دانشمندان و مردم
عنوان مقاله: دانشمندان و مردم
نویسنده/ مترجم: جان ویلکس/ عبدالحسین آذرنگ
آدرس پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم:
تاریخ تهیه:
ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی - تاریخ ارسال: 1388
آدرس پست الکترونیکی ارسال کننده:
موضوع اصلی: علم - موضوع فرعی: علم برای عموم
سه کلیدواژه اصلی به ترتیب اهمیت: نوشتن علمی، نقش دانشمندان در عمومی شدن علم، خواندن توأم با لذت مطلب علمی
سه کلیدواژه فرعی به ترتیب اهمیت: اهمیت دانش در جامعه، آموختن دانش به مردم، دانشمندان و مردم
چکیده مقاله
دلیل این که دانشمندان باید با مردم ارتباط برقرار کنند این است که درصد بالایی از مردم اطلاعات در باره علم را از مطالب مکتوب به دست میآورند. دانشمندان به عنوان تولیدکنندگان دانش علمی، به منظور آموختن مردم، در استفاده از رسانهها در موقعیت بهتری قرار دارند. دانشمند بهتر از هرکس دیگری میتواند که فقط با ارسال مطلبی به یک رسانه عمومی، درک جامعه را از دنیای پیرامون خود ارتقاء دهد. البته نوشتن برای عامه مردم فایدههای دیگری هم دارد و آن این است که با آموزش مردم، پشتیبانی مردم از علم و جذب جوانان با استعداد به این زمینه را سبب میشود. از این گذشته، دانشمندانی که خطاب به خوانندگان معمولی مینویسند، به وحدت علم با زندگی نیز کمک میکنند و در زمانی به این کار دست میزنند که دانشمندان در معرض خطر ندیدن یکدیگر هستند.
دانشمندان و مردم
«اگر بترکد، شیمی است. اگر بمیرد، زیستشناسی است. اگر کار نکند، فیزیک است». به نظر میرسد که این حقایق مسلم بر کلاسهای علمی دوره دبیرستان حاکم است. پسر بچه که بودم، حشره، سنگواره، صدف و هر چیز دیگری را که در طبیعت اطراف پیدا میشدند و من و مادرم را آزار نمیدادند، جمع میکردم. اما شیفتگی من به دنیای طبیعت در دوران نوجوانی، به خاطر حضور در کلاسهای درسی که معلمان دروس علمی در آنها فقط حقایق خشک و خالی را شرح میدادند، اندک اندک از بین رفت. در این درسها، شاخههای دانش، کاملا بستهبندی شده و پیراسته از هر گونه جستجوی همراه با غم و شادی که آن دانش را به بار آورده بودند، عرضه میشدند. من ظاهرا نمیتوانستم آزمایشها یا تشریحهای بستهبندی شده را درست انجام دهم.
همین حقایق بود که مرا واداشت تا به عنوان رشته اصلی خود در دانشگاه، رشته ادبیات را انتخاب کنم. البته با بیمیلی به دانشکده رفتم. از قضای روزگار، پس از آن همه که در راه ادبیات طی کردم، دوباره به سر علم برگشتم. در خلال سالهایی که از علم دور بودم، مقالههای علمی ساده در روزنامهها و مجلات را که برای خواندن توأم با لذت نوشته میشدند، میبلعیدم. روزی به این فکر افتادم که بهترین نوشته علمی همان قدر آموزنده و جالب توجه است که شعر و داستانی که من درس میدادم، میتوانست باشد. بدین خاطر تدریس ادبیات را رها کردم و آموختن نوشتن برای مردم را به دانشمندان شروع کردم.
در واقع داشتم به دانشمندان میآموختم که برای من بنویسند. به عنوان فردی معمولی که به علم و خوب نوشتن علاقهمند است، ویرایش نوشتههای آنها را شروع کردم. ویرایش تا جایی که تنها به چیزی که آنها میخواستند به من بگویند محدود نباشد، بلکه لذت از مطالعه هم به من ببخشد. به شاگردانم میگفتم که هیچ داستانی پایان یافته نیست مگر آن که هر دو کاری را که در بالا گفتیم انجام دهد، زیرا فرد غیردانشمند باید از راه سرگرم شدن روشن گردد. به قول رابرت فراست، بدون لذت، حکمی در کار نیست.
اما من فقط سالی 10 شاگرد تربیت میکردم و این تعداد برای ارضای نیاز شدید مردم به اطلاعات در باره پزشکی، علم و تکنولوژی کافی نبود. برای ارضای این نیاز فقط وجود نویسندگان بیشتر علمی کافی نیست. لازم است تا دانشمندان نویسنده بیشتری در رشتههای مختلف از فیزیک، زیستشناسی و اخترشناسی گرفته تا متخصصان در دیگر رشتهها وجود داشته باشند تا دانش و کشفیات علمی را با خوانندگان سادهای در میان بگذارند که علاقهمند هستند توضیحات به زبان ساده آنها را بخوانند.
دلیل اصلی این که بهتر است تا دانشمندان با مردم ارتباط برقرار کنند این است که برای مثال درصد بالایی از شهروندان امریکایی اطلاعات در باره علم را از مطالب مکتوب و تا اندازه کمتری از تلویزیون به دست میآورند. دانشمندان به عنوان تولیدکنندگان دانش علمی، به منظور آموختن این نکته به مردم که درباره پیشرفتهای پزشکی، علم و تکنولوژی چه نیازهایی هست و چه چیزی را لازم است تا بدانند، برای استفاده از رسانهها در موقعیت بهتری قرار دارند. دانشمندان بهتر از هرکس دیگری میتوانند که فقط با ارسال مطلبی به یک رسانه عمومی، درک جامعه را از دنیای پیرامون خود ارتقاء دهند. نوشتن برای مخاطبان عمومی را نباید لزوما به معنای نوعپرستی محض دانست.
حکومت مردم بر مردم به برگزینندگان آگاهی احتیاج دارد که وظیفه خود را درست انجام دهند. در هر حال، هر فرد معمولی هر قدر جریان علم را بهتر بفهمد، بیشتر نیز مایل است که برای تحقیقات علمی مالیات بپردازد. دلیل دیگر این که چرا دانشمندان باید برای مردم بنویسند این است که نوشتههای آنها را جوانان روشناندیشی بخوانند که ممکن است جز کتابهای درسی ملالانگیز و معلمانی که الهامی نمیبخشند، دسترسی دیگری به علم نداشته باشند. بالاخره این که این گونه نوشتنها، این فرصت را به دانشمندان میدهد که چیز بیهمتایی به دنیا عرضه بدارند. برخلاف سایر کار علمی که تصادفا ممکن است کس دیگری آن را انجام بدهد، نوشته دانشمند برای مردم، فقط به خود او تعلق دارد.
با این حال دانشمندان همکار من در مورد این که چرا آنان مایل به نوشتن برای مخاطبان و خوانندگان معمولی نیستند، دلایل زیادی میآوردند. آنها، برای مثال مرا به یاد نظام ترفیع و پاداش دانشگاه میانداختند که در مواقع ارتقاء و تصدی سمت، نوشتههای مردمپسند را نادیده میگیرد. در واقع میگفتند که دانشمندان مردمپسند، حتی برجستهترین آنها، آماج سخره همکاران خود هستند. آنان میگفتند که کارل ساگان، پس از ارائه مجموعه «کاسموس»، بیش از آن موفقیتی که از تحقیقاتش در زمینه اخترشناسی سیارات کسب کرده، ممکن است در میان عدهای از اخترشناسان موفقیت خود را از دست داده باشد. یادآور میشویم کارل ساگان زیستاخترشناس، نویسنده و پژوهشگر امریکایی است. برنامه تلویزیونی او به نام کاسموس، یکی از پربینندهترین و موفقترین برنامههای علمی تلویزیونی بود. متن این برنامه، به صورت کتابی منتشر شد که همان عنوان cosmos را داشت.
با این حال برخی از دانشمندان، بدون آن که همکاران خود را آزرده کنند، برای مخاطبان معمولی وسیع و علاقهمند مینویسند. استیفن جی گولد، جیمز ترفیل، لویس تامس، فریمن دایسن و استیفن هاکینگ از این جمله هستند. سرمشقی که اینان میدهند آن است که مادام که دانشمندی فقط درباره چیزی که میداند مینویسد، به راه خطا نمیرود. بدون شک این دانشمندان برای نوشتن خطاب به مخاطبان عمومی، دلایل شخصی خود را دارند. اما شاید با اطمینان بتوان گفت که همه آنان در این عقیده سهیم هستند که آنچه مینویسند، دنیا را به جای بهتری تبدیل خواهد کرد.
برای مثال، فرانتس دوال هلندی که متخصص رفتار جانوران است و کتاب صلحجویی در میان پستانداران عالی او برنده جایزه 1989 لوسآنجلس تایمز در زمینه کتابهای علمی و تکنولوژی شد، مینویسد: «هدف اصلی من در نوشتن این کتاب، خواننده عمومی است، طوری که جهتگیری زیستشناسی را بر اساس شرایط انسانی اصلاح کنم. در دورهای که صلح به مهمترین مسئله عمومی تبدیل شده، عرضه کردن شواهد گردآوری شدهای که نشان میدهد برای آدمی صلحورزی همانقدر طبیعی است که جنگطلبی، امری ضروری است».
پیداست که پروفسور دوال مانند بیشتر همتاهای خود (دانشمندان ترویجگر علم)، این کار را برای پول نکرده است. البته نوشتن برای عامه مردم فایدههای دیگری هم دارد. البته در میان این دسته از دانشمندان این خوشوقتی نیز وجود دارد که با آموزش مردم، پشتیبانی مردم از علم و جذب جوانان با استعداد به این زمینه را سبب میشوند. از این گذشته، دانشمندانی که خطاب به خوانندگان معمولی مینویسند، به وحدت علم با زندگی نیز کمک میکنند و در زمانی به این کار دست میزنند که دانشمندان در معرض خطر ندیدن یکدیگر هستند.
منبع: آرشیو دورههای قدیمی مجله دانشمند به مدیر مسئولی و سردبیری علی میرزایی
«بنیاد علمی و فرهنگی گرامی» با شعار «گسترش دانش - اعتلای زبان» و با هدف «گسترش دانش به زبان فارسی روان» و «پاسخگویی نیازهای کاربردی جامعه ایرانی»، کوشش دارد تا با «جستجو»، «انتخاب»، «ویرایش»، «نمایه سازی» و «ارائه» مطالب علمی به زبان فارسی روان در محیط اینترنت، نسبت به افزايش رغبت مطالعه مطالب علمی و از اين طريق به گسترش دانش و اعتلای زبان فارسی در محيط اينترنت کمک کند. توضيح اين که مراد از زبان فارسی مورد اشاره در بالا، شکل نوشتاری روان و درست زبان مورد تکلم در تهران و مورد استفاده در آثار مکتوب و رسانه های کشور در زمان حال بوده و تعبيرهايی نظير «زبان خالص» و غیره مورد نظر نخواهد بود. با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و با وجود انبوه اطلاعات به ساير زبان ها در فضای مجازی اينترنت، زبان فارسی نيز بايد از طريق کاربرد درست آن، جايگاه شايسته خود را در اين فضا پيدا کند. حقوق معنوی مطالب ارائه شده در این سایت، در درجه اول متعلق به صاحبان آثار (نویسنده، مترجم و ناشر به شیوه نشر سنتی) و در درجه دوم از نظر انتخاب، اعمال وِیرایش های وِیژه، نمایه سازی، تایپ، آماده سازی و ارائه الکترونیکی آن ها، به بنیاد علمی – فرهنگی تعلق دارد. استفاده از مطالب ارائه شده در این سایت با ذکر منبع آزاد است.