استقراء در علم
عنوان مقاله: استقراء در علم
نویسنده/ مترجم: ا. ف. چالمرز/ عبدالحسین آذرنگ
آدرس پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم:
تاریخ تهیه:
ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی - تاریخ ارسال: 1388
آدرس پست الکترونیکی ارسال کننده:
موضوع اصلی: علم- موضوع فرعی: استقراء علمی
سه کلیدواژه اصلی به ترتیب اهمیت: نظريه عمومی علم، استقراء ساده، مشاهده و آزمايش
سه کلیدواژه فرعی به ترتیب اهمیت: روش علم، گزاره جزئی، گزاره کلی
چکیده مقاله
نظریههایی علمی به گونهای بسیار دقیق از واقعیتهای تجربی ناشی شده و از راه مشاهده و آزمایش به دست میآيند. علم بر پایهای است كه میتوان آن را دید، شنید و لمس كرد. اين نكات مبين همان چیزی است كه به آن شناخت علمی میگویند. شناخت علمی، شناختی قابل اعتماد است، زیرا شناختی است كه به طور عینی اثبات شده است. این دیدگاه نخست در دوره انقلاب علمی رواج یافت. انقلاب علمی در سده هفدهم روی داد. پیشگامان اين انقلاب بر این نكته تاكید میورزیدند كه اگر بخواهیم طبیعت را بشناسیم باید به خود طبیعت رجوع كنیم. آنها كه از موفقیتهای علمی آزمایشگران بزرگی چون گالیله به وجد آمده بودند، بیش از پیش تجربه را سر چشمه شناخت میدانستند. علم بنایی است كه روی پایه واقعیتها ساخته شده است. توضیح استقرایی علم، میتواند به منزله كوششی برای روشن كردن تصور رایج از علم باشد. این روش را چون بر استقراء یا نتیجهگیری استقرایی مبتنی است، روش استقرایی میگوییم.
استقراء در علم
علم به منزله شناختی كه از واقعیتهای تجربه حاصل میشود.
نظر عمومی درباره علم، بر اساس فهم متعارف
شناخت علمی، شناختی اثبات شده است. نظریههایی علمی كه به گونهای بسیار دقیق از واقعیتهای تجربی ناشی شدهاند، از راه مشاهده و آزمایش به دست آمدهاند. علم بر پایه آن چیزی قرار دارد كه میتوان آن را دید، شنید و لمس كرد. این نكات، ماحصل آن چیزی است كه به آن شناخت علمی میگویند. عقیده، سلیقه و خیالپردازی شخصی در علم جایی ندارد. علم، عینی است. شناخت علمی، شناختی قابل اعتماد است؛ زیرا شناختی است كه به طور عینی اثبات شده است.
این دیدگاه نخست در دوره انقلاب علمی ظهور کرد و سپس به عنوان نتیجه آن انقلاب رایج شد. انقلاب علمی در اصل در سده هفدهم روی داد و ثمره كار پیشگامان بزرگی چون گالیله و نیوتن بود. فرانسیس بیكن فیلسوف و بسیاری از همروزگارانش وقتی بر این نكته تاكید میورزیدند كه اگر بخواهیم طبیعت را بشناسیم باید به خود طبیعت رجوع كنیم و نه به آثار ارسطو؛ ماحصل نگرش علمی آن دوره را بیان میكردند.
نیروهای ترقیخواه سده هفدهم، اشتغال فیلسوفان طبیعی سدههای میانه را به آثار فیلسوفان باستان، به ویژه به آثار ارسطو، تورات و انجیل به عنوان منابع شناخت علمی، كاری خطا میپنداشتند. آنها كه از موفقیتهای علمی آزمایشگران بزرگی چون گالیله به وجد آمده بودند، بیش از پیش تجربه را سر چشمه شناخت میدانستند. از آن زمان به بعد، رهاوردهای چشمگیر علم تجربی بر درستی این تشخیص افزوده است.
دیویز در كتابش با نام «درباره روش علمی» میگوید: "علم، بنایی است كه بر پایه واقعیتها ساخته شده است". این سخن، ارزیابی تازهای از دستاورد گالیله است و به قول آنتونی: "نه مشاهدهها و آزمایشهای گاليله، بلکه اين نگرش گالیله بود که علت گسستن از سنت شد. از نظر گالیله، واقعیتهایی كه بر مشاهده و آزمایش مبتنی هستند، به عنوان واقعیت بررسی شدهاند و نه به عنوان چیزی كه با تصوری قبلی مربوط بودهاند. واقعیتهای مشاهدهای باید یا نباید، در طرح پذیرفته شدهای از جهان جای بگیرند. اما به عقیده گالیله، نكته مهم، پذیرفتن واقعیتها و ساختن نظریههای متناسب با آنها بود."
توضیح استقرایی ساده علم، كه به طور خلاصه به آن خواهم پرداخت، میتواند به منزله كوششی برای صوری كردن این تصور رایج از علم باشد. این روش را از آن رو استقرایی مینامیم چون همانطور كه خواهیم ديد، مبتنی بر استقراء یا نتیجهگیری استقرایی است.
استقرای ساده
علم به اعتبار استقرای ساده، از مشاهده آغاز میشود. مشاهدهگر علمی باید اندامهای حسی طبیعی و بیعیب داشته باشد و چیزی را كه میتواند، ببیند، بشنود و غیره. چیزی را كه مربوط به وضعیت مورد مشاهده اوست، باید وفادارانه ثبت و ضبط كند و این كار را باید با ذهنی فارغ از پیشداوری و تعصب انجام دهد. مشاهدهگر بدون تعصب با استفاده از حواس خود میتواند گزارههای مربوط به عالم یا بخشی از عالم را به گونهای مستقیم و به عنوان گزارههایی راست تایید یا ثابت كند. گزارههایی كه به این ترتیب به دست میآیند (و آنها را گزارههای مشاهدهای مینامیم) اساسی را بنا میگذارند كه قانونها و نظریههایی كه شناخت علمی را به وجود میآورند، از آن گرفته میشوند.
چند مثال ساده از گزارههای مشاهدهای را در زير از نظر میگذرانيم:
-
ساعت 12 نیمه شب یكم ژانویه 1975 مریخ در فلان نقطه از آسمان رویت شد.
-
قسمتی از چوب فرو رفته در آب كج به نظر میرسد.
-
آقای فلان همسرش را كتك زد.
-
كاغذ تورنسل كه در مایع فرو بردیم سرخ شد.
راست بودن این گونه گزارهها را با مشاهده دقیق میتوان اثبات كرد. هر مشاهدهگری با استفاده مستقیم از حواس خود میتواند راست بودن این گزارهها را اثبات یا بررسی كند. مشاهدهگران خودشان میتوانند ببینند.
این گونه گزارهها در ردهای قرار میگیرند كه رده گزارههای جزئی نام دارد. گزارههای جزئی به وقوع حالتی به خصوص از امور در زمان و مكانی به خصوص مربوط میشوند. در مثالهای بالا، گزاره اول به ظهور مریخ در محل خاصی از آسمان در زمانی معین مربوط میشود. گزاره دوم به مشاهده به خصوص فلان چوب خاص و نظایر آن. پیداست كه همه گزارههای مشاهدهای گزارههای جزئی خواهند بود. گزارههای مشاهدهای حاصل كاربرد حواس مشاهدهگر در زمان و مكانی به خصوص هستند.
حال به مثالهای سادهای میپردازیم كه میتوانند بخشی از شناخت علمی را تشكیل دهند:
-
مثال از اختر شناسی: سیارگان در مدارهای بیضی شکل به گرد خورشید حركت میكنند.
-
مثالی از فیزیك: هرگاه تابهای از نور از یك محیط وارد محیطی دیگر شود، جهت امتدادش به صورتی تغییر مییابد كه سینوس زاویه شكست بر سینوس زاویه برخورد، از مشخصههای ثابت هر دو محیط مربوطه است.
-
مثالی از روانشناسی: جانوران به طور كلی برای نوعی بروز پرخاشگرانه نیازی غریزی دارند.
-
مثالی از شیمی: اسید رنگ تورنسل را سرخ میكند.
اینها گزارههای كلی هستند كه درباره خواص یا رفتار جنبهای از جهان، به مطلبی حكم میكنند و بر خلاف گزارههای جزئی به همه رویدادهای به خصوصی در همه زمانها و همه مكانها مربوط میشوند. همه سیارگان، هر جا كه باشند، همواره در مدارهای بیضی شکل به گرد خورشیدهایشان میچرخند. هر شكست نوری همواره بر اساس قانون شكست، كه در بالا گفتیم، رخ میدهد. قانونها و نظریههایی كه شناخت علمی را به وجود میآورند، همگی حكم به مطالبی كلی از آن نوع میكنند. به این گونه گزارهها، گزارههای كلی میگویند.
اكنون میتوان این پرسش را مطرح كرد که اگر علم بر تجربه مبتنی است، از گزارههای جزئی چگونه میتوان این نتیجه را گرفت كه عزيمت از مشاهده و رسيدن به گزارههای كلی، شناخت علمی را به وجود میآورد؟ همچنين اين سؤال که بر اساس شواهد محدودی كه از تعداد معینی گزاره مشاهدهای تشكیل شده، چگونه میتوان ادعاهای بسیار كلی و نامحدودی را كه تشكیل دهنده نظریههای ما هستند، توجیه كرد؟
پاسخ استقراگرایانه این است كه اگر شرایط خاص، متقاعد كننده باشد، تعمیم دادن صورت محدودی از گزارههای مشاهدهای جزئی به قانونی كلی مجاز است. برای مثال، این عمل میتواند مجاز باشد كه بر اساس صورت محدودی از گزارههای مشاهدهای دست به تعمیم بزنیم و وقتی كاغذ تورنسل را در اسید فرو میبریم و میبینیم که رنگ آن سرخ میشود، این قانون كلی را نتیجه بگیریم كه "اسیدها رنگ تورنسل را سرخ میكنند". همچنين بر اساس مشاهده فلزهای حرارت داده شده دست به تعمیم دیگری بزنیم و این قانون را استنتاج كنیم كه "حرارت، فلزها را منبسط میكند".
بر اساس استقراگریی، شرایطی را كه برای این گونه تعمیمها مجاز است، میتوان به صورت زیر برشمرد:
-
شمار گزارههای مشاهدهای كه مبنای تعمیمی را تشكیل میهند، باید زیاد باشند.
-
مشاهدهها باید در تعداد زیادی از شرایط تكرار شود.
-
گزاره پذیرفته شده مشاهدهای هیچ گاه نباید با قانون كلی در تعارض باشد.
شرط (1) به این دلیل ضروری دانسته میشود كه مجاز نیستیم بر اساس یك مورد مشاهده مثلا انبساط میله فلزی، نتیجه بگیریم كه همه فلزها بر اثر حرارت منبسط میشوند. به عبارت دیگر، به اعتبار دیدن یك استرالیایی مست، مجاز نیستیم نتیجه بگیریم كه همه استرالیاییها می گسارند. پیش از دست زدن به هر تعمیمی، شمار زیادی مشاهده مستقل لازم است. استقراگرا بر این نكته تاكید دارد كه ما مجاز نیستیم به اصطلاح يک دفعه به نتایج بپریم.
یك راه افزایش شمار مشاهدات در نمونههای یاد شده این است كه یك میله فلزی را بارها حرارت بدهیم، یا استرالیایی به خصوصی را كه هر شب و شاید هر صبح مست میكند، به طور مستمر مورد مشاهده قرار دهیم. پیداست که صورت گزارههای مشاهدهای كه به این ترتیب به دست میآید، مبنای بسیار رضایت بخشی برای تعمیمهای مربوطه ایجاد میكند. به این دلیل است كه شرط (2) لازم است.
گزاره "همه فلزها بر اثر حرارت منبسط میشوند" فقط آن گاه تعمیمی مجاز است كه مشاهدههای انبساطی كه تعمیم بر اساس آن قرار دارد، انواع وسیعی از شرایط را در بر بگیرد. انواع متفاوتی از فلز را باید حرارت داد؛ میلههای فلزی بلند، میلههای فلزی كوتاه، میلههای فلزی سیمین، میلههای فلزی مسین و غیره. حرارت باید در فشار بالا و در فشار پایین باشد، دما باید زیاد و كم باشد و غیره. اگر در چنین موقعیتهایی نمونههای فلزی حرارت داده شده همگی منبسط شوند، سپس و فقط سپس، تعمیم از صورت گزارههای مشاهدهای به صورت قانون كلی مجاز است. از این گذشته، پیداست كه اگر نمونه خاص فلزی كه مشاهده شده به هنگام حرارت دادن منبسط نشود، پس تعمیم كلی توجیه نخواهد داشت. شرط (3) اساسی است.
این گونه نتیجهگیری كه در باره آن بحث كردیم، یعنی نتیجهای كه ما را از صورت محدود گزارههای جزئی به گزارهای كلی میرساند، یا گزارهای كه ما را از یك یا از بعضی به همه میرساند، نتیجه گیری (استنتاج) استقرایی نام دارد و به آن روش استقرا میگویند. با این تعبير میتوانیم دیدگاه استقراگرایی ساده را خلاصه كنیم: علم بر اصل استقرا مبتنی است و این عبارت را میتوانیم این طور بنویسیم: اگر شمار زیادی رویداد A در شرایط بسیار متنوعی مشاهده شده باشند و اگر همه رویدادهای A مشاهده شده بدون استثنا خاصیت B را داشته باشند، پس همه رویدادهای A خاصیت B را دارند. بنابراين، بر اساس اسبقراگرایی ساده، مجموع شناخت علمی از مبنای مطمئنی ساخته میشود كه مشاهده آن را فراهم میآورد.
همان طور كه شمار واقعیتهای اثبات شده با مشاهده و آزمایش افزایش مییابد و بر اثر پیشرفت در مهارتهای مشاهدهای و آزمایشی ما، واقعیتها خالصتر و دقيقتر میشوند، بنابراین از طریق نتیجهگیری استقرایی جدید، قوانین و نظریههایی با كلیت و دامنه بیشتری ساخته میشوند. همچنين همانطور كه مقدار دادههای مشاهدهای افزایش مییابد، رشد علم رو به جلو و به سمت اعتلا، استمرار مییابد. تا اینجا، تحلیل فقط بخشی از توضیح علم را تشكیل میدهد. توانایی علم در تبیین و پیشبینی، خاصیت عمده و مطمئن آن است. شناخت علمی اخترشناس را توانا میسازد تا پیش بینی كند که گرفت بعدی خورشید چه وقت اتفاق خواهد افتاد و فیزیكدان را قادر میسازد توضیح دهد که چرا در ارتفاعات نقطه جوش آب از حالت متعارف كمتر است.
منبع: آرشيو دورههای قديمی مجله دانشمند به مدير مسئولی و سردبيری علی ميرزايی
«بنیاد علمی و فرهنگی گرامی» با شعار «گسترش دانش - اعتلای زبان» و با هدف «گسترش دانش به زبان فارسی روان» و «پاسخگویی نیازهای کاربردی جامعه ایرانی»، کوشش دارد تا با «جستجو»، «انتخاب»، «ویرایش»، «نمایه سازی» و «ارائه» مطالب علمی به زبان فارسی روان در محیط اینترنت، نسبت به افزايش رغبت مطالعه مطالب علمی و از اين طريق به گسترش دانش و اعتلای زبان فارسی در محيط اينترنت کمک کند. توضيح اين که مراد از زبان فارسی مورد اشاره در بالا، شکل نوشتاری روان و درست زبان مورد تکلم در تهران و مورد استفاده در آثار مکتوب و رسانه های کشور در زمان حال بوده و تعبيرهايی نظير «زبان خالص» و غیره مورد نظر نخواهد بود. با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و با وجود انبوه اطلاعات به ساير زبان ها در فضای مجازی اينترنت، زبان فارسی نيز بايد از طريق کاربرد درست آن، جايگاه شايسته خود را در اين فضا پيدا کند. حقوق معنوی مطالب ارائه شده در این سایت، در درجه اول متعلق به صاحبان آثار (نویسنده، مترجم و ناشر به شیوه نشر سنتی) و در درجه دوم از نظر انتخاب، اعمال وِیرایش های وِیژه، نمایه سازی، تایپ، آماده سازی و ارائه الکترونیکی آن ها، به بنیاد علمی – فرهنگی تعلق دارد. استفاده از مطالب ارائه شده در این سایت با ذکر منبع آزاد است.