی آن دارای اهمیت است. هرگاه حال و هوای عكس با خود موضوع سازگار نباشد، حتی نوردهی كاملا درست نیز نمی‌تواند عكس را بهتر كند.

 

بررسی رنگ

مواردی كه درباره نور بدان­ها اشاره شد، درباره رنگ نیز صادق است. رنگ یكی از مهمترین عواملی است كه هم بر كیفیت عکس و هم بر تركیب كلی آن اثر می‌گذارد. بدین سبب یك عكاس ماهر به رنگ موضوع توجه خاصی مبذول می‌دارد. متاسفانه بسیاری از عكاسان رنگ را بیشتر از جنبه كیفی مورد توجه قرار می‌دهند. یعنی هر چه موضوع رنگین­تر باشد، بیشتر به دلشان می‌نشیند. اگر احیانا ببیند كه موضوع به قدر لازم رنگ ندارد، فورا از عوامل رنگی به خصوص از رنگ قرمز استفاده می‌كنند. مثلا موضوع را وادار می‌كنند كه لباسی قرمز به تن كند یا در كنار گل­های رنگارنگ بایستد. در نتیجه این جنون گرایش به رنگ­های پر زرق و برق به جای آن كه رنگ با عكس یكی شود، از عكس جدا می‌شود.

 

در حالی كه یك عكاس آشنا به مفاهیم عكاسی جنبه كیفی رنگ را درك می‌كند. برای او رنگ یكی از ویژگی­های موضوع به شمار می‌آ‌ید كه دارای مفهوم است و از نگاه وی، رنگ نمادی است كه واكنشی خاص در بیننده بر می‌انگیزد كه مسلما بدون استفاده از این رنگ، این امر ممكن نمی‌شود. او هر گاه دلیل روشنی نداشته باشد، موضوع را رنگارنگ نمی‌كند و به جای آن­كه فقط انبوهی از رنگ­ها را در عكس ارائه دهد هماهنگی یا تضاد رنگ­ها، مكمل بودن یا خویشاوندی رنگ­ها، گرمی یا سردی رنگ­ها و تندی و ملایم بودن آن­ها را در نظر می‌گیرد. عكاس آگاه آموخته است كه رنگ­ها را برخلاف عكاس تقویم­های دیواری كه ارزشمندی رنگ را فقط در مطابق بودن با طبیعت می‌داند، رنگ را همچون یك نقاش ببیند. او آگاهانه و در صورت لزوم، چهره­ای را سبز، اسبی را آبی یا سایه‌ای را به رنگ صورتی تصویر می‌كند. آیا این امر غیر طبیعی و در زمره خزعبلاتی است كه برخی از هنرمندان ارائه می‌دهند؟ اصلا چنین نیست.

 

عكاس می‌داند كه به هنگام عكس‌برداری از فردی كه در زیر درخت نشسته است و نور از میان برگ­های سبز رنگ به صورت وی می­تابد، چهره موضوع به سبزی خواهد زد. او همچنین می‌داند كه تصویر اسب سفیدی كه در سایه ساختمان و در زیر آسمان آبی رنگ قرار دارد. متمایل به آبی خواهد شد. یا اگر به هنگام غروب كه آسمان به سرخی می‌زند، از سایه ساختمانی كه بر روی برف افتاده است عكس بگیرد. سایه‌­ها به رنگ صورتی در خواهند آمد. آیا تمامی این­ها غیر طبیعی هستند؟ آیا رنگ­ها كاذب هستند؟ آیا فیلم رنگی اشكال دارد؟ نه اصلا. در چنین شرایطی رنگ­ها واقعاً همین‌طور دیده می‌شوند. علت این­كه اكثر مردم بدان توجه نمی­كنند این است كه آنان رنگ را نه به صورت واقعی، بلكه بدان صورت كه در زیر نور سفید دیده‌اند، می­بینند.

 

دیدن رنگ به عنوان كیفیتی مستقل از سوژه حاكی از آن است كه چیزی به نام رنگ حقیقی وجود ندارد. رنگ پوست یك فرد سفید پوست الزاما صورتی یا گندمگون نیست. همچنین رنگ برف نیز الزاما سفید نیست. رنگ موضوع در اثر نوری كه بدان می‌تابد دیگرگون می­شود و چون رنگ نور دائما در حال تغییر است، هر چند كه تغییرات جزئی باشند، رنگ موضوع ممكن است نامتعارف به نظر آید، اما قطعا غیر طبیعی نیست. من اگر در یک عكس، چهره­ای به رنگ آبی ببینیم با خود می‌گویم حتما عكاس یا از فیلتر آبی استفاده كرده است یا در زیر نور آبی عكس­برداری كرده است و در چنین شرایطی رنگ چهره باید هم آبی از كار درآید. اگر خود موضوع را در زیر نور آبی مشاهده كنیم بی­شك چشم­های ما نیز صورت او را به رنگ آبی مشاهده خواهند كرد.

 

به نظر من اطلاع از روابط بین نور و رنگ موضوع، بر تصور رایج عده­ای خط بطلان می­كشد كه می‌گویند معیار عكس رنگی "خوب"، "طبیعی" بودن آن است. راستی ما وقتی از طبیعی بودن رنگ عكس­هایمان صحبت می‌كنیم منظور ما چیست؟ آیا منظور ما اینست كه رنگ عكس باید دقیقاً مطابق با رنگ موضوع در لحظه عكس­برداری باشد. مثلا، رنگ صورت فردی كه در زیر نور غروب از او عكس گرفته شده است، قرمز باشد؟ یا آن­كه منظور ما این است كه رنگ چهرۀ وی باید همان باشد كه ما در نظر داریم. یعنی رنگ چهره به رغم نور رنگی كه بر چهره موضوع تابیده است، باید به رنگ متعارف پوست باشد؟ به نظر من فقط در مورد اول است كه می‌توان گفت عكس طبیعی است. اما اغلب مردم دقیقا به همین دلیل چنین عكسی را "غیر طبیعی" می­دانند.

 

چنین عكسی با "قواعدی" كه تولیدكنندگان فیلم­های رنگی ارائه می‌دهند، سازگار نیست. آن­ها می‌گویند نوری كه بر موضوع می‌تابد باید مطابق با نوری باشد كه فیلم رنگی برای آن نور ساخته شده است. با این قواعد و قوانین است كه عكاسان ما رشد یافته‌­اند (همچنین است سردبیران، مدیران هنری و طراحان مجله‌ها و تقریبا بیشتر افراد). این­ها را نه قواعد بلکه باید بهانه‌هایی به حساب آورد كه سازندگان فیلم­ها عَلَم كرده­اند و بدین وسیله توانسته‌اند حربه را از دست عكاسانی برگیرند كه گاه مدعی می‌شوند فیلم­های رنگی، رنگ را به طور حقیقی ارائه نمی‌دهند. اما رنگ «حقیقی» وجود ندارد. كسانی كه هنوز بر این اسطوره اعتقاد دارند دون كیشوت­وار با آسیاب­های بادی در ستیزند و در واقع با چنگ انداختن به باور پوسیده "طبیعی بودن" رنگ، خود را از تجربیات ارزشمند عكاسی محروم ساخته­اند.

 

آگاهی عكاس از رنگ موجب دگرگون شدن نگرش وی نسبت به رنگ خواهد شد و او در خواهد یافت كه لازمه گیرا بودن عكس، پر زرق و برق و تند بودن رنگ آن نیست. در جامعه ما به قدری از رنگ­های پر زرق و برق و تند استفاده شده است كه ما در مقابل آن­ها بی تفاوت شده‌ایم. در حالی كه از رنگ­های ملایم استفاده چندانی نشده است و به همین سبب این رنگ­ها خود به خود جلب نظر می‌كنند. از این گذشته، این نوع رنگ­ها به سبب ظرافت، می‌توانند حالات و تاثیراتی را بیان كنند كه از رنگ­های تند و تیز ساخته نیست. از میان این رنگ­ها، عكاس به دنیایی از رنگ­های جذاب و دست نخورده راه می‌یابد. رنگ­های ملایم هوای مه‌آ‌لود و بارانی و ابری، بامداد و شامگاه و نور غیر مستقیم امكان بی­حد و حصری را در اختیار كسی می‌گذارد كه قادر است رنگ را با توجه به مفاهیم عكاسی ببیند.

 

عكاسی كه قادر است رنگ را با توجه به مفاهیم عكاسی ببیند، نسبت به رنگ چنان آگاهی به دست می‌آورد كه قبلا این امر را ناممكن می‌دانست. او نه تنها نسبت به خود رنگ­ها كه به پرده­های مختلف رنگ­ها نیز آگاهی پیدا خواهد كرد. او كه قبلاً به كمیت رنگ توجه داشت اكنون به كیفیت آن نیز توجه خواهد كرد. دنیا در چشم او به طرز اعجاب­­آوری زیبا و غنی جلوه خواهد كرد. تخیل او قوت خواهد گرفت و برای بهتر كردن عكس در این اندیشه خواهد بود كه رنگ نور را چگونه تغییر دهد. هنگام بامداد عكس بگیرد یا شامگاه و یا از فیلتر استفاده كند. رنگ" گرم" را انتخاب كند یا رنگ"سرد" را. رنگ عکس را به صورتی متمایل کند یا با انتخاب رنگ ارغوانی حالتی پر رمز و راز به عكس ببخشد. آیا كسی هست كه بگوید این كار شدنی نیست؟

 

منبع: آرشیو دوره­های قدیمی مجله دانشمند به مدیر مسئولی و سردبیری علی میرزایی