علم چیست؟
عنوان مقاله: علم چیست؟
نویسنده/ مترجم: غلامحسین صدری افشار
آدرس پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم:
تاریخ تهیه:
ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی - تاریخ ارسال: 1388
آدرس پست الکترونیکی ارسال کننده:
موضوع اصلی: علم - موضوع فرعی: تعريف علم
سه کلیدواژه اصلی به ترتیب اهمیت: فرضيه، نظريه، اصل
سه کلیدواژه فرعی به ترتیب اهمیت:قانون علمی، دستهبندی علم، رشد علم
چکیده مقاله
علم شكلی از شعور اجتماعی و معرفت بوده و دستگاهی از آگاهیهاست كه در طی تاریخ رشد یافته و با تجربههای عملی جامعه پیوسته دقیقتر شده است. نیروی علم در ویژگی تعمیم آن است كه در پس رویدادهای تصادفی و درهم و برهم، قانونهای حاکم را كشف و بررسی میكند. علم آن گونه آگاهیهایی است كه: 1.قابل مشاهده باشد، 2.قابل بررسی به صورت تجربی باشد، 3.قابل ردهبندی باشد، 4.دارای نظام باشد و 5.تعمیم پذیر باشد. فرضیه حكمی است غیر قطعی در باره یك مسئله (جسم،پدیده یا رویداد) كه اگر درستی آن ثابت شود به صورت قانون در میآید. نظریه شناختی است بر اساس واقعیتهای موجود و دارای رابطه نظامدار با آنها، بدون اینكه درستی آن با آزمونهای سنجشی تایید با رد شده باشد. اصل واقعیتی است كه درستی آن از پیش مورد پذیرش قرار گرفته است، قانون بیان كننده سلسله معینی از پیوندهای علت و معلولی ضروری و پایدار میان پدیدهها یا ویژگیهای اجسام مادی است كه در آنها تغییر پدیدهای، موجب تغییرهای خاصی در پدیدههای دیگر میشود. قانونها بر سه دسته هستند: 1.قانون خاص؛ 2.قانون عام؛ 3.قانون جامع یا كلی.
علم چیست؟
علم چیست؟ آیا علم همان دانستن است؟ فرضیه،نظریه،اصل و قانون علمی چیست؟ علم چگونه پدید میآید؟ چگونه رشد و تكامل مییابد؟ آیا علم بد و خوب دارد؟
یك پرسش پیش پا افتاده
اگراز كسی بپرسم "علم چیست؟" ممكن است فورا بگوید: "خوب معلوم است دیگر... دانش، آگاهی، معرفت، سواد، فیزیك، شیمی، ریاضی...". اگر یك واژهنامه فارسی را هم بردارید و دنبال تعریف علم بگردید، چنین خواهید خواند: "1.دانستن؛ 2.یقین كردن؛ 3.معرفت دانش؛ مقابل ظن و جهل؛ 4.یقین؛ 5. هر چیز دانسته، معلوم..." (فرهنگ معین).
در فرهنگ عمید هم تنها به این سه معادل برمیخورید: "دانش،یقین،معرفت". بیایید از خودمان بپرسیم: اگر روزی یقین كردیم كه زبان آلمانی نمیدانیم،میشود گفت که علم بهدست آوردهایم؟ اگر این معرفت را به دست آوریم كه شماره تلفن شخصی چه عددی است، به علم دست یافتهایم؟ اگر جدول ضرب را بدانیم چطور؟ زمانی بود كه علم را با "خبر" یا "اطلاع" یكی میدانستند، یا دست كم هر گونه شناختی را علم میشمردند و میگفتند علم نجوم، علم رمل، علم جفر، علم بدیع، علم عروض و غيره. اما با پیشرفت علم كسانی درصدد بر آمدند كه علم را تعریف كنند.
علم چیست؟
برخی كوشیدهاند علم را از راه تقسیم كردن آن به مقولههای گوناگون تعریف كنند، مانند علم حضوری و علم حصولی، علم معقول و علم منقول، علوم دقیقه، علوم انسانی و غيره. برای هر یك از این نامها یا تقسیمها تعریفی به دست دادهاند، بی آن كه خود علم تعریف شده باشد. اما امروزه به تعریف خود علم توجه بیشتری میشود.
مثلا چنين آمده که:
-
علم رشتهای از مطالعات است كه در آن پدیدهها مشاهده و ردهبندی شده و قانونهای كمیتی تنظیم و بررسی میشوند و لازمه آن كاربرد استدلالهای ریاضی و تجزیه و تحلیل دادهها (اسناد و مدارك) در مورد پدیدههای طبیعی است. (Mc Graw-Hill Dictionary of Science and Technical Terms).
-
آرایش انتظام یافتهای از آگاهیهای یقینی، شامل روشهایی كه با آن این آگاهیها گسترش یافته است و شیوههایی كه درستی آنها را مورد آزمایش قرار میدهد. (Chambers Dictionary of Science and Technology)
-
علم معمولا این ویژگی را دارد كه آنچه در آن گفته میشود قابل نوعی بررسی و اثبات است. (زیرواژه (Mc Graw-Hill Encyclopedia of Science. Science
-
علم،آزمودنی، قابل ضابطهبندی و قابل تجسم است. همچنین میتوان آن را سنجید و ردهبندی كرد. (تلخیص از زیر واژه (Encyclopedia Britannica Macropedia. Science
-
علم عبارت است از بررسی نظامدار و عینی پدیدههای تجربی و آگاهیهای به دست آمده از این بررسیها.
اما ببینیم نظامدار، عینی و تجربی چیست؟ "نظامدار" به آن روشی گفته میشود كه تعمیمپذیر و قابل سنجش باشد. عینی به آن روشی گفته میشود كه یك دانشمند به وسیله آن جهان خارج را "آن گونه كه هست" میبیند و معلوماتش را از آن به دست میآورد. پدیده تجربی همان است كه در جهان بیرونی وجود دارد و از راه مشاهده و آزمایش به آن دست مییابیم. (نقل و اقتباس از: A Dictionary of Social Science Gould & Kolbچاپ نورویچ بریتانیا، زیر نظر سازمان یونسكو (
علم شكلی از شعور اجتماعی و معرفت بوده و دستگاهی از آگاهیهاست كه در طی تاریخ رشد یافته و با تجربههای عملی جامعه پیوسته بررسی گرديده و دقیقتر شده است. نیروی علم در ویژگی تعمیم آن است كه در پس رویدادهای تصادفی و درهم و برهم،قانونهای علمی را كشف و بررسی میكند. (A Dictionary of Philosophy P.Yudin M.Rosenthal 1967)
پس علم آن گونه آگاهیهایی است كه:
-
قابل مشاهده باشد،
-
قابل بررسی تجربی باشد،
-
قابل ردهبندی باشد،
-
دارای نظام باشد،
-
تعمیم پذیر باشد.
فرضیه،نظریه،اصل و قانون علمی چیست؟
فرض كنید به در خانه دوستتان می روید و زنگ در خانه را میزنید. كسی جواب نمیدهد. در همین موقع صدای زنگ تلفن را از داخل خانه میشنوید و سپس صدای كسی را كه با تلفن حرف میزند. به این نتیجه میرسید كه در خانه كسی هست، چون به زنگ تلفن جواب داده شده است. سپس به این نتیجه میرسید كه زنگ در كار نمیكند و برای اطمینان دوباره زنگ در را میزنید و به صدایش گوش میدهید. ولی صدای زنگ شنیده میشود. در همین هنگام از توی خانه صدای هواپیما میشنوید و مطمین میشوید كه مربوط به تلویزیون است. سرانجام نتیجه میگیرید كسی در خانه نیست و دوستتان یا افراد خانوادهاش فراموش كردهاند پیش از رفتن،تلویزیون را خاموش كنند، چون احتمالا در آن هنگام برق رفته بوده است.
شما در اینجا به چندین فرضیه دست یافتهاید:
-
كسی در خانه با تلفن صحبت میكند(غلط)،
-
زنگ كار نمی كند(غلط)،
-
سروصدا مربوط به تلویزیون است(صحیح)،
-
كسی در خانه نیست (احتمالا صحیح).
یك فرضیه علمی هم بر همین اساس پدید میآید، یعنی دانشمند واقعیاتی را كنار هم میگذارد و به وسیله آنها وجود چیزی، رابطهای یاپدیدهای را حدس میزند. اگر او بتواند خود آن چیز، رابطه یا پدیده را به دست آورد، در آن صورت به یك نظریه دست یافته است.
در مثالی كه پیشتر گفتم، تجربههای پیشین به شما ثابت كرده است كه هواپیما نمیتواند در توی خانه باشد، اما میتوان به وسیله ضبط صوت و بلندگو، صدای هواپیما را درآورد. پس،اگر صدای پرواز آن را از توی خانه شنیدید، نتیجه میگیرید كه در آنجا هواپیمایی وجود ندارد و این صدا مربوط به یك دستگاه صوتی است، زیرا تجربه روزمره شما این مطلب را ثابت كرده است.
از اینجا به این نظریهها دست مییابید:
-
صداهایی كه شنیدهاید از تلویزیون بوده است(درست)،
-
كسی در خانه نیست(درستی آن نامعلوم)،
سپس به این اصل میرسید كه چون كسی در خانه نیست، در زدن شما بیهوده است و پیش از اینكه دیر شود باید به خانه برگردید. البته این اصل بر اساس نظریههایی است كه درستی بخشی از آن مسلم نیست و آن اینكه كسی در خانه نیست. زیرا ممكن است دوست شما یا كس دیگری در خانه بوده، ولی:1.بیهوش بوده؛2.مرده بوده؛3.نمی خواسته است در را باز كند. اما این اصل درست است كه اگر به در خانهای رفتیم و زنگ زدیم و كسی در را باز نكرد، چارهای نداریم جز اینكه صبر كنیم یا باز گردیم.
حال اگر بخواهیم با اطمینان كامل در مورد دوستمان داوری كنیم، قانون علمی به ما میگوید که تنها راه اطمینان از وجود چیزی، بررسی آن از راه آزمونهای سنجشی است. از مثال بالا نتیجه میگیریم:
-
فرضیه حكمی است غیر قطعی در باره یك مسئله (جسم،پدیده یا رویداد) كه اگر درستی آن ثابت شود به صورت قانون در میآید.
-
نظریه شناختی است بر اساس واقعیتهای موجود و دارای رابطه نظامدار با آنها،بدون اینكه درستی آن با آزمونهای سنجشی تایید با رد شده باشد.
-
اصل واقعیتی است كه درستی آن از پیش مورد پذیرش قرار گرفته است، مانند"هر چیزی خودش است و نمیتواند جز خودش باشد".
-
قانون بیان كننده سلسله معینی از پیوندهای علت و معلولی، ضروری و پایدار میان پدیدهها یا ویژگیهای اجسام مادی است كه در آنها تغییر پدیدهای موجب تغییرهای خاصی در پدیدههای دیگر میشود. قانونها بر سه دسته هستند: 1.قانون خاص یا اختصاصی؛ 2.قانون عام؛ 3.قانون جامع یا كلی.
علم چگونه پدید می آید؟
علم یك محصول اجتماعی است و از شناخت عمومی بشریت در مرحلههای خاصی از تكامل اقتصادی و فرهنگی سرچشمه میگیرد و با پیدایش و تكامل خویش موجب تكامل بیشتر جامعه میشود. به همين ترتيب، تكامل بیشتر جامعه، تكامل علم را در پی دارد. یك فرضیه یا حتی نظریه علمی ممكن است در اوضاع و احوال خاصی، بیتوجه به نیازهای جامعه و تنها بر اثر نبوغ و هوشمندی يک دانشمند پدید آمده باشد. ولی اثبات و ادامه تكامل آن مستلزم پیدایش اوضاع و احوال مناسب و نیازهای اقتصادی است. البته گاه ممكن است به رغم وجود نیاز اقتصادی، كارایی كشف یا اختراعی بر اثر مقاومت اندیشههای كهنه و افكار عمومی برای مدتی مورد توجه قرار نگرفته باشد، ولی در هر حال سرانجام جامعه ناگریز از گردن نهادن به آن شده است.
بگذارید مثالی بیاوریم. در كشور چین از زمانهای بسیار دور خاصیت عقربه مغناطیسی را میشناختند و از آن در جادوگری و فال بینی بهره میگرفتند. دریانوردان مسلمان (و به احتمال بسیار زیاد ایرانی) كه كار دریانوردی در آسیا را در سدههای میانه در دست داشتند با این ابزار آشنا شدند و از آن قطبنما ساختند. بزودی، با گسترش دریانوردی، قطبنما به صورت یكی از كارامدترین ابزارها درآمد، حال آنكه قرنها چینیان نیازی به وجود قطبنما احساس نكرده بودند، چون در شمار ملتهای دریانورد نبودند.
سرگذشت خود كشتی هم در این زمینه مثال خوبی است. بار اول وقتی كسی یك كشتی چرخ پرهدار ساخت كه بدون نیاز به باد مساعد، میتوانست در خلاف جهت باد حركت كتد، این كار موجب وحشت مردم پرتغال شد و شاه فرمان داد تا كشتی را بشكنند و از سازندهاش تعهد بگیرند تا "دیگر از این غلطها نكند"! اما دیری نگذشت كه كشتیهای چرخ پرهدار پهنه رودها، دریاها واقیانوسها را پر كرد، چون بازرگانان برای بردن كالایشان به آ ن نیاز داشتند.
انسان هزاران سال بود كه نفت را میشناخت،ولی ممكن بود از آن تنها برای روشنایی بهره بگیرد. اما همین كه موتورها اختراع شدند، نفت به صورت كالایی بسیار گرانبها درآمد و در طی صد سال، بیش از پیش بر قیمتش افزوده شد، تا اینكه انسان توانست منابع انرژی ارزانتری پیدا كند.
علم چگونه رشد می كند؟
اگر علم با نیازهای جامعه تطبیق نكند پیشرفت و رونق واقعی نخواهد داشت و كسانی كه دارای معلومات علمی والایی هم باشند یا به دنبال كارهای غیر علمی می روند و یا كشور خود را ترك میکنند و "گوهر خود رابه خریدار دگر " میبرند. اما اگر آموزش و ترویج علم همسو و همگام با نیازهای جامعه باشد و در هر مرحلهای سعی شود تا معلومات علمی مورد بهرهبرداری قرار گیرد، هم علم رشد میكند و هم سرمایه گذاریهایی كه در این راه میشود به هدر نمیرود.
ایجاد دانشكدهها برا ی تربیت متخصصین در عین اینكه اقدامی ضروری است، اما هرگز پاسخگوی نیاز علمی یك جامعه (به ویژه در مراحل مقدماتی رشد علمی) نیست. چون اگر آنچه در این دانشكدهها تعلیم داده میشود پاسخگوی نیازهای مبرم جامعه نباشد، یا جامعه نتواند از آگاهی و تخصص فارغ التحصیلان این دانشكدهها بهرهبرداری كند، در این صورت وسیلهای برای تلف كردن درآمدهای كشور خواهند بود.
بر عكس، اگر جامعه دارای چنان جهتگیری و سیاستی باشد كه رشد علم را به عنوان یك ضرورت و نیاز اساسی تلقی نمايد و برای علم كاربرد عینی و عملی پیدا كند، در آن صورت نه تنها دانشهای كاربردی، كه دانشهای نظری هم از رشد و تكامل برخوردار خواهند شد. زیرا فضای علمی خود به خود ذهن را گسترش میدهد و به عرصههای تازهای رهنمون میشود كه كاربردهای آن مدتها بعد قابل شناسایی و بهرهبرداری است.
آیا علم بد و خوب وجود دارد؟
همیشه در كنار گرایش به علم و علم آموزی، مبارزه با علم هم وجود داشته است. امروز هم كسانی هستند كه از دستاوردهای علم و فن به تمامی برخوردار میشوند و با این همه میكوشند از آنها بر علیه علم بهره گیرند. برخی از اینها میگویندکه علم نه تنها به هیچ یقینی دست نیافته، بلكه بر شكها و تردیدهای ما افزوده است. برخی دیگر نیز عنوان میكنند که علم موجب پیدایش وسایل كشتار و تخریب جهان شده است. عدهای هم پا را از این فراتر نهاده و گفتهاند که علم با شیوه استدلالی و علت و معلولی خودش ارزش احساسات و عواطف را ناچیز میشمارد و موجب دوری مردم از ارزشهای اخلاقی و انسانی میشود.
در مورد اول باید بگوییم كه تنها بخشی از این سخن درست است. یعنی علم هرگز ما را به سوی یقین كامل نخواهد برد، بلكه پیوسته آگاهی ما را در باره پدیدهها دقیقتر خواهد كرد، بدون اینكه هرگز همه چیز را در باره آن پدیدهها بدانیم. روزی بود كه مردم میپنداشتند كودك همه ویژگیهای خود را از پدر و مادرش به ارث میبرد. بعد معتقد شدند كه ممكن است رفتار شخص تفاوتهای آشكاری با رفتار پدر و مادر داشته باشد و گفتند "تره به تخمش میرود،حسنی به داییاش". تا اين که مندل آمد و نظریه وراثت و صفات ارثی را مطرح كرد. پس از آن كروموزومها و عامل DNA شناخته شد و كدهای ژنتیكی به میان آمد.
دانشمندی كه پانصد سال پیش می زیست، نمیدانست چه چیزی عامل وراثت است. دانشمند امروزی آن را میداند، ولی هنوز نتوانسته است همه كدهای ژنتیكی را از یكدیگر تمیز دهد. در برابر دانشمند 500 سال پیش تنها یك پرسش (مجهول) وجود داشت که "عامل وراثت كدام است؟" اما در برابر دانشمند امروزی نظير سؤال "عامل هر یك از ویژگیهای ارثی در كجای كروموزوم قرار دارد؟"، هزاران پرسش وجود دارد. علم خوب یا بد وجود ندارد، بلكه این آدمهای خوب و بد هستند كه میتوانند علم را خوب یا بد به كار گیرند.
همچنانكه ناصر خسرو میگوید: "انگور نه از بهر نبید است به چرخشت". شرابساز فرانسوی،بر عكس ناصر خسرو ، انگور را برای تولید شراب میخواهد. پس آیا میتوان گفت که "انگور مایه فساد و تباهی است؟" علم شیمی را میشود برای ساختن داروهای شفا بخش به كار برد یا برای ساختن بمبهای شیمیایی. فیزیك هستهای را میتوان برای ساختن بمب اتمی به كار گرفت یا برای ایجاد نیروگاههای هستهای. در كامپیوتر میتوان اگاهیهای علمی را ضبط و دادهآمایی كرد یا اطلاعات جاسوسی را.
این مثالها را تا بینهایت میتوان دنبال كرد. پس بهتر است به جای اینكه از علم بد بگوییم، انگشت اتهام را متوجه نظامهای سیاسی موجود بكنیم كه با سوء استفاده از علم موجب پیشرفت آن میشوند، هر چند قادر به منحرف ساختن كامل آن نیستند. امروز یقین داریم كه علم موجب نجات بشریت خواهد شد و برای آن دلیلهای آشكاری در دست است كه چندتایی از آنها را در اینجا یاد میكنیم.
گسترش فوقالعاده جنگافزارها و نیروی ویرانگر آنها سبب شده است تا خود ابزارهای كشتار جمعی به صورت نیروی بازدارندهای درآیند و مانع از گسترش جنگ در یك مقیاس وسیع شوند. خود همین ناممكن بودن سركوبی طرف مقابل با نیروی نظامی سبب شده است تا قدرتهای بزرگ به مذاكره و گفتگو و راه حلهای مسالمتآمیز روی آورند و در جستجوی روشهایی برای ایجاد روابط سالمتر در جهان باشند.
توسعه روشهای تازه دستیابی به انرژی ارزان د ر آینده این نوید را میدهد كه كشورهای فقیر بتوانند به منابع درخوری دست یابند و در راه پیشرفت گام بردارند. هماكنون برخی از بیماریها از روی زمین ریشه كن شده و برای بسیاری از بیماریها نيز وسیله پیشگیری و درمان ارزان در دسترس قرار دارد. گسترش رشته مهندسی ژنتیك این نوید را میدهد كه در آینده نه فقط گیاهان پربارتر و جانوران سودمندتر شوند، بلكه انسانهای سالمتر و مستعدتری نيز به وجود آیند.
گسترش رشته بیونیك احتمال بهرهگیری انسان از مواد غذایی خام و سنتز آنها (مانند گیاهان) را مورد بررسی قرار میدهد. گسترش سیبرنتیك از سویی مسئله آموزش و از سوی دیگر مسئله كارهای سخت و طاقت فرسای بدنی را برای انسان حل میكند و به او امكان میدهد تا به صورتی بهتر از گذشته (كه مانند چارپایان فقط از نیروی بدنی خود بهره میگرفت) از وقت و نیروی خود بهرهبرداری كند. آری علم وسیله است، هدف نیست، هدف را جامعه بر اساس سطح تكامل خود تعیین میکند. این وسیله پیوسته تكامل خواهد یافت و كارآمدتر خواهد شد و هرگز از تكامل باز نخواهد ماند.
منبع: آرشيو دورههای قديمی مجله دانشمند به مدير مسئولی و سردبيری علی ميرزايی
«بنیاد علمی و فرهنگی گرامی» با شعار «گسترش دانش - اعتلای زبان» و با هدف «گسترش دانش به زبان فارسی روان» و «پاسخگویی نیازهای کاربردی جامعه ایرانی»، کوشش دارد تا با «جستجو»، «انتخاب»، «ویرایش»، «نمایه سازی» و «ارائه» مطالب علمی به زبان فارسی روان در محیط اینترنت، نسبت به افزايش رغبت مطالعه مطالب علمی و از اين طريق به گسترش دانش و اعتلای زبان فارسی در محيط اينترنت کمک کند. توضيح اين که مراد از زبان فارسی مورد اشاره در بالا، شکل نوشتاری روان و درست زبان مورد تکلم در تهران و مورد استفاده در آثار مکتوب و رسانه های کشور در زمان حال بوده و تعبيرهايی نظير «زبان خالص» و غیره مورد نظر نخواهد بود. با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و با وجود انبوه اطلاعات به ساير زبان ها در فضای مجازی اينترنت، زبان فارسی نيز بايد از طريق کاربرد درست آن، جايگاه شايسته خود را در اين فضا پيدا کند. حقوق معنوی مطالب ارائه شده در این سایت، در درجه اول متعلق به صاحبان آثار (نویسنده، مترجم و ناشر به شیوه نشر سنتی) و در درجه دوم از نظر انتخاب، اعمال وِیرایش های وِیژه، نمایه سازی، تایپ، آماده سازی و ارائه الکترونیکی آن ها، به بنیاد علمی – فرهنگی تعلق دارد. استفاده از مطالب ارائه شده در این سایت با ذکر منبع آزاد است.