مقدمه ای بر مفهوم تکنولوژی
عنوان مقاله: مقدمه ای بر مفهوم تکنولوژی
An Introduction to Technology Concept
نويسنده/ مترجم: انجمن آمريکايی برای پيشرفت علم/ اکبر قراخانی بهار
Akbar Gharakhani Bahar
آدرس پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم: a_gh_bahar@hotmail.com
تاريخ تهيه: 1387
ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی واژه - تاريخ ارسال: 1387
آدرس پست الکترونيکی ارسال کننده:
موضوع اصلی: تکنولوژی - موضوع فرعی: نقش تکنولوژی
سه کليدواژه اصلی به ترتيب اهميت:
تکنولوژی و علم، تکنولوژی و طراحی، جنبههای تکنولوژی
سه کليدواژه فرعی به ترتيب اهميت:
رابطه علم و تکنولوژی، محدوديتها در تکنولوژی، اثرات جانبی تکنولوژی
چکيده مقاله
تکنولوژی توسعه دهنده توانايیهای بشر برای تغيير جهان است. بشر به منظور تطابق دادن جهان با خواستههای خود از تکنولوژی استفاده میکند. مهندسی، کاربرد نظاممند دانش علمی در مورد تکنولوژی است. مهندسان برای حل مسائل عملی از دانش علمی و برای طراحی از تکنولوژی استفاده میکنند. هر طرح مهندسی دارای محدوديتهايی است که بايد از ابتدا مشخص شده و در نظر گرفته شوند. بعضی از اين محدوديتها مطلق و بعضی دارای انعطاف هستند. يک طرح بهينه طرحی است که ضمن داشتن حداکثر انعطاف، حداقل محدوديتها را داشته و بين آنها نوعی سازگاری ايجاد کرده باشد. تمامی سيستمها اعم از ساده يا پيچيده، شامل کنترل به منظور حفظ حالت کار درست در آنها هستند. وظيفه کنترل اين است که اطلاعات ناشی از رخ دادهها را با آنچه که بايد رخ میداد مقايسه کند و در صورت نياز، تنظيمات لازمه را در سيستم به عمل آورد. در کنار منافع حاصل از هر طرح، طرحها غالبا دارای اثرات جانبی ناخواسته نيز هستند. اثرات جانبی تکنولوژیها ممکن است به صورت انفرادی قابل اغماض بوده ولی به صورت تجمعی، قابل ملاحظه باشد. فارغ از هر گونه تدبير و سرمايهگذاریهای انجام شده در مورد جلوگيری از اثرات جانبی و يا خطاهای تکنولوژی، خطرات ناشی از آنها به هيچ وجه قابل صفر شدن نيست. با اين وجود در استفاده ما از تکنولوژیها، وجه کمی اثرات و خطاها غالبا بر وجه ديگر آن غلبه دارد.
مقدمهای بر مفهوم تکنولوژی
مقدمه
تکنولوژی به قدمت انسان است. میتوان گفت که فنون اوليه برای شکل دادن به اجسام، نخستين آثار و علائم نشان دهنده شروع فرهنگ انسانی هستند. تکنولوژی در توسعه تمدنها نقش بزرگی داشته است. تکنولوژی نظير زبان، هنر و يا ساير موارد مشابه، يکی از بخشهای درونی تشکيل دهنده نظام فرهنگی جوامع بوده و به نوبه خود شکل دهنده و منعکس کننده ارزشهای اين نظام نيز بوده است. در دنيای امروز، تکنولوژی به منزله کار بزرگ پيچيده اجتماعی، نه تنها شامل پژوهش، طراحی و توليد، بلکه شامل امور مالی، کار، بازاريابی و غيره نيز میگردد.
تکنولوژی توسعه دهنده توانايیهای بشر برای تغيير جهان است. به عنوان مثال بريدن، شکل دادن و کنار هم قراردادن مواد، انتقال اشياء از يک محل به محل ديگر و غيره، همه ابعادی از تکنولوژی را در خود دارند. ما از تکنولوژی به منظور تغيير جهان به منظور تطابق آن با خواستههای خود استفاده میکنيم. اين تغييرات ممکن است با چيزهای مختلفی نظير تهيه بهتر غذا، ساختن محلی امن برای زندگی، دانش، هنر و غيره مرتبط باشند.
نتايج حاصل از تغيير جهان غالبا پيچيده و غير قابل پيشبينی هستند. اين نتايج ممکن است شامل منافع، هزينهها و يا خطرات پيشبينی نشدهای بوده و هر کدام از آنها نيز ممکن است در زمانهای مختلف، متوجه گروههای اجتماعی متفاوتی باشند. اهميت اثرات جانبی ناشی از تکنولوژی از اهميت توانايیهای ناشی از آن دست کمی ندارد. در اين مطلب به طبيعت تکنولوژی و اين که چه دانشی از آن به عنوان سواد علمی برای هر شهروند لازم است، پرداخته شده و در باره روشهای تفکر در مورد تکنولوژی به منظور کمک به استفاده عاقلانه از آن نيز سخن رفته است.
تکنولوژی و علم
کمک تکنولوژی به علم
در زمانهای دور، تکنولوژی خارج از تجربيات فردی و تنها با توجه به خصوصيات اشيا و فنون مورد نياز برای تغيير يا دستکاری در آنها رشد کرده و در طول نسلها به صورت استاد و شاگردی، از يک نسل به نسل ديگر منتقل شده است. در حالی که امروزه تکنولوژی نه تنها از طريق آموزش استادان به شاگردان، بلکه به کمک بيان علمی و در قالب اشکال، نوشتهها و نمادها نيز از نسلی به نسل ديگر منتقل میشود. به بيان ديگر امروزه دانش علمی در مورد تکنولوژی نه تنها شامل تجربه عملی انباشته در مورد آنها، بلکه به همان ميزان و يا بيشتر، شامل درک علمی چگونگی ساختار و رفتار اشياء نيز میباشد.
مهندسی، به عنوان کاربرد نظاممند دانش علمی در مورد تکنولوژی است. هر رشته مهندسی از يک پيشه و کار به عنوان يک علم برای آن پيشه و کار، منشأ گرفته است. دانش علمی شرايطی را پيش میآورد که ما پيش از آن که چيزی را ساخته يا مورد مشاهده قرار دهيم، رفتار آن را پيشبينی کنيم. به علاوه، علم همواره انواع جديدی از رفتارها را پيشنهاد میکند که ما از قبل در مورد آن تصوری نداشتهايم و اين خود به تکنولوژیهای جديد منجر میشود. مهندسان برای حل مسائل عملی و به منظور طراحی، از دانش علمی و تکنولوژی استفاده میکنند.
تکنولوژی به منزله چشم، گوش و نيز ماهيچههای علم است. به عنوان مثال، استفاده از کامپيوترهای الکترونيکی در امور هواشناسی، ساختار ژنها و بسياری حوزههای ديگر، به پيشرفتهای قابل ملاحظهای در سيستمهای مربوطه منجر شده، طوری که پيش از اين، اين نوع پيشرفتها در آن حوزهها هرگز سابقه نداشته است. امروزه، تکنولوژی از نظرهای مختلف از ضروريات علم محسوب میشود، طوری که بدون استفاده از آن، ممکن است پژوهش علمی غيرممکن گردد. هر روزه ابزارهای تکنولوژيک جديدی ابداع میشوند که هر يک از آنها در پيشرفت پژوهش در شاخههای مختلف علم، سهم به سزايی دارند.
تکنولوژی تنها تأمين کننده ابزار برای علم نيست، بلکه ممکن است در تحرک بخشی به پژوهش و نظريهپردازی نيز بسيار مؤثر باشد. به عنوان مثال، نظريه تبديل انرژی، در ابتدا، بيشتر به منظور حل مسائل موجود در افزايش کارآيی موتورهای بخار تجارتی توسعه پيدا کرد. همچنين پژوهش در مورد ژن انسانی، به مقدار زيادی از تکنولوژی مورد استفاده در مهندسی ژنتيک مايه گرفته و سبب شده تا اين پژوهشها قابل انجام باشند.
با پيچيده شدن تکنولوژی، ارتباطهای آن با علم نيز مستحکمتر شده است. به عنوان مثال در حوزه فيزيک حالت جامد و در بخشی که به نيمه رساناها و ترانزيستورها مربوط میشود، توانايی مطالعه در باره يک چيز يا ساخت آن چيز، آنقدر به هم وابسته هستند که جدا کردن علم از تکنولوژی امکانپذير نيست. پژوهشهای جديد نيازمند تکنولوژی جديد و تکنولوژی جديد به نوبه خود نيازمند علم جديد هستند.
مهندسی به منزله همآورنده پژوهشهای علمی و ارزشهای عملياتی
مهندسی، تکنولوژی با مدلسازی رياضی فرايندها مرتبط است. مهندسی عبارت از ارائه طرحی برای حل يک مسئله است. برای ارائه طرح، روش اساسی اين است که ابتدا برخوردی کلی با مسئله صورت بگيرد و سپس در مورد جزنيات فنی مربوطه (مثلا، اجزا موتور اتومبيل) يا فرايند مربوطه (مثلا، احتراق و غيره) کار شود.
تقريبا همه چيزهايی که در مورد طبيعت علم قابل بيان باشد در مورد طبيعت مهندسی نيز قابل بيان خواهد بود. اين گفته به خصوص در مورد استفاده از رياضيات، نقش خلاقيت و منطق در آنها، اشتياق برای اول بودن، نوع افراد درگير در آنها، متخصصان حرفهای هر دو حوزه، مسئوليت در برابر عموم و غيره مصداق دارد. البته تعداد مهندسان غالبا از تعداد دانشمندان بيشتر است. خيلی از دانشمندان نيز کارهايی انجام میدهند که میتوان آنها را مهندسی يا علم ناميد. همچنين مهندسان زيادی نيز به کار علم مشغول هستند.
دانشمندان به دنبال الگوهايی در پديدهها هستند که بتوانند جهان را قابل درک سازند. در صورتی که مهندسان در پی الگوهايی هستند که با آنها بتوان جهان را قابل دستکاری کنند. دانشمندان در جستجوی نظريههايی برای تطابق با دادههای موجود در يک زمينه، رياضيدانان در پی اثبات منطقی ارتباطها و مهندسان به دنبال يافتن طرحهای عملياتی و نشان دادن کار طرحهای خود در زمينه مربوطه هستند. دانشمندان نمیتوانند برای تمامی سؤالات پاسخ ارائه کرده و رياضیدانان نمیتوانند تمامی ارتباطهای ممکن را اثبات نمايند. مهندسان نيز نمیتوانند برای تمامی مسائل راهحل طراحی کرده و آن را عملياتی کنند.
تأثير مهندسان در نظام اجتماعی و فرهنگ از تأثير پژوهشهای علمی بيشتر و مستقيمتر است، طوری که اين تأثير در هر صورت موفقيت يا شکست و منفعت يا ضرر دارای اثرات فوری در سطح فرد يا اجتماع است. تصميمات مهندسان در زمينه طراحی پيچ برای هواپيما يا طراحی سيستم آبياری برای کشاورزی، در کنار قضاوت علمی در باره آنها، دارای ارزشهای فردی و اجتماعی نيز هست.
طراحی تکنولوژی
طراحی در تحت محدوديتهای موجود
هر طرح مهندسی در تحت محدوديتهايی که بايد از ابتدا مشخص شده و در نظر گرفته شوند، کار میکند. بعضی از اين محدوديتها مطلق هستند. به عنوان مثال محدوديتهای موجود در خواص فيزيکی، رسانای برقی بودن، اصطکاک و غيره از جمله آنها هستند. برخی محدوديتها نيز دارای قدری انعطاف هستند. به عنوان مثال، در حوزه اقتصاد ميزان بودجه قابل تخصيص به يک مورد، در حوزه سياست مقررات محلی، دولتی و ملی و غيره از اين دسته هستند. يک طرح بهينه طرحی است که ضمن داشتن حداکثر انعطاف، حداقل محدوديتها را داشته و بين آنها نوعی سازگاری ايجاد کرده باشد.
رسيدن به طرحی بهينه، نيازمند در نظر گرفتن همه ارزشهای فردی و اجتماعی است. برخی مواقع ممکن است طرحها تنها به تصميمگيریهای معين در زمينه ترکيب اجزاء مشخص نياز داشته باشند. ولی در ابداع روشهای جديد برخورد با مسائل و يا اجزاء و ترکيبات جديد، به خلاقيتهای بالا و در ديدن مسائل يا امکانات جديد، به نوآوریهای بزرگ نياز است.
با اين وجود، هيچ طرح تمام و کاملی وجود ندارد. متناسب کردن يک محدوديت در يک طرح ممکن است باعث به هم خوردن ساير محدوديتها شود. به عنوان مثال غالبا سبکترين فلزات، محکمترين آنها نيستند. همچنين کارآترين شکل برای يک شيئی، ممکن است برای آن شيئی ايمنترين شکل و يا از نظر زيبايی مطبوعترين شکل نباشد. بدين خاطر، هر مورد طراحی، بسته به اين که مردم به محدوديتهای مختلف چه ارزشهايی را قائل هستند، خود را به سمت راهحلهای متناوب متعددی متمايل میکند.
به عنوان مثال، ممکن است سؤال شود آيا استحکام مطلوبتر از سبکی است يا ظاهر نسبت به ايمنی برتری دارد؟ کار معمولا طوری انجام میشود که طراحی مورد نظر بتواند به منطقیترين شکل ممکن، بين تمامی محدوديتهای موجود توازن ايجاد کند. با اين توضيح که هيچ طرحی وجود ندارد که همزمان ايمنترين، باثباتترين، کارآترين، ارزانترين و غيره باشد.
ممکن است طرح يک شيئی يا فرايند، به صورت منفرد و بدون توجه به وجوه آن از نظر استفاده، تهيه شود. اکثر محصولات تکنولوژيک بايد بتوانند در حوزه تعريف شده خود عمل کرده، نگهداری شده، گاهگاهی تعمير و در نهايت تعويض شوند. از آنجا که تمامی اين موارد دارای هزينه خاص خود هستند، بنابراين در طراحی آنها بايد همه موارد در نظر گرفته شوند.
در حال حاضر علاوه بر موارد بالا، آنچه که به خصوص در مورد تکنولوژیهای پيچيده به صورت روز افزونی در حال طرح است، آموزش افرادی برای فروش، عمليات، نگهداری و تعميرکردن آنها است. به ويژه وقتی تکنولوژی به صورت سريع تغيير میکند، آموزش افراد هزينههای بالايی را به خود اختصاص میدهد. پايين نگاه داشتن انتظارات از عوامل انسانی نيز خود محدويت ديگری را به طراحی تحميل میکند.
طرحها به خصوص وقتی که غيرعادی و پيچيده بوده يا محصول يا فرايند نهايی گران و يا خطرناک و يا قصور در عملکرد، دارای هزينههای بسيار بالايی باشد، همواره نيازمند آزمون هستند. ممکن است لازم باشد تا آزمونهای کيفيت اجراء مربوط به يک طرح با استفاده از محصولات کامل انجام شود. انجام چنين کاری نيز ممکن است به صورت غير قابل اجتنابی مشکل و يا گران تمام شود. بدين خاطر، آزمونها اغلب با استفاده از مدلهای فيزيکی در مقياس کوچک، همانندسازیهای کامپيوتری، تجزيه وتحليل روی سيستمهای قابل قياس با سيستم مورد آزمايش (به عنوان مثال حيوانات آزمايشگاهی به جای موجودات انسانی) و يا تنها آزمون مؤلفههای جداگانه، انجام میشوند.
شمول کنترل در سيستمها
تمامی سيستمها اعم از ساده يا پيچيده، شامل کنترل به منظور حفظ حالت کار درست آنها هستند. وظيفه کنترل اين است که اطلاعات ناشی از آنچه که رخ داده را با آنچه که بايد رخ میداد مقايسه کند و سپس در صورت نياز، تنظيمات لازمه را در عملکرد سيستم به عمل آورد. کنترل به صورت معمول به بازخوری اطلاعات و نيز وسيلهای برای فعال کردن تغييرات پيشبينی شده جهت تنظيم عملکرد بر اساس اين اطلاعات نيازمند است. اطلاعات مربوط به وضعيت عملکرد سيستم از طريق حسگرها يا ساير منابع اطلاعات تامين میشوند.
به عنوان مثال، يک اجاق برقی نوعی سيستم ساده است. بخش کنترل اين سيستم، به صورت مداوم اطلاعات مربوط به ميزان دمای اجاق را با آنچه که روی دستگاه اجاق تنظيم شده است، مقايسه میکند. ضمن اين مقايسه، با خاموش يا روشن کردن بخش گرم کننده اجاق، دمای آن را در حالتی نگاه میدارد تا از مقدار تنظيم شده بالاتر يا پايينتر نرود.
اتومبيل سيستم پيچيدهتری است که خود از سيستمهای فرعی ديگری جهت کنترل و ايجاد تغييرات لازم در موارد لزوم نظير دمای موتور، سرعت، جهت و غيره تشکيل شده است. مدارهای الکترونيکی کوچک شده که به آسانی میتوانند در داخل انواع سيستمها کار گذاشته شوند،میتوانند کنترلهای منطقی را به عمل آورند. تقريبا تمامی سيستمهای جديد دارای نوعی پردازنده الکترونيکی هستند که عمليات آنها را تحت کنترل خود دارد.
هر قدر کنترلها پيچيدهتر شوند، به هماهنگی بيشتر و لايههای جديدتری از کنترل نياز پيدا میشود. پيشرفت در ارتباطات و پردازش اطلاعات و افزايش سرعت در آنها، به ايجاد سيستمهای کنترل بسيار بهتری منجر شده است. با اين وجود، هنوز تمامی سيستمهای تکنولوژيکی در کنار اجزاء الکترونيکی، به عوامل انسانی نيز نيازمندند. حتی خودکارترين سيستمها نيز در مواردی نظير برنامهريزی کنترل نهفته در آنها، نظارت بر آنها، کنار گذاشتن سيستم در مواقعی که خوب کار نمیکند و اعمال تغييرات لازم در آنها در مواقعی که اين تغييرات ضرورت پيدا میکنند، به عوامل انسانی نيازمندند. در واقع میتوان گفت که کنترل واقعی در دست کسانی است که طبيعت و کار فرايندهای مربوطه را به صورتی عميق درک کردهاند و میدانند که اجزاء سيستم مورد نظر، در حوزههای تعريف شده دارای چه وظايفی هستند.
وجود اثرات جانبی تکنولوژیها
طرحها در کنار منافع حاصل، غالبا دارای اثرات جانبی ناخواسته نيز هستند. به عنوان مثال، کار کردن در محيطهای مجازی و همانندسازی شده محيط واقعی ممکن است از کار کردن در محيطهای واقعی راحتتر و کمخطرتر باشد. همچنين کار روی ساختن موادی مثلا برای استفاده در ماهوارهها، ممکن است در ساختن ساير وسائل مورد نياز عادی نيز سودمند باشد. در کنار اين منافع، نتايج حاصل ممکن است باعث تخريب محيط زيست و يا زيان رساندن به کارکنان درگير در تکنولوژی، ساکنين يک منطقه و يا حتی تمامی جامعه بشريت گردد. همينطور ايجاد يک تکنولوژی جديد ممکن است برای عدهای کار بيافريند و عدهای ديگر را بیکار نمايد و يا طبيعت کار افراد شاغل در کاری را عميقا تحت تاثير قرار دهد.
البته تنها تکنولوژیهای بزرگ نظير رآکتورهای هستهای و غيره دارای اثرات جانبی نيستند، بلکه تمامی تکنولوژیها حتی کوچک نيز ممکن است در حد خود دارای اثرات جانبی باشند. اثرات جانبی تکنولوژیهای معمولی ممکن است به صورت انفرادی قابل اغماض بوده ولی به صورت تجمعی، قابل ملاحظه باشد. به عنوان مثال، يخچالهای معمولی که زندگی روزمره ما اين همه به آنها وابسته است، در صورت خروج حتی مقدار کمی از گاز قسمت سرد کننده آنها، با توجه به تعداد زياد آنها ممکن است باعث ايجاد اثرات جانبی روی جو کره زمين شود.
بعضی از اثرات جانبی به دليل فقدان پيشبينیهای لازم در مورد آنها، پيش میآيند. برخی ديگر نيز به دليل پيچيدگی تکنولوژی يا عوامل مربوطه در اصل غير قابل پيشبينی هستند. برخی از اثرات جانبی ناشی از تکنولوژیها از ديدگاههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و غيره ممکن است برای گروههايی از مردم غير قابل قبول بوده و اين گروهها را به تقابل با آنها تهييج کنند. برای کم کردن اثرات جانبی تکنولوژیها، طراحان به فکر تجزيه و تحليل خطرات ناشی از ايجاد تکنولوژیها افتادهاند. به عنوان مثال، گروههای مختلف مردم خواستار تصويب قوانينی هستند که بر اساس آن قبل از اجازه انجام هر طرح تکنولوژيک، نظير ايجاد کارخانه، فرودگاه، جاده، سيستمهای دفع زباله و فاضلاب و غيره، ابتدا مطالعات مربوط به اثرات جانبی آنها برروی محيط زيست به عمل آمده باشد.
تجزيه و تحليل خطرات ممکن است در عمل بسيار پيچيده باشد. علت اين امر آن است که خطرات مرتبط با يک دسته اعمال خاص، ممکن است هرگز قابل حذف نباشند. پذيرش يک دسته از خطرات ممکن است در مقايسه آنها با خطرات مرتبط با دسته اعمال مشابه ديگر يا خطرات بيشتر شناخته شده انجام گرفته باشد. عکسالعملهای روانی مردم نسبت به خطرات، ممکن است در عمل با مدلهای رياضی هزينه و منافع مطابقت نداشته باشد. مردم خطراتی را بالا در نظر میگيرند که کنترلی روی آن نداشته باشند. تفسيرهای شخصی از خطرات، ممکن است به شدت از نحوه بيان خطرات نظير بيان تعداد کلی افراد متأثر از آن به جای بيان نسبت اين افراد در کل جامعه مورد نظر، متأثر باشد.
در معرض خطا بودن تمامی سيستمها
اکثر تکنولوژیهای جديد از راديوهای ترانزيستوری گرفته تا هواپيماها، طوری مهندسی و ساخته شدهاند که دارای ثبات قابل قبولی در عملکرد خود هستند. احتمال بروز خطا در آنها به اندازهای است که غالبا وجه عدم بروز خطا غلبه دارد. با اين وجود هر قدر سيستمی پيچيدهتر باشد، احتمال بروز خطا در عملکرد آن بيشتر است و اثرات جانبی محتمل ناشی از خطا نيز گستردهتر در نظر گرفته میشود.
يک سيستم يا دستگاه، به دلايل مختلف از قبيل بروز خطا در يک بخش آن، عدم تطابق کامل يک بخش با بخش ديگر و يا اين که طراحی سيستم مربوطه برای تمامی شرايطی که آن سيستم مورد استفاده قرار میگيرد، کافی نباشد، ممکن است دچار خطا گردد. يک راه دور شدن از خطا، به عنوان مثال، داشتن ظرفيتهای بيشتر از حد لزوم در سيستمها است. روش ديگر تدبير سيستم پشتيبان برای مواقع بروز خطا در سيستم اصلی است.
اگر بروز خطا در يک سيستم هزينههای زيادی را به همراه آورد، سيستم بايد طوری طراحی گردد که در صورت بروز خطا، کمترين ضرر حادث شود. مثال مربوط به اين نوع طراحیهای موسوم به «خطای سالم»، بمبی است که در صورتی که چاشنی آن درست عمل نکند، منفجر نگردد. همچنين شيشههای موسوم به ايمن در اتومبيلها که در صورت وارد آمدن ضربه منجر به شکسته شدن آنها، به جای ايجاد قطعات شيشه برنده پران در هوا، قطعات شيشه بی خطر در همان محل توليد کند. روش ديگر کاهش خطا، انجام طراحی بهتر و کاملتر با استفاده از دادههای بيشتر، دخالت دادن متغيرهای بيشتر، ساختن مدلهای کاری واقعیتر، انجام همانندسازی روی کامپيوتر و ساختن کنترلهايی است که در صورت بروز مسئله و مشکل منجر به بروز خطا، آن را تشخيص داده و اصلاح کند.
تمامی روشها و وسائلی که بخواهند خطا را کاهش داده يا از آن جلوگيری کنند، باعث بالا رفتن هزينههای طراحی و توليد میشوند. فارغ از هر گونه تدبير و سرمايهگذاریهای انجام شده در مورد جلوگيری از خطاها، خطرات ناشی از اين خطاها به هيچ وجه قابل صفر شدن نيستند. تجزيه و تحليل خطرات، شامل تخمين احتمال وقوع موارد قابل پيشبينی و نيز تخمين اندازه ضرر و زيان حاصل در صورت وقوع آن موارد است. اهميت هر خطا، با توجه به اندازه ضرر و زيان احتمالی حاصل، تخمين زده میشود. در اين صورت خطرات نسبی طرحهای مختلف میتوانند از روی احتمال ضرر و زيان حاصل از هر يک با هم مقايسه شوند.
جنبههای تکنولوژی
حضور انسان
در طول يک صد سال گذشته، جمعيت کره زمين سه بار، دو برابر شده است. بی شک انسانها که در همه جای کره زمين حضور دارند، بسيار بيشتر از آنچه که اعداد و ارقام نشان میدهند، در آن تاثير داشتهاند. انسان با دستکاری در طبيعت و موجودات آن، ظرفيتهای طبيعی را افزايش داده و به جای پذيرش آنچه که پيش خواهد آمد، توانايی شکل دادن آينده به دلخواه خود را به دست آورده است.
استفاده از اين ظرفيتها مزايا و معايبی داشته است. از يک طرف، پيشرفت تکنولوژی منافع بس بزرگی تقريبا برای همه بشريت به همراه آورده است. امروزه اکثر مردم به کالا و خدماتی دسترسی دارند که در گذشتهای نه چندان دور تنها در اختيار عدهای معدود و ثروتمند بود. اين کالاها و خدمات حوزههای مختلفی نطير ارتباطات، حمل و نقل، خورد و خوراک، بهداشت، تفريح و غيره را شامل میشوند.
از طرف ديگر، رفتاری که باعث شد تا نوع انسان به سرعت در همه جای کره زمين حاکم شود، برای نوع خود انسان و ساير موجودات زنده روی کره زمين، خطرات جديدی را به وجود آورده است. پيشرفت در تکنولوژی کشاورزی باعث ازدياد جمعيت شد، اما در عوض باعث خسارت به آب و خاک گرديد که خود برای ادامه توليد محصولات لازم و ضروری هستند. بنابراين شايد لازم باشد تا بشر برای جبران اين خسارتها نيز تکنولوژیهای ديگری را خلق کند.
دستيابی به سوختهای فسيلی و استفاده از آن، انسان را به منابع انرژی غير قابل تجديد متکی کرده است. بر اساس اعداد و ارقام موجود، ما به روشهايی که تکنولوژیهای موجود ارائه میکنند، قادر به ادامه زندگی نخواهيم بود. تکنولوژیهای جديد جايگزين در اين زمينه نيز ممکن است ناکافی بوده يا دارای تبعات غير قابل پذيرشی باشند. اگر چه کارخانهها محصولات مورد نياز ما را توليد میکنند، ولی آنها خاک، آب، هوا، جو کره زمين و محيط زيست را نيز آلوده کرده يا تخريب مینمايند.
اين اثرات نه تنها مثلا لايه اوزون که کره زمين را در برابر اشعه مرگبار فرابنفش خورشيد حفاظت میکند، تخريب میکنند، بلکه با افزودن به اکسيد دو کربن موجود در جو کره زمين، باعث ماندگاری گرما در جو و در نتيجه افزايش تدريجی دمای کره زمين میشوند. اثرات محيط زيستی يک جنگ هستهای میتواند روی حيات در روی کره زمين اثرات مخرب داشته و برخی جنبههای موجود حيات را به کلی از بين ببرد.
از نظر انواع ديگر جانوران، وجود و گسترش انسان در روی کره زمين همراه با تخريب محيط زيست، باعث کم شدن منابع طبيعی در دسترس آنها برای تغديه شده است. انسان با تغيير عوامل طبيعی نظير دما، ترکيبات شيميائی و غيره به عمد يا به تصادف، باعث بی ثبات شدن اکوسيستم موجودات ديگر شده است. اين کارها باعث کاهش نمونههای زيستی و از بين رفتن بعضی نمونهها و نيز تغيير ويژگیهای آنها در انتخاب طبيعی، از طريق مهندسی ژنتيک گرديده است. آنچه که از نظر حيات در روی کره زمين رقم خواهد خورد، به مقدار بسياری به نوع انسان بستگی دارد. هوش انسانی که منشاء تمامی اين امکانات برای راحتی بشر در روی کره زمين بوده، در عين حال تنها منبع موجود برای تدبير راههايی برای رهايی او از تبعات منفی اين تغييرات است.
عمل و عکسالعمل قوی موجود بين سيستمهای اجتماعی و تکنولوژيک
برای ابداع در زمينه تکنولوژی، توانايیهای فردی مورد نياز است. نيروهای اجتماعی و اقتصادی نيز به شدت دنبال اين هستند که چه تکنولوژیهايی مورد توجه بوده يا مورد استفاده قرار میگيرند و يا در مورد چه تکنولوژیهايی سرمايهگذاری انجام میشود. اين قبيل تصميمات به صورت مستقيم، به عنوان موضوعات مربوط به خطمشی حکومتها و به صورت غير مستقيم، به عنوان نتايج ناشی از محيط و ارزشهای جامعه در يک مقطع زمانی مشخص، رخ میدهند. در برخی از کشورها، تصميمات روی تکنولوژیها ممکن است از عوامل مختلفی نظير اولويتها، نيازها، امکانات بالقوه موجود، اکتشافات علمی، ميزان بودجه و غيره تأثير بپذيرد. ايجاد توازن بين عوامل مختلف، بسته به نوع سيستمهای تکنولوژيک، مختلف بوده و ممکن است باعث توجه کمتر يا بيشتر به يک عامل يا عامل ديگر گردد.
تکنولوژی، تاريخ و طبيعت جامعه انسانی را به شدت تحت تأثير قرار داده و همچنان تحت تأثير قرار خواهد داد. به عنوان مثال، انقلاب در يک زمينه تکنولوژی، بيشتر از انقلاب در زمينههای ديگر نحوه زندگی مردم را تحت تأثير قرار داده است. پيشرفت در پزشکی و بهداشت به افزايش جمعيت منجر شده است. استفاده از تير و کمان، باروت يا بمب اتمی نيز در نحوه پيشبرد جنگ تاثير به سزايی داشتهاند. همچنين اختراع ريزپردازندهها و کامپيوترها و گسترش کاربرد آنها در جامعه معاصر، باعث بروز تحولاتی شگرف در زندگی مردم شده و همچنان خواهد شد. تکنولوژیها در ايجاد تغييرات در مقياس وسيع، نظير افزايش شهرنشينی و نيز بستگی اقتصادها به همديگر در سطح جهان، نقش به سزايی داشتهاند.
از نظر تاريخی، بعضی نظريهپردازان اجتماعی عقيده داشتهاند که اين تغييرات در تکنولوژیها نظير صنعتی شدن و توليد انبوه بوده که تغييرات اجتماعی را به همراه داشته است. بعضی نظريهپردازان نيز عقيده داشتهاند که تغييرات اجتماعی نظير تغييرات سياسی يا دينی منجر به تغييرات تکنولوژيک میشوند. در هر صورت میتوان گفت که به سبب بستگی زياد بين سيستمهای اجتماعی و تکنولوژيک، تأثيرات ناشی از آنها نيز در جهتهای مختلف بوده است.
اعمال محدوديت سيستمهای اجتماعی روی سيستمهای تکنولوژيک
در اکثر موارد، ارزشهای حرفهای مهندسی خيلی شبيه به علم است. از آنجا که تکنولوژی دارای ارزشهای اقتصادی است، غالبا افتراقی بين مهندسی و علم از يک طرف و تکنولوژی از طرف ديگر وجود دارد. برای ايجاد و روانه بازار کردن يک تکنولوژی غالبا به سرمايهگذاریهای زيادی از نظر مالی و زمانی نياز است که از منظر تجارت، خود با خطرات قابل ملاحظهای نيز روبرو است.
اگر رقبا بدون سرمايهگذاری به تکنولوژی جديد دسترسی پيدا کنند، در اين صورت، سرمايهگذاریها ممکن است کاملا به خطر افتد. بدين خاطر، شرکتها غالبا در مورد به اشتراک گذاشتن دانش تکنولوژيک خود با سايرين، بیميل هستند. اما هيچ دانش علمی يا تکنولوژيک برای مدت مديدی در خفا نمیماند. در خفا نگه داشتن در اغلب موارد تنها دارای مزيتهايی از نظر زمان است. قوانين مربوط به ثبت اختراع غالبا اين اجازه را به مالکان اصلی اختراع میدهند که آنان بتوانند روی استفاده از تکنولوژی جديد مورد اختراع خود کنترل داشته باشند. ولی به منظور ايجاد رقابت بين مخترعان، چنين حمايتهايی غالبا برای دورههای زمانی محدودی انجام میگيرد.
تجارت تنها انگيزه برای حفظ اسرار و کنترل آن نيست. به عنوان مثال بر عکس شرکتهای خصوصی که در آنها در خفا نگه داشتن يک تکنولوژی ممکن است جنبه مالی داشته باشد، در مؤسسات دولتی ممکن است اين در خفا نگه داشتنها جنبه امنيت ملی پيدا کند. هر تکنولوژی که جنبه نظامی پيدا کند، غالبا از سوی دولتهای مربوطه مورد اعمال محدوديت قرار میگيرد. نتيجه اين اعمال محدوديت، محدود شدن ارائه دانش مهندسی و يا حتی محدوديت در صادرات محصولاتی است که ممکن است از آنها بتوان به دانش مهندسی رسيد.
به خاطر ارتباط نزديک بين علم و تکنولوژی در برخی زمينهها، اعمال محدوديت در مورد تکنولوژی باعث اعمال محدوديت در انتقال آزاد اطلاعات علمی نيز میشود. در مورد پذيرش يا عدم پذيرش در خفا نگه داشتن دانش تکنولوژيک بين دانشمندان نيز اختلاف نظر وجود دارد . برخی از دانشمندان آن را پذيرفته و برخی ديگر با آن به مخالفت برمیخيزند.
پيچيده بودن تصميمات در مورد تکنولوژی
اکثر تکنولوژیها بر مبنای بازار آزاد توسعه پيدا کرده و يا به فراموشی سپرده میشوند. اين وضعيت از چگونگی استقبال شرکتها و مردم از تکنولوژیها ناشی میشود. برخی تکنولوژیها ممکن است جنبه منازعه عمومی پيدا کنند. مواردی از قبيل مهندسی ژنتيک يا نيروگاههای هستهای از آن جملهاند. در برخی موارد نيز ممکن است در مورد يک تکنولوژی که به صورت گستردهای مورد استفاده قرار دارد، به خاطر طرح سؤالات و يا وجود ابهاماتی در زمينه آن، افکار عمومی توقف آن و يا عدم توليد محصولات بر اساس آن تکنولوژی را خواستار شود. به عنوان مثال ضايعات ناشی از کارکرد يک تکنولوژی و اثرات مخرب ناشی از ضايعات يک کالای خاص در طبيعت ممکن است اين وضعيت را پيدا کند.
موارد مربوط به تکنولوژی به ندرت ساده و يا يک طرفه هستند. اين موارد معمولا به صورت تمام و کمال به يک طرف يا طرف ديگر مربوط نيستند. اتخاذ تصميمات درست و منطقی در باره تکنولوژیها عالبا نيازمند اطلاعاتی است که طرفين درگير غالبا به راحتی آن را در اختيار قرار نمیدهند. اين قبيل دعاوی تکنولوژيک معمولا با به وجود آمدن سؤالات يا ابهامات و وجود اطلاعات کافی در زمينه مربوطه مطرح میشوند.
بايد گفت که وجود سؤال و ابهام به همراه اطلاعات کافی در زمينه يک تکنولوژی موجب اتخاذ تصميم درست در مورد آن نيست. اما فقدان سؤال و ابهام و اطلاعات کافی، غالبا موجب اتخاذ تصميمات ضعيف در مورد آن تکنولوزی میشود. سؤالاتی که در مورد يک تکنولوژی جديد ممکن است قابل طرح باشند، میتوانند از قبيل سؤالات زير باشند:
· چه راههای موازی برای رسيدن به مقاصدی که تکنولوژی در نظر دارد، وجود دارد؟ مزايا و معايب هر کدام از آن راهها کدامند؟ بين جنبههای مثبت و منفی اثرات جانبی هر يک چه بحثهايی قابل طرح است؟
· با عرضه اين تکنولوژی، چه کسانی بيشترين و کمترين نفع و چه کسانی هيچ نفعی نخواهند برد؟ چه کسانی متضرر خواهند شد؟ طول زمان منفعت رسانی تکنولوژی چه مدت خواهد بود؟ آيا تکنولوژی کاربردهای ديگری نيز خواهد داشت؟ از آن کاربردها چه کسانی منتفع خواهند شد؟
· هزينه ايجاد و عملياتی شدن تکنولوژی جديد چقدر است؟ اين هزينه در مقايسه با موارد مشابه چگونه است؟ آيا اين هزينه غير از منتفعين شامل سايرين نيز خواهد شد؟ هزينههای توسعه تکنولوژی جديد را چه کسی تقبل خواهد کرد؟ تغيير اين هزينه در طول زمان چگونه خواهد بود؟ هزينههای اجتماعی تکنولوژی چه خواهد بود؟
· تکنولوژی مورد نظر چه مخاطراتی را با خود به همراه دارد؟ در صورت عدم استفاده از آن چه مخاطراتی قابل طرح است؟ چه کسانی در معرض بيشترين خطر از اين مخاطرات خواهند بود؟ مخاطرات تکنولوژی نسبت به ساير نمونههای حيات و يا محيط زيست چه خواهد بود؟ در بدترين شرايط، خطر آن چه خواهد بود؟ در صورت بروز خطر چه کسانی مسئول خواهند بود؟ روش حذف و يا کم کردن خطرات ناشی از تکنولوژی چه خواهد بود؟
· برای ساخت، نصب و راهانداری تکنولوژی مورد نظر چه کسان، مواد، ابزار و دانشی مورد نياز خواهد بود؟ آيا همه آنها در دسترس هستند؟ اگر در دسترس نيستند چگونه و از کجا قابل تأمين خواهند بود؟ برای ساخت، توليد و راهاندازی تکنولوژی، چه منابعی از انرژی مورد نياز خواهد بود؟ برای نگهداری، به هنگامسازی و تعمير تکنولوژی چه منابعی لازم خواهد شد؟
· برای دفع سالم مواد زايد ناشی از تکنولوژی، چه تدبيری وجود خواهد داشت؟ با کهنه و از دور خارج شدن تکنولوژی چه جايگزينی برای آن وجود خواهد داشت؟ بالاخره اين که محصول تکنولوژی چه بوده و افرادی که شغلشان به آن بستگی پيدا خواهد کرد، چه کسانی خواهند بود و وضعيت آنها چه خواهد شد؟
اگر چه ممکن است شهروندان معمولی در موقعيتی نباشند که بتوانند برای اين سؤالات پاسخهايی را دريافت کنند، ولی داشتن دانشی در اين زمينه توسط شهروندان، به عنوان افکار عمومی، در جلب توجه بيشتر مسئولين به موضوعات مربوطه بسيار مؤثر خواهد بود. به علاه اينها، شهروندان معمولی نيز ممکن است که نظرات شخصی خود در مورد تکنولوژی را مطرح کنند. به عنوان مثال سؤالات مربوط به لوازم خانگی، مواد غذايی مورد مصرف مردم و غيره میتواند از جمله اين سؤالات باشد. انباشت اين سؤالات و طرح آنها از طريق افکار عمومی میتواند در استفادههای وسيع از يک تکنولوژی و يا تصميمات در باره آن، بسيار مؤثر باشد.
البته همه سؤالات نيز به سادگی پاسخ داده نمیشوند. در اکثر موارد، تصميمات در مورد يک تکنولوژی بر اساس اطلاعات ناقص و يا تحت تأثيرات سياسی اتخاذ میشوند. با اين وجود نقش دانشمندان، رياضیدنانان و مهندسان در تخمين منافع و اثرات جانبی تکنولوژیها تعيين کننده است. آنان ممکن است با به ميان آوردن ابزارهای خاص و يا رويههايی برای جمعآوری و تجزيه و تحليل دادههای مربوطه، نقش مؤثری ايفا کنند.
«بنیاد علمی و فرهنگی گرامی» با شعار «گسترش دانش - اعتلای زبان» و با هدف «گسترش دانش به زبان فارسی روان» و «پاسخگویی نیازهای کاربردی جامعه ایرانی»، کوشش دارد تا با «جستجو»، «انتخاب»، «ویرایش»، «نمایه سازی» و «ارائه» مطالب علمی به زبان فارسی روان در محیط اینترنت، نسبت به افزايش رغبت مطالعه مطالب علمی و از اين طريق به گسترش دانش و اعتلای زبان فارسی در محيط اينترنت کمک کند. توضيح اين که مراد از زبان فارسی مورد اشاره در بالا، شکل نوشتاری روان و درست زبان مورد تکلم در تهران و مورد استفاده در آثار مکتوب و رسانه های کشور در زمان حال بوده و تعبيرهايی نظير «زبان خالص» و غیره مورد نظر نخواهد بود. با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و با وجود انبوه اطلاعات به ساير زبان ها در فضای مجازی اينترنت، زبان فارسی نيز بايد از طريق کاربرد درست آن، جايگاه شايسته خود را در اين فضا پيدا کند. حقوق معنوی مطالب ارائه شده در این سایت، در درجه اول متعلق به صاحبان آثار (نویسنده، مترجم و ناشر به شیوه نشر سنتی) و در درجه دوم از نظر انتخاب، اعمال وِیرایش های وِیژه، نمایه سازی، تایپ، آماده سازی و ارائه الکترونیکی آن ها، به بنیاد علمی – فرهنگی تعلق دارد. استفاده از مطالب ارائه شده در این سایت با ذکر منبع آزاد است.