فرهنگ و تكنولوژی
عنوان مقاله: فرهنگ و تكنولوژی
نویسنده/ مترجم: علی اسدی
آدرس پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم:
تاریخ تهیه:
ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی - تاریخ ارسال: 1388
آدرس پست الکترونیکی ارسال کننده:
موضوع اصلی: تکنولوژی - موضوع فرعی: فرهنگ
سه کلیدواژه اصلی به ترتیب اهمیت: توسعه اقتصادی، انتقال تکنولوژی، زمینههای فرهنگی
سه کلیدواژه فرعی به ترتیب اهمیت: ابعاد تکنولوژی، آموزش و پرورش، رسانههای عمومی
چکیده مقاله
رشد تكنولوژی مستلزم وجود محیطی مناسب است. فرهنگ بر روند تكنولوژی اثر میگذارد و زندگی اقتصادی را شكل میدهد. بدون توسعه و شكوفایی فرهنگی، هیچ نوع توسعه اقتصادی، اجتماعی و فنی شكل نمیگیرد. جامعهای از نظر تكنولوژی و اقتصادی پیشرفت میكند كه فرهنگ زمینههای مناسب برای تلاش و فعالیت و جستجوگری و انگیزه پیشرفت و كسب موفقیت را در افراد به وجود آورده و زمینههای تفكر منطقی و عقلانی را در ذهنیت افراد پرورش دهد. در وضعیت كنونی مسئله پرورش فرهنگ تكنولوژی مسئلهای حیاتی است، زیرا بقای كشورها در گرو آن است. تكنولوژی عامل اصلی بقا و توسعه جامعه است، زیرا تكنولوژی است كه عامل تبدیل كننده درونداد (منابع) به برونداد (كالا و خدمات) جامعه است. تمام این فراگرد پیچیده تبدیل، در محیط وسیعتر فرهنگ قرار میگیرد كه در واقع محیط رشد و بالندگی آن است. با توجه به اهمیت فرهنگ تكنولوژی در انتقال، جذب و انطباق تكنولوژی در كشورهای در حال توسعه، برای بازسازی فرهنگ جامعه باید برنامه جامعی تدوین شود كه تمامی وجوه آن را به نحوی در برگیرد. چنین برنامهریزی با ارزیابی از نظام فرهنگی كشور امکان پذیر است تا امكانات و محدودیتها، نارساییها و خلاءها، ضعفها و قوتهای فرهنگی جامعه برای چنین تحول و جهش عظیمی شناخته شود. گذار از فرهنگ سنتی و كشاورزی به فرهنگ علمی و تكنولوژی، در عین حال كه فراگردی بطئی و دراز مدت است ولی تحولی عظیم و بنیانی و سرنوشت ساز است.
فرهنگ و تكنولوژی
رشد تكنولوژی مستلزم وجود محیطی مناسب است. علم و تكنولوژی مانند درختی هستند كه تنها زمانی بارور میشوند كه در زمینی حاصلخیز كاشته شده باشند. فرهنگ نظام پیچیدهای از ارزشها، هنجارها، كدها و رمزها، الگوها و شناختهایی است كه اندیشه و احساس انسانها را شكل میدهد، رفتارشان را قالب گیری میكند، انگیزهها و نیازهای آنان را جهت میدهد، آنها را به حركت وامیدارد یا از حركت باز میدارد، هستی را معنی میكند، عمل انسان را شكل میدهد و به زندگی هدف میدهد.
فرهنگ از طریق جامعه و در جریان نسلها از نو خلق میشود و همراه با آن، شناختها و هنجارها و ارزشهای خود را از نسلی به نسل دیگر منتقل میسازد و از این طریق خود را تداوم داده و با تداوم خود به جامعه هویت و پایداری میبخشد. با چنین خصایصی، طبیعی است كه فرهنگ بر روند تكنولوژی هم اثر بگذارد و زندگی اقتصادی را شكل دهد. بنابراین میتوان گفت که بدون توسعه و شكوفایی فرهنگی، هیچ نوع توسعه اقتصادی، اجتماعی و فنی نیز شكل نمیگیرد، زیرا فرهنگ از طریق ایجاد انگیزههای كار و تلاش و ارزشگذاری تولید و مصرف، بر زندگی اقتصادی جامعه اثر مستقیم میگذارد.
جامعهای از نظر تكنولوژی و اقتصادی پیشرفت میكند كه از یك سو فرهنگ زمینههای مناسب برای تلاش و فعالیت و جستجوگری و انگیزه پیشرفت و كسب موفقیت را در افراد به وجود آورده و از سوی دیگر، زمینههای تفكر منطقی و عقلانی را در ذهنیت افراد پرورش دهد تا به كمك آن انسان پدیدههای جهان را با خرد خود بشناسد.
تكنولوژی به عنوان مهمترین عامل دگرگونی جهان، بر دانش استوار است و دانش خود از نحوه برخورد منطقی و تجربی با پدیدههای جهان حاصل میشود. اگر روح علمی در جامعهای شكل نگیرد، علم نیز رشد نمیكند و اگر علم و دانش شكوفا نشود و گسترش نیابد، محصول آنهم كه تكنولوژی است به بار نخواهد آمد. روشن است كه بدون باروری دانش كاربردی و تكنولوژی، انسان برای تغییر جهان بر اساس نیازهای خود و بازسازی پدیدهها بر اساس خواستهای خود، ابزاری نخواهد داشت و در نتیجه توسعه و پیشرفتی هم تحقق نخواهد یافت.
اینك باید پرسید كه برخورد علمی یا روح علمی چیست و چگونه پدید میآید. روح علمی حاصل كنجكاوی بشر است. علم از پرسش حاصل میشود. هر پرسشی انسان را به جستجوی پاسخی بر میانگیزد و هر پاسخی خود پرسشهای تازهای را مطرح میكند. از این روی اولین شرط رشد تفكر و بینش علمی در جامعه، تشویق روح پرسشگری است. ولی تنها طرح پرسش كافی نیست، بلكه علم باید ابزار، وسیله و شیوه یافتن پاسخها را هم به انسان یاد بدهد و این همان "روش" است. روش، نوعی شیوه سیر و سلوك ذهنی و ابزار یا راهی است كه در آن ذهن از مجهول به معلوم حركت میكند. این شیوه، بر منطق و استنتاج منطقی استوار است، یعنی دستگاهی كه دادههای بیرونی را بر اساس موازین خود پردازش میكند و به فهم تبدیل مینماید. ولی این دادهها از حوزه واقعیتها به دست میآید و ذهن در برخورد با واقعیتهاست كه میتواند عناصر شناخت خود را فراهم سازد و این چیزی جز تجربه نیست.
پس برای آن كه روح علمی در جامعهای شكوفا شود لازم است كه فرهنگ، انگیزه كنجكاوی را در افراد برانگیزد و نظام منطقی ذهن را از طریق آموزش و پرورش و فرهنگ پذیری شكل داده و برخورد واقع گرایانه را در افراد ایجاد و تقویت كند. فرهنگی كه كنجكاوی را در افراد سركوب كند و آنان را به دنبالهروی كوركورانه، تعصب، خشكفكری و پذیرش بیچون و چرای مسائل وادار كند، هر نوع انگیزه خلاقیت و نوآوری را كه اساس پیشرفتهای فنی در جهان امروز است و هرگونه میل و علاقه به تحقیق و پژوهش را در افراد از بین میبرد و جامعه را از نظر فكری نازا میكند. چنین جامعهای در حل مشكلات خود ناتوان است، زیرا هر نسلی با مشكلات و مسائل تازهای مواجه میشود كه برای حل آنها به ابتكار و نوآوری و یافتن راه حلهای تازه نیاز دارد. افزون بر آن، با تغییرات سریع جهان امروز، روزبهروز بر تعداد این مسائل و مشكلات نیز افزوده میشود و از این روی برای حل آنها به ابتكار و نوآوری بیشتری نیاز است.
پس اساس بینش علمی، انعطاف ذهنی و باز بودن ذهن به روی واقعیتهاست. ذهنی كه بتواند با محیط در حال تغییر خود كنش و واكنش و مبادله دائمی اطلاعات داشته باشد، از محیط اطلاعات میگیرد و با عكسالعمل سنجیده خود به حركات محیط جهت و نظم میدهد. فرهنگی كه به منطق و عقل كه بزرگترین و عالیترین ویژگی تفكر انسان و بزرگترین توانایی اوست، بها ندهد و آن را تحقیر كند و به جای آن گرایشهای ضد عقلی را در افراد تقویت كند، راهی به دنیای علم نخواهد یافت. زیرا همان طور كه گفتیم شناخت علمی بر اساس استنتاجهای منطقی استوار است و اگر این دستگاه به اندازه كافی در افراد رشد نكند و پیچیده نشود، افراد در برخورد با رخدادها و مسائل محیط خود، به جای توسل به عقل و منطق، به تعابیر غیر عقلی و تخیلی متوسل میشوند و از تحلیل درست آنها باز میمانند.
شرط دیگر، واقعگرایی است. فرهنگی كه به عناوین گوناگون واقعیتها را نفی میكند، سبب میشود كه افراد، آرزوهای خود را به جای واقعیت بگذارند و در نتیجه رفته رفته رابطه خود را با واقعیت قطع كنند و سرانجام در فضایی از توهم غرق شوند. واقعیتگریزی و عدم پذیرش واقعیتها یكی از بزرگترین آسیبهای فرهنگی است كه مانع رشد و شكوفایی علم میشود. زیرا علم بر مشاهده و آزمایش واقعیتها استوار است، پس برخورد واقع گرایانه و واقعبینانه شرط اساسی هر نوع بینش علمی است.
یكی از آثار و نتایج این واقعگریزی، ترس از واقعیت و حقیقت و در نتیجه رواج فرهنگ توهم و دروغپروری است. فرهنگ توهم و دروغپروری سبب میشود كه افراد به خود و دیگران دروغ بگویند زیرا افراد با واقعیت و حقیقت انس و الفتی ندارند و سعی میكنند به دنیای خیال و وهم پناه ببرند تا از شر واقعیتها در امان بمانند. طبیعی است كه حاصل این قهر از واقعیتها، عاجز و ناتوان شدن در حل مسائل و مشكلات و در نهایت غلبه روحیه یاس و بدبینی بر ذهنیت افراد و واماندگی و عقب ماندگی است.
پس تقویت برخورد واقع گرایانه، خصلت فرهنگی مناسبی برای رشد بینش علمی از طریق تجربهگرایی در افراد است که در آن مشاهده، آزمایش و تجربه و پذیرش واقعیت (آنطور كه هست و نه آن طور كه میخواهیم باشد) و عشق به حقیقت جای خاصی دارد. فرهنگی كه ویژگیهای مزبور را پیدا كند و بتواند خلاقیت و نوآوری را ترویج كند، میتواند محیط مناسبی برای رشد علم و تكنولوژی فراهم سازد. از این جهت است كه برنامهریزی برای توسعه فرهنگی یكی از نمودهای اصلی هر نوع برنامهریزی توسعه است، زیرا رشد و شكوفایی انسانها را كه عامل اصلی هر نوع توسعهای است، هدف میگیرد.
برای رشد و توسعه فرهنگی باید قبل از هر چیز به گسترش و فعال كردن نظام آموزش و پرورش و تقویت نظام اطلاعاتی و ارتباطی برای تغذیه فكری جامعه توجه شود. همچنین باید برای اشاعه علم و تكنولوژی در جامعه و تسریع گردش اطلاعات و ایجاد فضای مناسب برای تبادل اندیشهها تلاش شود، ابداع و نوآوری در جامعه تشویق و فرهنگ پژوهش و جستجوگری ترویج گردد. در ضمن، به جای یاس و نا امیدی باید روحیه خوشبینی به آینده و آیندهنگری را، در افراد تقویت كرد و آنان را به نوعی تربیت كرد كه به خود و تواناییهای خود اعتماد پیدا كنند. در چنین محیطی، قبل از هر چیز، باید به نظام آموزشی كه انسانها را میسازد توجه نشان داد. این نظام باید انتقال دهنده میراث فرهنگی باشد و از طریق انتقال این میراث به نسل جدید، تداوم فرهنگی را حفظ كند و پلی میان گذشته و حال و آینده باشد. یعنی از یك سو هویت فرهنگی را حفظ كند و از سوی دیگر با پرورش خلاقیتها و آفرینندگیها به نسل جدید امكان دهد تا این میراث را غنیتر و بارورتر كند.
نظام آموزشی كه تنها به انتقال میراث گذشته قناعت كند، كمكی به ارتقاء و باروری آن نكرده است. فرهنگ چیزی نیست كه بشود آن را مومیایی كرد. فرهنگ فراگردی است زنده و مستمر كه باید هر نسلی آن را از گذشته بگیرد و با نیروی خلاقه خود بازسازی كند. نظام آموزشی میتواند از این طریق میان گذشته و آینده و میان سنت و پیشرفت پیوندی برقرار سازد. نظام آموزشی به جای آن كه تحجر یا انجماد فرهنگی ایجاد كند، یا بین فرهنگ عامیانه و فرهنگ نخبگان شكاف به وجود آورد، باید از یك سو پویایی و حركت ایجاد كند و از سوی دیگر فرهنگ بومی و ملی را با دستاوردهای فرهنگ علمی و تكنولوژی آشتی دهد. در نتیجه، از این طریق زمینه را برای توسعه فرهنگی در تمامی سطوح جامعه فراهم كند و جامعه را برای پذیرش علوم و فنون جدید و تحول و دگرگونی آماده سازد.
رسانههای همگانی، همین نقش را در گستره وسیعتری بر عهده دارند. رسانههای همگانی مانند رادیو، تلویزون، مطبوعات و سینما، باید از یك سو منعكس كننده و تصویرگر میراث فرهنگی جامعه باشند و از آن مایه بگیرند و از سوی دیگر فرهنگ علمی و تكنولوژی را در جامعه اشاعه دهند.
پرورش فرهنگ تكنولوژی
از آنچه كه گفته شد چنین بر میآید كه در وضعیت كنونی مسئله پرورش فرهنگ تكنولوژی مسئلهای حیاتی است، زیرا بقای كشورها در گرو آن است. تكنولوژی عامل اصلی بقا و توسعه جامعه است، زیرا تكنولوژی است كه عامل تبدیل كننده درونداد (منابع) به برونداد (كالا و خدمات) جامعه است. تكنولوژی خود دارای چهار وجه اصلی ابزاری، انسانی، اطلاعاتی و سازمانی است. وجه نخست شامل كلیه ابزارها و ماشین آلات و وجه دوم در برگیرنده مهارتها، دانش فنی و خلاقیتها و استعدادهای انسانی است. برای به كار گرفتن این ابزارها، وجه سوم شامل اطلاعات یعنی، مجموعه دادهها، دانشها، تئوریها، روشها، رویهها، طرحها و نقشهها و وجه چهارم یا وجه سازمانی شامل سازمانها، فنون مدیریت و ارتباطهای لازم است.
تمام این فراگرد پیچیده تبدیل، در محیط وسیعتر فرهنگ قرار میگیرد كه در واقع محیط رشد و بالندگی این فراگرد است. این محیط فرهنگی خود از دو وجه تشكیل شده است. وجه اول شامل رفتار و ذهنیت فردی است كه حاوی نگرشها، طرز تلقیها، دانش و اطلاعات است. هر قدر نگرشها در رابطه با تكنولوژی مساعدتر باشد، توسعه تكنولوژی تسهیل میشود و با عامل دانش غنیتر میگردد. وجه دوم، سیاستها و برنامهریزی این رفتارهای فردی در قالب فعالیتهای اجتماعی و جمعی است. در این جاست كه برای دگرگونی نگرشها و تقویت دانشها باید برنامهریزی كرد و این تنها با تدوین سیاستهای اقتصادی و اجتماعی میسر میشود.
برای درونزا كردن تكنولوژی در كشورهای در حال توسعه، وجود جو مساعد فرهنگی ضروری است، زیرا فرهنگ این كشورها باید بر اساس مقتضیات جدید بازسازی شود و برای جذب علم و تكنولوژی در فرهنگ بومی روشهایی اتخاذ گردد. به قول رنه مائو، از مدیران كل سابق یونسكو، "توسعه یعنی تبدیل فرهنگ به علم و دانش". این به معنی آشنا كردن مردم با تفكر علمی و آگاهی عمیق از نقش تكنولوژی در سازندگی جامعه است.
برای ادغام فرهنگ علم و تكنولوژی در فرهنگی بومی، كشورهای در حال توسعه با موانع جدی مواجهاند. این موانع حاوی كلیه وجوه چهارگانه تكنولوژی است. این كشورها غالبا منابع كافی در اختیار ندارند. زیرا، فقر و تنگدستی تشكیل سرمایه را كه یكی از منابع اصلی برای انتقال تكنولوژی است ناممكن میسازد. از این رو دسترسی آنها به تكنولوژی به سهولت امكانپذیر نیست. در وجه انسانی، مهارتها و دانش فنی مورد نیاز برای به كارگیری تكنولوژی، در سطح ابتدایی است. بیسوادی گسترده، ناكارایی نظام آموزش و پرورش و عدم تناسب روشهای آموزشی با ضرورتهای تكنولوژی، مانع از تربیت كادرهای ماهر و متخصص به اندازه كافی میشود.
از این روی، حتی استفاده از تكنولوژی موجود هم با بهرهگیری كم انجام میگیرد. در وجه اطلاعاتی هم اغلب كشورهای در حال توسعه فاقد نظام اطلاعاتی كارا و گستردهاند. در این كشورها تعداد نشریات، كتابخانهها و مراكز جمعآوری، پردازش، انباشت و توزیع اطلاعات محدود است و از نظام اطلاعات كه حكم خون را در كالبد جامعه صنعتی دارد، بیبهرهاند. در وجه سازماندهی هم این كشورها با نارساییهای شدید مواجه هستند. مدیریت و سازماندهی فراگرد پیچیدهای مانند تكنولوژی، به دانش و تجربه و مهارتهای زیادی نیاز دارد كه در این كشورها وجود ندارد. در كشور ما، به ویژه مسئله سازماندهی و مدیریت تكنولوژی از تنگناهای اصلی رشد تكنولوژی است.
با توجه به اهمیت فرهنگ تكنولوژی در انتقال، جذب و انطباق تكنولوژی وارداتی در كشورهای در حال توسعه، به نظر میرسد كه برای بازسازی فرهنگ جامعه باید برنامه جامعی تدوین شود كه تمامی وجوه آن را به نحوی در برگیرد. ولی چنین برنامهریزی جامعی امكان ندارد مگر آنكه از نظام فرهنگی كشور ارزیابی دقیقی انجام گیرد تا امكانات و محدودیتها، نارساییها و خلاءها، ضعفها و قوتهای فرهنگی جامعه برای چنین تحول و جهش عظیمی شناخته شود. گذار از فرهنگ سنتی و كشاورزی به فرهنگ علمی و تكنولوژی، در عین حال كه فراگردی بطئی و دراز مدت است ولی تحولی عظیم و بنیانی و سرنوشت ساز است.
به طور كلی، پرورش فرهنگ تكنولوژی باید در چند محور و با برخوردی نظامدار و جامع انجام گیرد. باید روح جستجوگری و پرسش كه همان روح علمی است از طریق نظام آموزشی و نظام ارتباطی و رسانهها در جامعه ایجاد شود. از این روی، نظام آموزشی كشور باید بر اساس پرورش خلاقیتها و ابتكارات تجدید سازمان یابد. عصر كنونی، عصر تحولات و تغییرات و دگرگونیهای عظیم و مسائل پیچیده است، بنابراین، افراد برای زندگی در جهانی چنین پیچیده و در حال تغییر، بیش از هر چیز، به خلاقیت و نوآوری و ابتكار نیاز دارند. از این جهت نظام آموزشی مبتنی بر محفوظات، دیگر توانایی پاسخ دادن به مسائل پیچیده و تازه را ندارد. باید در شیوههای یادگیری گذشته تجدید نظر شود و اندوختهها و محفوظات خود به عنوان محركهای برای جستجو و كشف و خلق تبدیل شود.
آموزش علم و تكنولوژی نباید در چارچوب نظام رسمی آموزشی محدود و محصور بماند. باید با بهرهگیری از نظام اطلاع رسانی و رسانههای همگانی این نگرش را در سطح جامعه گسترش داد و افراد را هم با ضرورت تكنولوژی و هم با شیوههای به كارگیری آن آشنا كرد. شناخت تكنولوژی باید در آگاهی جمعی جذب شود تا فضای فكری و ذهنی جامعه برای پذیرش و كمك به رشد آن آماده شود. امروز توسعه واقعی در مغزها اتفاق میافتد و هیچ توسعهای بدون توسعه مغزها امكان پذیر نیست. مغز انسان منبعی است پایان ناپذیر كه منشاء قدرت، ثروت و پیشرفت او را تشكیل میدهد.
در كنار پرورش مغزها و ذهنهای بارور و خلاق باید زیر بناهای علمی و تكنولوژی لازم را هم برای رشد فرهنگ تكنولوژی فراهم كرد. اینها عبارتاند از مراكز آموزشی، دانشگاهها، مراكز پژوهشی، مراكز پژوهش و توسعه، پایگاههای داده، بانكهای اطلاعاتی، كتابخانهها و كلیه نهادها و سازمانهایی كه میتوانند در پیشبرد علم و تكنولوژی و انتقال، جذب و انطباق تكنولوژی نقشی موثر داشته باشند. سر انجام باید برای جهت دادن و هماهنگ كردن چنین فراگرد پیچیدهای، سازمانها و نهادهایی برای تدوین استراتژیهای توسعه تكنولوژی و برنامهریزی و سیاستگذاری ایجاد شود تا بتواند این فراگرد را به صورت منسجم هدایت كرده و بدان سرعت بخشد.
منبع: آرشيو دورههای قديمی مجله دانشمند به مدير مسئولی و سردبيری علی ميرزايی
«بنیاد علمی و فرهنگی گرامی» با شعار «گسترش دانش - اعتلای زبان» و با هدف «گسترش دانش به زبان فارسی روان» و «پاسخگویی نیازهای کاربردی جامعه ایرانی»، کوشش دارد تا با «جستجو»، «انتخاب»، «ویرایش»، «نمایه سازی» و «ارائه» مطالب علمی به زبان فارسی روان در محیط اینترنت، نسبت به افزايش رغبت مطالعه مطالب علمی و از اين طريق به گسترش دانش و اعتلای زبان فارسی در محيط اينترنت کمک کند. توضيح اين که مراد از زبان فارسی مورد اشاره در بالا، شکل نوشتاری روان و درست زبان مورد تکلم در تهران و مورد استفاده در آثار مکتوب و رسانه های کشور در زمان حال بوده و تعبيرهايی نظير «زبان خالص» و غیره مورد نظر نخواهد بود. با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و با وجود انبوه اطلاعات به ساير زبان ها در فضای مجازی اينترنت، زبان فارسی نيز بايد از طريق کاربرد درست آن، جايگاه شايسته خود را در اين فضا پيدا کند. حقوق معنوی مطالب ارائه شده در این سایت، در درجه اول متعلق به صاحبان آثار (نویسنده، مترجم و ناشر به شیوه نشر سنتی) و در درجه دوم از نظر انتخاب، اعمال وِیرایش های وِیژه، نمایه سازی، تایپ، آماده سازی و ارائه الکترونیکی آن ها، به بنیاد علمی – فرهنگی تعلق دارد. استفاده از مطالب ارائه شده در این سایت با ذکر منبع آزاد است.