عنوان مقاله: عنصر خیال در داستان­های علمی و تخیلی

نویسنده/ مترجم: ایزاک آسیموف/ حسن نصیرنیا

آدرس­ پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم:

تاریخ تهیه:

ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی - تاریخ ارسال: 1388

آدرس­ پست الکترونیکی ارسال کننده:

موضوع اصلی: هنر و ادبیات - موضوع فرعی: داستان­ علمی - تخیلی

سه کلیدواژه اصلی به ترتیب اهمیت: علم، تخیل، داستان

سه کلیدواژه فرعی به ترتیب اهمیت: فانتزی، قانون علمی، محدودیت­های طبیعت

 

چکیده مقاله

نویسنده داستان عملی - تخیلی از غیرممکن­ها استفاده کرده و آن­ها را با چیره دستی در زیر نقابی از مضامین فرعی می­پوشاند. داستان علمی - تخیلی را نباید با داستان فانتزی وهمی – خیالی یکی گرفت. فانتزی برای خود قلمروی دارد. نوشتن داستان فانتزی خوب هم دشواری­های خاص خود را دارد. با این همه، این دو مختلف هستند. اثر علمی – تخیلی باید معقول باشد ولی فانتزی لازم نیست چنین باشد. در یک اثر علمی - تخیلی علم به مثابه ستون فقرات است ولی در یک اثر فانتزی، ستون فقرات را وهم و خیال تشکیل می­دهد. در نمایشنامه ژول سزار، ویلیام شکسپیر می­گوید که بروتوس صدای ضربه ساعت را می­شنود. حال آن که می­دانیم تا حدود یک هزار سال بعد از عهد بروتوس ساعت­هایی که با نواختن ضربه زمان را اعلام می­کنند، هنوز اختراع نشده بودند. در اثر دیگرش "ریچارد سوم" فرمانروا اشاره به ماکیاول جنایت­کار می­کند. در صورتی که ماکیاولی در آن زمان در عنفوان جوانی بود و هنوز کتاب­هایی را که بعدها موجب شهرتش شد، ننوشته بود. ما شکسپیر را به خاطر این لغزش­ها می­بخشیم. زیرا او شکسپیر بود. اما اگر یک نویسنده جدید رمان­های تاریخی مرتکب این گونه اشتباهات شود، حاضر نخواهیم بود بگوییم که خوب این یک اثر تاریخی - تخیلی است. بلکه بر عکس به احتمال زیاد فکر خواهیم کرد که این کتاب از پشتوانه تحقیقی خوبی برخوردار نیست و حتی اگر سبک و شیو ه نگارشش هم عالی باشد، احتمالا آن را کنار خواهیم گذاشت.

دریافت فایل PDF مقاله