روح علمی در هند باستان
عنوان مقاله: روح علمی در هند باستان
نویسنده/ مترجم: ماجومدار/ عبدالحسین آذرنگ
آدرس پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم:
تاریخ تهیه:
ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی - تاریخ ارسال: 1388
آدرس پست الکترونیکی ارسال کننده:
موضوع اصلی: تاریخ علم - موضوع فرعی: علم در هند قدیم
سه کلیدواژه اصلی به ترتیب اهمیت: هند در مقابل یونان، آراء حکمای هند باستان، تفاوت هند و یونان
سه کلیدواژه فرعی به ترتیب اهمیت: ریاصیات و ستارهشناسی، پزشکی و جانورشناسی، گیاهان طبی
چکیده مقاله
اگر چه دستاوردهای هندوان باستان در قلمرو علوم مثبت در مقام مقایسه با پیشرفت آنها در زمینههای دیگر فعالیتهای فکری بسیار فقیر است، اما این وضعیت در سایر تمدنهای باستانی نیز کم و بیش دیده شده است. یونان را عموما مستثنی میدانند. هر چند که دنیای جدید این ویژگی بزرگ تمدن یونانی را به حق گرامی داشته، اما از این نکته غفلت کرده که همین روحیه، ویژگی فرهنگ هند باستان نیز بوده است، زیرا جهان بر اساس اسطورهها و معتقدات خرافی بسیاری که از خصایص مردم هند بود و در ادبیات هندو منعکس است درباره هند داوری کرده است. عده کمی کوشش کردهاند تا از ظاهر معتقدات و تصورات خام و غیر منطقی پرده بر گیرند و ژرفای روحی را که در پس آن نهفته است، بررسی کنند. جهان در مورد یونان توجه خود را به بهترین ویژگیها معطوف کرده و چشم خود را بر بدترین آنها بسته است، حال آن که در مورد هند دقیقا به عکس رفتار کرده است. اگر کسی دو تصویر را مقایسه کند، یکی فقط بهترین و شکوهمندترین بخش یک شهر و دیگری فقط محلات فقیر و کثیف شهر دیگری را نشان میدهد. نتیجه این که یونان از محاسن تصویر اولی و هند از مفاسد دومی برخوردار شده است، حال آن که واقعیت این است که هر دو شهر از ویژگیهای خاص همسان داشتن محله ثروتمند و فقیر هر دو در کنار هم برخوردار بودهاند. روح عقلی و علمی را حتی در سرودهای ریگ ودا، کهنترین اثر مکتوب فرهنگ باستانی هند و شاید کهنترین اثر ادبی با بعضی جنبههایی که بشریت برای ما به میراث نهاده است، آشکارا میتوان تشخیص داد. ریگ ودا ما را به دورهای میبرد که قدمت آن از نخستین جوانههای روح علمی در یونان، که از آنها شواهد قطعی در دست داریم، از پنج قرن تجاوز میکند. در دوره پس از آن بحثهای فلسفی در هند درباره منشأ جهان از بحثهای فیلسوفان نامدار درباره موضوع کمتر پیشرفته نیست. پنج عنصر اصلی طبیعت به نامهای کشیتی (زمین)، آب (آب)، تجا (آتش)، ماروت (هوا) و ویوم (آسمان) شباهت بسیار نزدیکی به مفاهیم یونانی آتش، هوا، زمین و آب به عنوان مواد اولیه دارد. نظریه اتمی کنادا با نظریه لیوکیبوس و دموکریتوس، فیلسوفان یونانی، نقطههای مشترک زیادی دارد. پیداست که از کهنترین دورهای که اثر مکتوب در اختیار داریم میتوانیم روح عقلانی اندیشه و تحقیق آزاد را در هند دنبال کنیم، روحی که بر اساطیر، معتقدات جزمی و خرافات عوام غلبه کرد. این روح در آغاز صورت بحثهای فلسفی در منشأ عالم را داشت. اما با مشاهده پدیدههای طبیعی گردآوری و ردهبندی دادهها، آزمایشهای علمی و تدوین قوانین کلی، در مدتی کوتاه به رشد علوم انجامید.
روح علمی در هند باستان
درباره این مقاله
کمتر کتابی هست که غربیها در باره تاریخ علم نوشته باشند و ریشههای پیدایش علم را در تمدن کهنی جز یونان، درست و منصفانه کاویده باشند. حتی آن دسته از تاریخنگاران علم که به بیطرفی و انصاف علمی شهره هستند، اگر به پیدایش علم در تمدنهای کهنسالی چون تمدن مصر، سومر، بابل و مانند آنها پرداختهاند، بیشتر برای این بوده است که سرچشمههای علم یونانی را روشنتر کرده باشند. کمتر تاریخ علمی را میتوان یافت که علم چینی، علم هندی، علم ایرانی و علم تمدنهای کهن دیگر، آن طور که شایسته است در آنها بیغرضانه بررسی شده باشد. مقالهای که در اینجا میخوانید دفاع مستندی است از علم هندی و روحیه علمی در هند باستان و واکنشی در برابر طرفداری یک جانبه از علم یونانی. امیدواریم در فرصتهای دیگر بتوانیم در حد امکان حق تمدنهای کهنسال دیگر در تاریخ علم را ادا کنیم – م.
واقعیتی است آشکار که دستاوردهای هندوان باستان در قلمرو علوم مثبت در مقام مقایسه با پیشرفت آنها در زمینههای دیگر فعالیتهای فکری مانند ادبیات، فلسفه، صرف و نحو، هنر و نظایر آنها بسیار فقیر است. اما این وضعیت در همه تمدنهای باستانی دیگر نیز کم و بیش وجود دارد. یونان را عموما مستثنی میدانند. اما نکته بسیار مهم در تمدن یونان نیز این است که پیشرفت واقعی علوم مثبت بسان آن رشد نگرش عقلانی فکر نیست که در کنه همه پژوهشهای علمی نهفته است. هر چند که دنیای جدید این ویژگی بزرگ تمدن یونانی را به حق گرامی داشته، اما از این نکته غفلت کرده است که همین روحیه با نگرش فکری، ویژگی فرهنگ هند باستان نیز بوده است، زیرا جهان بر اساس اسطورهها و معتقدات خرافی بسیاری که از خصایص مردم هند بود و در ادبیات هندو منعکس است درباره هند داوری کرده است.
عده کمی کوشش کردهاند تا از ظاهر معتقدات و تصورات خام و غیر منطقی پرده بر گیرند و ژرفای روحی را که در پس آن نهفته است، بررسی کنند. جهان در مورد یونان توجه خود را به بهترین ویژگیها معطوف کرده و چشم خود را بر بدترین آنها بسته است، حال آن که در مورد هند دقیقا به عکس رفتار کرده است. اگر کسی دو تصویر را مقایسه کند، یکی فقط بهترین و شکوهمندترین بخش یک شهر و دیگری فقط محلات فقیر و کثیف شهر دیگری را نشان میدهد. نتیجه به آنچه میتوان انتظار داشت بیشباهت نیست. یونان از محاسن تصویر اولی و هند از مفاسد دومی برخوردار شده است، حال آن که واقعیت این است که هر دو شهر از ویژگیهای خاص همسان داشتن محله ثروتمند و فقیر هر دو در کنار هم برخوردار بودهاند.
گستاخانه ادعا کردهاند که "پیدایش علم، یعنی به کار بستن رفتار عقلانی تفکر در جهان طبیعت، یافتن رشتهای از حقیقت آشکار و ظاهری برای جداکردن از کلاف در هم پیچیده تخیل اساطیری"، برای نخستین بار در تاریخ بشر، در فلسفه یونانی سده ششم پیش از میلاد دیده میشود. اما از همان آغاز، اسرارالیوسی و اورفیوسی و معتقدات نامعقول گوناگون و خرافاتی که از روزگاران قدیم به میراث مانده بود، بر ذهنهای یونانیان حاکم بود. عقیده به جادو و فالگیری، به اعتقاد بی چون و چرا به پاسخهای رازآلود، به ویژه به پاسخهای پرستشگاه دلفی انجامید و در همه طبقات مردم یونان از فرادستترین تا فرودستترین مردم و تقریبا در سراسر تاریخ یونانیان نیرومندترین اثر را داشت.
از 530 تا 430 پیش از میلاد را عصر طلایی یونان نامیدهاند، "عصری که در آن عقل در تلاش بود تا قانون خود را در هر زمینهای بیان کند. بسیاری از خرافاتی که از قدیم به ارث رسیده بود، به مبارزه فراخوانده شد و از اعتبار افتاد". در این دوره آتن مرکز تمدن یونان و کانون فعالیت دسته انبوهی از مشاهیر بزرگ اندیشه بود. هر چیزی که در فرهنگ یونان ارزش بسیار والا دارد تقریبا مرهون همین بزرگان است. اما در این دوره تابناک "طلایی" از زندگی واقعی مردم چه مییابیم؟ نکاتی چند مبتنی بر شواهد تردیدناپذیر را میتوان برای نشان دادن آن نقل کرد.
عملیات نظامی یونانیان، حتی مهمترین و جدیدترین نبردها و تعیین کنندهترین جنگها با وضع خورشید و ماه و سایر معتقدات خرافی انجام میشد. در حقیقت ماجرای همین اعتقاد به گرفتگی خورشید که مسبب مصیبت بارترین شکست آتنیان در سیراکوز در جریان جنگهای پلوپونسوسی شد و چشمانداز موفقیت آتنیان را تیره ساخت مشهور است. ماجرای آلکیبیادس، که فرصتهای موفقیت را در یکی از مراحل قبلی همین جنگها از بین برد، نیز به روشنی نشان دهنده غلبه معتقدات خرافی بر تعقل است.
همین معتقدات غیر عقلانی، راهبر تصمیمهای کشور – شهر بزرگ با حکومت مردمی آتن بود. آناکساگوراس فیلسوف، یکی از دوستان پریکلس که منکر خورشید و ماه به عنوان موجودات الهی بود، به تهمت "بیدینی" تعقیب و آزار شد. فرمانی صادر گردید که حق میداد تا "کسانی که مبانی دینی شهر را مراعات نمیکنند یا کسانی که نظریاتی درباره چیزهایی در آسمان میآموزند"، محاکمه شوند. شورای عمومی شهر آتن، شهری که بزرگترین دموکراسی جهان باستان را داشت، آناکساگوراس را به مرگ محکوم کرد و پریکلس رهبر بزرگ و شاه بدون تاج آتن تنها کاری که توانست بکند این بود که دوستش را در فرار از آتن یاری دهد. خوب است اشاره کنیم که "در همان عصر تابناک مطالعه اخترشناسی تقریبا به مدت نیم قرن تا 430 پیش از میلاد، در شهری که قلب فرهنگ یونانی بود، ممنوع شد".
میگویند پروتاگوراس فیلسوف به سبب رسالهاش به نام درباره خدایان، بیدین شناخته شد و با آن که پیش از محاکمه از آتن گریخت، همه نسخههای رسالهاش را که میشد یافت در بازار و در برابر چشم مردم به آتش کشیدند. حتی سقراط "تابناکترین چهره عصر طلایی" را عده اندکشماری از آتنیان قبول داشتند. او و جمع دوستان و مریدانش را به بدنامی، "متفکران" مینامیدند و کسانی چون آریستوفانس شاعر، به خود حق میدادند آنان را موضوع سخره شعرهای خندهآور خود قرار دهند. این ماجرا زمانی به اوج خود رسید که سقراط، تابندهترین اختر آسمان اندیشه یونان به اتهام "نپرستیدن خدایانی که شهر، آنها را میپرستد و آوردن بدعتهای دینی" گناهکار شناخته شد و به مرگ محکوم گردید.
این نمونهها که به سادگی میتوان بر شمار آنها افزود، به روشنی ثابت میکند که در هر عصری یا در هر کشوری عقلانیترین و پیشرفتهترین روح علمی نه تنها نمیتواند به میزان بسیار بر تودههای مردم، بلکه حتی بر اکثریت طبقات فرادست جامعه تأثیر بگذارد. برای کسانی که عادت کردهاند تکامل تفکر عقلی و روح علمی را در هند به سادگی و براساس بازماندههای بسیاری از دینهای کهن و معتقدات خرافهآلود عصر گذشته خوار بشمارند، این شناخت باید عامل تصحیح کننده بزرگی باشد.
در هر حال امیدوارم مثالهایی که قبلا ذکر شد بتواند کاملا روشن کرده باشد که برای داشتن برآوردی مناسب از رشد روح علمی و عقلی در هند باستان باید خودمان را به نشانههای ظاهری این روح، هر جا که دیده میشود، محدود کنیم و همواره به یاد داشته باشیم که با اندیشههای خامی که میتوان ثابت کرد، نه تنها در میان تودههای مردم، بلکه به موازات آن بین اکثریت روشنفکران وجود داشته است، از ارزش آنها کاسته نمیشود. با این مطالب مقدماتی که برای روشن کردن زمینه بحث آوردهام، اکنون میخواهم پیدایش و تکامل روح علمی را در هند باستان دنبال کنم.
روح عقلی و علمی را حتی در سرودهای ریگ ودا، کهنترین اثر مکتوب فرهنگ باستانی هند و شاید کهنترین اثر ادبی با بعضی جنبههایی که بشریت برای ما به میراث نهاده است، آشکارا میتوان تشخیص داد. ریگ ودا ما را به دورهای میبرد که قدمت آن از نخستین جوانههای روح علمی در یونان، که از آنها شواهد قطعی در دست داریم، از پنج قرن تجاوز میکند. بد نیست به یک سرود از این اثر که معمولا آن را سرود آفرینش مینامند، توجه کنیم.
آغاز این سرود پرسشی است از سرچشمه جهان. "در آغاز چه بود؟" میپرسد: "چه چیز همه را فرا میگرفت، چه چیز در پناه و چه چیز پنهان بود؟" به دنبال آن پاسخ میآید: "نه مرگ بود نه بیمرگی، نه آسمان بود نه زمین، نه روز بود نه شب، شاید ورطه بیپایان آب بود و تخمه نهفته در پوست که دهان بازکرد و همه موجودات از این جرقه بیرون تراوید. تنها یکی بود که بینقس خود نفس کشید، همه این موجودات از او پدید آمد و خدایان پس از آن به وجود آمدند." اما این فقط بحث نظری بود و سراینده سرود را خرسند نمیکرد. پاسخ او با این پرسش پایان مییابد: "چه کسی میداند این آفرینش بزرگ از کجا سرچشمه گرفت؟" و با پرسشهای مشابه دیگر. همین رشته اندیشه را در جای دیگر در ریگ ودا دنبال میتوان کرد.
اندیشهای که به این برداشت گستاخانه میانجامد که این واقعیت نهایی یعنی خدای هندی یکی است، هر چند که حکما او را متفاوت توصیف میکنند. سرودهای ریگ ودا نه تنها نسبت به برداشتهای خام طالس درباره طبیعت جهان، بلکه نسبت به نظام کیهانشناسی پرداخته آناکسیمندرس فیلسوف نیز که میگویند پایه سنت تفکر عقلانی یونانی را او گذاشته است، پیشرفت بیشتری نشان میدهد. در هر حال میتوان آغاز مطالعه عقلی در پدیدههای طبیعت را، که پیشاهنگ علم است، دست کم پنج قرن پیش از یونان قرار دارد.
در دوره پس از آن بحثهای فلسفی در هند درباره منشأ جهان از بحثهای فیلسوفان نامدار درباره موضوع کمتر پیشرفته نیست. پنج عنصر اصلی طبیعت به نامهای کشیتی (زمین)، آب (آب)، تجا (آتش)، ماروت (هوا) و ویوم (آسمان) شباهت بسیار نزدیکی به مفاهیم یونانی آتش، هوا، زمین و آب به عنوان مواد اولیه دارد. نظریه اتمی کنادا با نظریه لیوکیبوس و دموکریتوس، فیلسوفان یونانی، نقطههای مشترک زیادی دارد. اقرار باید کرد که نظریات این دانشمندان یونانی، علوم طبیعی را به جایی رساند که بدون ابزارهای دقیق پیشرفت بیشتر از آن ممکن نبود. اما اشاره به برخی نظریههای دانشمندان هندی شاید بتواند نشان دهنده پیشرفت نسبت به اندیشه یونانی باشد.
به این ترتیب کنادا نظریه صورت را به صورتی که با تموج، موج از پس موج، انتشار مییابد پرداخت. "نظریهای که نمیتواند شگفتی و تحسین ما را بر نیانگیزد". نظریه او در این باره که نور و حرارت فقط صورتهای متفاوت مادهای است که جوهرا یکی است به همان اندازه جالب توجه است. یکی از دانشمندان برجسته سهم بزرگ فیلسوفان یونان باستان را در علم به این شرح بر شمرده است: "در فلسفه هراکلیتوس، مانند بعضی از فلسفههای دیگر اندیشمندان بزرگ، تاریخنگار در اندیشه اصلی او با یافتن آن چیزی که در نظر اول مانند پیشبینی جدیدترین دیدگاهها درباره واقعیت طبیعی به نظر میرسد شگفت زده و بهت زده میشود، چیزی که یونانیان با شهود بدان رسیدهاند و مرز آن از یک سو با همه مراحل پر مرارت مشاهده، فرضیه و آزمایش که برای هدایت کردن علم به دیدگاهی مشابه لازم است، انطباق دارد. همین مطلب را به سادگی میتوان در حق کنادا و کاپیلا گفت که بر هراکلیتوس فضل تقدم دارند.
زنون به عنوان واکنش در برابر فلسفه نظری هراکلیتوس بر این نکته تأکید ورزید که مهمترین مسئله دیگر این نیست که "جهان چگونه ساخته شده؟"، بلکه این است که "شناخت جهان چگونه ممکن است؟" همین روحیه را در هند باستان میبینی که زایش علم حقیقی را پیشبینی کرد. میتوانیم در رشد سیر علمی در هند مراحل تدریجی را دنبال کنیم، یعنی مشاهده نزدیک و دقیق واقعیتها و پدیدهها، که کوشش منظم را برای ردهبندی و تجزیه و تحلیل، یا ترکیب کردن آن با توجه به تبیین، تفسیر یا کشف بعضی اصول کلی و هماهنگ ساختن آنها با شناختی که قبلا به دست آمده، به دنبال داشته است.
براجندرانات سیل، دانشمند برجسته هندی روش علمی را که در هند باستان دنبال میشد، تجلیل و مراحل مختلف را با مثالهای مشخص به این ترتیب توصیف کرده است: ادراک، مشاهده، آزمایش، خطاهای مشاهده، نتیجهگیری و فرضیه. نویسندگان هند باستان نه تنها این مراحل را میشناختند، بلکه شرایط هر یک از اینها را که باید تحقق مییافت تا نتیجه رضایتبخش حاصل شود نیز تعیین میکردند. بیشتر این جریانها در تکامل اخترشناسی هندی بهتر دیده میشود. خورشید، ماه و اختران به سان خدایان با حرکات رازآمیز در نظر گرفته نشدند، بلکه رصد دقیقی که از آسمان به عمل آمد به شناخت بیست و هفت منزل قمری انجامید. گردش سالانه خورشید عامل پیدایش فصلهای مخنلف شناخته شد و شمارش بر اساس سال خورشیدی دوازده ماهه بود با یک ماه کبیسه در هر سه سال. همه اینها در خود ادبیات ودایی دیده می شود.
پیشرفت در مطالعات اخترشناسی ادامه یافت تا این که در آغاز سده ششم میلادی در زمان آریا بهاتا (آریبهط) به اوج خود رسید. کشفیات مشهور او مانند نظریه جدید فلک تدویر، طول درست سال، چرخش زمین بر محور خود و تبیین درست گرفتها (کسوف و خسوف) باید به منزله دستاوردهای مهم در علم اخترشناسی به شمار آید. خوب است یاد آور شویم که آریابهتا با مخالفت شدید متعصبان روبه رو شد. علت مخالفت این بود که نظر او درباره گرفت با دیدگاه متون مقدس هندیان تعارض داشت. بر اساس این دیدگاه علت گرفت این بود که راهوی شیطان خورشید و ماه را میبلعید.
اگر آریابهاتا در آتن عصر پریکلوس به دنیا آمده بود شاید جانش را از دست میداد و اگر در اروپای سدههای میانه کار میکرد به زندان افکنده میشد، اما هندوان متعصب اگر چه نظر او را نپسندیدند نه وی را به بیدینی متهم کردند و نه مطالعه اختر شناسی را ممنوع ساختند، کاری که در آتن کردند. در واقع آزادی اندیشه و تحقیق ویژگی خاص فرهنگ هند باستان بود و مردم آزاد بودند درباره خدا، آدمی یا زمین هر دیدگاهی را بیان کنند، حتی میتوانستند وجود خدای خود یا قداست وداها را انکار کنند، بی آن که به سرنوشت سقراط یا گالیله گرفتار شوند. این آزادی مطلق اندیشه باید عامل عمدهای در توسعه روح سالم علمی بوده باشد.
پیشرفت علم پزشکی تا اندازهای حالتی شگفتیانگیز داشت. این نظر را که بیماریها ناشی از هیچ علت فراطبیعی نیست، فارینگتون به عنوان نقطه مهمی در پیشرفت یونانیان در علم پزشکی، پیروزمندانه به آنان نسبت داد، اما این نظر معقول در روزگاری کهن در متون مقدس بودایی دیده میشود. ماجرای جیواکا و انواع بسیار بیماریهایی که او مداوا کرد، اگر چه بعضی از آنها خیالی است، درباره پیشرفت شگفتیانگیز در شناخت تنکارشناسی (آناتومی) و جراحی و روش علمی درمان مبتنی بر مشاهده مستقیم واقعیتها و تعمیمها تردیدی بر جای نمیگذارد. متون مقدس بودایی، مهاوگای پالی و وینه یوستوی مولا سریاستیوادین که به زبان سنسکریت نوشته شده، نشانههای بیماریهای گوناگون و روشی را که جیواکا در درمان آنها دنبال کرد با جزئیات کامل توصیف میکند. اثری شبیه این، که متعلق به عصری باشد که این آثار نوشته شده است، از هیچ کجای جهان باستان به دست ما نرسیده است.
صحنههایی چند از زندگانی جیواکا بسیار تابناک است. آنگاه که او و همشاگردانش تحصیلات پزشکی خود را زیر نظر استادی نامور به پایان رساندند، از آنان خواسته شد گیاهانی را که خواص پزشکی دارند، گرد آورند. جیواکا گیاهانی پیش همشاگردانش گرد آورد و وقتی استادش خواص پزشکی آنها را پرسید، خواصی را برشمرد که معمولا بدانها نسبت نمیدادند. داستان دیگر درباره درمان شاهی است که از نوعی درد به خصوص رنج میکشید و علت یا مداوای آن را هیچ پزشکی در نیافته بود. جیواکا پس از جستجویی جانکاه مردی را یافت که پس از تحمل دردی همانند درد شاه تازه مرده بود. جیوانیکا فورا کالبد او را شکافت و در سوراخهای بینی او کرمهایی یافت.
جیواکا پس از آزمایشهای مختلف پی برد که آب سیر تأثیر کشندهای روی این کرمها دارد. بنابراین شاه را واداشت به رغم میلش آب سیر بخورد (زیرا روش تعصبآلود رایج، خوردن آب سیر را ممنوع کرده بود) و شاه مداوا شد. به انواع مختلف اعمال جراحی او با جزییات کامل اشاره شده است. شرط لازم رشد علم پزشکی دانش شیمی و توسعه آن است. شیمیدان برجسته پی،سی،ری در کتاب ماندگارش درباره این موضوع، مطلب را به تفصیل کامل بررسی کرده است. او به این نتیجه رسیده است که "دانش شیمی کاربردی که در سدههای دوازدهم و سیزدهم میلادی و شاید پیش از آن در هند وجود داشت، به طرز چشمگیری از شیمی رایج در همان دوره اروپا پیشرفتهتر بود.
علم گیاهشناسی نیز پیشرفت زیادی کرد و ردهبندی منظم گیاهان با تقسیمبندیهای فرعی گوناگون به عمل آمد. رساله وریگشایورودا نوشته پرا سرا زندگی گیاه را در جنبههای مختلفش توصیف میکند و مؤلف حتی میکوشد منشأ نخستین جسم جاندار را تبیین کند. اوپاوانا وینودا، اثر دیگر، درباره انتخاب خاک، ردهبندی گیاهان، روشهای گوناگون ترویج گیاه، دستورهایی برای تغذیه گیاهان و درمان بیماریهای گیاهی است. وراها میهیرا، که در سده ششم میلادی میزیست، به تفصیل به کاشت درختان در فواصل، بیماریهای درختان، روش مداوای آنها، کود دادن و بهبود میوهها و گلها، حتی تا اندازهای به تغییر رنگ، بو و سایر خصوصیات اصلی آنها میپردازد. اودایانا این پدیدهها یعنی زندگی، مرگ، خواب، بیداری، بیماری، دواخوری، انتقال خصوصیات ویژه از راه تخمکها و حرکت به سوی آنچه مناسب و دور شدن از آنچه نامناسب است را در گیاهان میبیند. نیز گفته است که گیاهان نوعی هشیاری خفته یا پنهان و توان لذت و رنج دارند، نسبت به گرما و سرما، صدای تندر و نیز بو، چه خوشآیند و چه بدآیند، حساس هستند.
هندوان در تنکارشناسی و زیستشناسی، درباره متابولیسم، گردش خون، آوند گیاهان، سلسله اعصاب، تکامل جنین و انتقال بعضی خصوصیات از راه وراثت اندیشههایی به میان آوردند. در زمینه فیزیک، پیش از این به نظریه اتمها و نظریه موجی صوت اشاره شده است. از ترجمه چینی اثر بودایی کهنی پیداست که هندوان از اصول ارشمیدس شناختی داشتند.
هندوان در علم حساب، نظام عددنویسی دهگانی را که بر پایه اصل ارزش عددی جایگاه 9 رقمی نخستین و کاربرد صفر بود، کشف کردند، کشفی دورانساز. این نظام در سراسر جهان پذیرفته شد و با ساده شدن محاسبات و اعمال ریاضی، تقریبا در همه شاخههای علوم طبیعی انقلاب ایجاد کرد. روش قدیمی نشان دادن ارقام بزرگ با نماد بسیار دشوار بود، اما اروپا تا سده دوازدهم میلادی این روش را به کار میبرد، تا این که نظام هندی از طریق مسلمین شناخته شد. بزرگترین پیشرفت را آریابهاتا (آریبهط) در ریاضیات ایجاد کرد.
در بحث اخترشناسی قبلا به آریابهاتا اشاره کردیم، اثر او، آریبهطیه به چند خاصیت مهم دایرهها و مثلثها اشاره دارد. این اشارات نشان دهنده بیشتر قضایایی است که در چهار کتاب اول اقلیدس آمده است و باید پیش از عصر او حل شده باشد. این کتاب چندین خاصیت دایره را توصیف و درباره مسایل مربوط به هندسه تصویری بحث میکند. مقدار عدد پی را با دقتی بیش از آنچه تا آن زمان پیش بینی شده بود، تعیین میکند. در جبر معادلههای خطی همزمان با 4 کمیت مجهول حل شده است و مسئله یافتن راه حل عمومی چندجملهایهای درجه اول با موفقیت به نتیجه رسیده است. کتاب آریبهطیه گذشته از بررسی قواعد توانیابی (انولسیون) و گسترنده (اولسیون) به تصاعد حسابی نیز میپردازد، هم به اعداد و هم به جذرها و کعبهای آنان. همچنین مثلثاتی که توسعه یافته از کاربرد تابعهای جیب که برای حل مسایل اخترشناسی ساخته شده، پیداست.
تردیدی نیست که هندوان در قلمرو حساب و جبر بر یاضیدانان یونانی معاصر خود تقدم داشتهاند. پیش از این که به کشفیات قابل توجه آریابهاتا در زمینه اخترشناسی اشاره کردیم. نویسندگان اروپایی عقیده داشتند که اخترشناسی عرب نخستین کسی بوده که تابعهای جیب را کشف کرده و به کار برده است، اما این افتخار از آن آریابهاتاست. او همچنین فرمول دقیق اندازهگیری افزایش یا کاهش را در تداوم دو روز پی در پی محاسبه کرد. با محاسبه قوس، معادله درست را برای مدار سیاره به دست آورد. برای تبیین تغییرات در حرکات سیارگان، نظریهای از آن خود درباره فلک تدویر آورد. معادلههای مثلثات کروی او برای یافتن صعود و میل هر نقطه بر دایرهالبروج نیز درست است. او قطر زاویهای سایه زمین در مدار ماه را با دقت نشان داد و پی برد تناوب گرفت و گرفت کامل را چگونه به دست آورد. برای تعیین قسمتی از ماه که گرفته خواهد شد، قواعدی گذاشت. طول سال او که 805، 586،2 / 365 روز بود، از مقداری که بطلیموس محاسبه کرده بود به مقدار حقیقی آن نزدیکتر بود. اندازهگیری او از ارتفاع خورشید و دوره نجومی و نقطههای اعتدالین ماه به همین ترتیب بود.
شواهد کتبی و باستانی هیچ شکی درباره پیشرفت بزرگی که در علم کانیشناسی و ریختهگری در هند صورت گرفت، باقی نمیگذارد. عملیات معدنی در هند به سده سوم پیش از میلاد، اگر نه به دورهای به مراتب پیش از آن، باز میگردد. کاوشهای موهنجودارو کاربرد گسترده طلا، نقره، مس، سرب و قلع را در هزاره سوم پیش از میلاد ثابت کرده است. منار آهنین مشهور نزدیک قطب منار در دامنههای دهلی بر تکامل فن ریختهگری هندوان در سده چهارم میلادی شهادت میدهد. این منار بزرگ آهنین که بیست و چهار پا بلندی و شش و نیم تن وزن دارد هزار و پانصد سال است که در برابر آفتاب و باران استوایی ایستاده است و کمترین نشانهای از زنگزدگی و فرسایش در آن دیده نمیشود. حتی ذوب و آهنگری ساده چنین منار آهنین بزرگی در هیچ کجای دیگری در جهان و نه تنها در آن زمان، بلکه همچنین تا قرنها پس از آن، ممکن نبود.
در جانورشناسی نیز پیشرفت بزرگی روی داد. دانشمندان مختلفی را سراغ داریم که بر اساس ویجه (تخمک یا دانه) جانوران یا بر پایه تعداد حواس، سکونتگاه، شیوه زندگی و ارزش خوراکی آنها، از جانوران ردهبندیهای گوناگونی کردهاند. بنا به ضرورت نظامی، شناخت اسب و فیل به مرتبه والایی رسید و نویسندگان یونان و روم باستان به ترتیب فیلها و درمان بیماریهای آنها به دست هندوان اشاره کردهاند. رسالهای در دست داریم درباره فیلها به نام هستیایورودا که بسیار قدیمی مینماید و مداوای روشمند گاو، سگ، ماکیان، سنگیشت، بز و اسب در بریهاتسامهیتای ورها میهیرا، متعلق به سده ششم میلادی، شرح داده شده است.
جدا از نتایج به دست آمده، روح علمی تحقیق که هندوان نشان دادهاند از راههای گوناگون ثابت شده است. هندوان در خواص ماده تحقیق کردند و به نتایج بسیار مهمی رسیدند که مقدمه یا پیش درآمد برخی قوانین مشهور فیزیک بود. ب.ن. سیل به نظریههای مربوط به حرکت و اندیشههای پیرامون صوتشناسی که در هند باستان رایج بود، توجه کرده است. اصول فرود با چتر، برای فرود آمدن از ارتفاع بلند، وقتی که راه دیگری موجود نبود، به کار گرفته شد. این عبارت بود از "فرو پریدن با چتری باز که از پوست ساخته شده است و به سبب مقاومت هوا به آهستگی به زمین مینشیند".
برای تدوین قوانین کلی نیز کوششهایی به کار رفت. از این رو اودایانا درصدد برآمد با اثبات این نکته که بادکنک ساخته شده از پوسته نازک اگر از هوا پر یا از هوا خالی شده باشد وزن یکسانی دارد، ثابت کرد که "هوا وزن ندارد". همچنین به نظر او اگر بالونی از دهوما (دود یا گاز) پر شده باشد، در هوا بلند میشود، حال آن که بالون پر شده از هوا فرود میآید. اودایانا نتیجه گرفت که هوا و گاز هیچ کدام وزن ندارند. درباره این نتیجهگیری هر طور که بیندیشیم، به هرحال با روش علمی مهمی در این کار رو به رو هستیم، یعنی با آزمایش به عنوان روش مستقل اثبات یا کشف تازه. اگر چه اودایانا به این حقیقت دست یافته که گازهای سبکتر از هوا وجود دارد، اما هیچ نمیدانیم که او یا کس دیگری بر اساس آزمایش او پیشرفت بیشتری کرده است یا نه.
طبیعت بیباک روح تحقیق با این سخن وراهامیهیرا که قبلا یاد کردیم نشان داده میشود: "از آنجا که خوراک پشتوانه زندگی است و خوراک به باران بستگی دارد، کشف کردن قوانین باران به هر وسیله دارای اهمیت است." وراهامیهیرا سپس درباره این قوانین به گونهای که نویسندگان پیشین، که عده آنان از چهارتن کمتر نیست، درباره موضوع بحث کردهاند، به بحث خود ادامه می دهد. به عنوان نشانهای از توجه به این موضوع میتوان یادآور شد که در هند باستان بارانسنج را میشناختند. وراهامیهیرا این عقیده را که گوهرها و سنگهای گرانبها استخوانهای خدایان است، عقیدهای که بسیاری از مردم در آن زمان داشتند، مردود دانست و از این عقیده پشتیبانی کرد که "گوهرها انواع متفاوت سنگهایی است که به صورت طبیعی در زمین وجود دارد". او بیست و دو نوع گوهر را با خواص آنها توصیف کرده است.
از آنچه در این صفحات گفته شد، پیداست که از کهنترین دورهای که اثر مکتوب در اختیار داریم میتوانیم روح عقلانی اندیشه و تحقیق آزاد را در هند دنبال کنیم، روحی که بر اساطیر، معتقدات جزمی و خرافات عوام غلبه کرد. این روح در آغاز صورت بحثهای فلسفی در منشأ عالم را داشت. اما با مشاهده پدیدههای طبیعی گردآوری و ردهبندی دادهها، آزمایشهای علمی و تدوین قوانین کلی، در مدتی کوتاه به رشد علوم انجامید.
منبع: آرشیو دورههای قدیمی مجله دانشمند به مدیر مسئولی و سردبیری علی میرزایی
«بنیاد علمی و فرهنگی گرامی» با شعار «گسترش دانش - اعتلای زبان» و با هدف «گسترش دانش به زبان فارسی روان» و «پاسخگویی نیازهای کاربردی جامعه ایرانی»، کوشش دارد تا با «جستجو»، «انتخاب»، «ویرایش»، «نمایه سازی» و «ارائه» مطالب علمی به زبان فارسی روان در محیط اینترنت، نسبت به افزايش رغبت مطالعه مطالب علمی و از اين طريق به گسترش دانش و اعتلای زبان فارسی در محيط اينترنت کمک کند. توضيح اين که مراد از زبان فارسی مورد اشاره در بالا، شکل نوشتاری روان و درست زبان مورد تکلم در تهران و مورد استفاده در آثار مکتوب و رسانه های کشور در زمان حال بوده و تعبيرهايی نظير «زبان خالص» و غیره مورد نظر نخواهد بود. با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و با وجود انبوه اطلاعات به ساير زبان ها در فضای مجازی اينترنت، زبان فارسی نيز بايد از طريق کاربرد درست آن، جايگاه شايسته خود را در اين فضا پيدا کند. حقوق معنوی مطالب ارائه شده در این سایت، در درجه اول متعلق به صاحبان آثار (نویسنده، مترجم و ناشر به شیوه نشر سنتی) و در درجه دوم از نظر انتخاب، اعمال وِیرایش های وِیژه، نمایه سازی، تایپ، آماده سازی و ارائه الکترونیکی آن ها، به بنیاد علمی – فرهنگی تعلق دارد. استفاده از مطالب ارائه شده در این سایت با ذکر منبع آزاد است.