لزوم مهندسی مجدد سیستم بازنشستگی و ارائه سیستم جدید رفاه اجتماعی و بازنشستگی در ایران
لزوم مهندسی مجدد سیستم بازنشستگی و ارائه سیستم جدید
رفاه اجتماعی و بازنشستگی در ایران
نويسنده/ مترجم: اکبر قراخانی بهار
Akbar Gharakhani Bahar
آدرس پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم: a_gh_bahar@hotmail.com
تاريخ تهيه: 1381
ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی واژه - تاريخ ارسال: 1387
آدرس پست الکترونيکی ارسال کننده:
موضوع اصلی: تامين اجتماعی - موضوع فرعی: بازنشستگی
سه کليدواژه اصلی به ترتيب اهميت: مهندسی مجدد، سيستم بازنشستگی، سيستم رفاه اجتماعی
سه کليدواژه فرعی به ترتيب اهميت: DB-PAYG, FDC, NDC
چکيده مقاله
سیتستم بازنشستگی در ايران قدمتی 70 ساله دارد. با وجود اصلاح پارهای از قوانین و مقررات، اصلاحی اساسی در مورد آن صورت نگرفته است. سازمان بازنشستگی کشور از سال 1380 با کسری موازنه روبرو شده است. سازمان تامین اجتماعی که ظاهرا وضع مناسبی دارد نیز از حدود سالهای 1400 (يا شايد زودتر)، وارد موازنه منفی شده و قادر به ادای تعهدات خود در مقابل بیمه شدگان خود نخواهد بود. در مورد وضعیت صندوقهای بازنشستگی مستقل دستگاه ها، جز معدودی از آنها، وضعیت به مراتب بدتری حاکم است. به نظر میرسد که یکی از راه حلهای مناسب برای مهندسی مجدد سیستم بازنشستگی با افزودن مولفه رفاه اجتماعی به آن، تدبیر یک «سیستم سه رکنی» با مولفههای زیر باشد:
-
رکن اول / «بازنشستگی پایه»: پرداخت مقرری ماهانه حداقل برای کلیه ساکنین کشور از یک سن معین به بعد بدون پرداخت هيچگونه حقبيمه قبلی
-
رکن دوم / «بازنشستگی بر اساس میزان مشارکت صوری»: پرداخت مقرری ماهانه بر اساس میزان پرداختهای گذشته حق بيمهای که در زمان خود صرف پرداختهای جاری به ساير بازنشستگان شده است.
-
رکن سوم / «بازنشستگی بر اساس میزان مشارکت واقعی»: پرداخت مقرری ماهانه بر اساس میزان پساندازهای گذشتهای که صرف سرمايهگذاری و کسب سود شده است.
لزوم مهندسی مجدد سیستم باز نشستگی و ارائه سیستم جدید
رفاه اجتماعی و بازنشستگی در ایران
مقدمه
«مهندسی مجدد» (reengineering) به مفهوم بازنگری در روشها و سیستمهای سنتی و قدیمی انجام کار در سازمانها و طراحی مجدد این روشها و سیستمها با توجه به نظرات علمی و امکانات تکنولوژیک جدید و از جمله نظرات علمی مربوط به خود روشها و سیستمها و امکانات تکنولوژیک مربوط به «تکنولوژی اطلاعات» (Information Technology = IT) است. نتیجه این کار کنار گذاشتن روشهای غیر علمی قدیمی در سازمانها و نوسازی آنها به روشهای علمی است. واقعیت این است که ساختار بسیاری از سازمانها و در نتیجه سیستمها و روشهای مورد استفاده در آنها متآثر از عصر صنعتی است، در حالی که گفته می شود جهان پیشرفته، در مقیاس وسیع وارد عصر خدمات شده است. اگر نماد بارز عصر صنعت توجه به «ابعاد سخت افزازی» انجام کارها بوده، در عصر خدمات، توجه عمده به «ابعاد نرم افزاری» کارها معطوف شده و خواهد شد.
از طرف دیگر، بسیاری از روشها و سیستمهای ستنی و قدیمی در بسیاری از سازمانها در کشورهای مختلف و از جمله درکشور ما در زمانی ایجاد شدهاند که مبانی علمی و نظری کافی در زمینههای مربوط به موضوع فعالیت آن ها وجود نداشته و یا بسیار نادر بوده است. در صورتی که امروزه برای بسیاری از این قبیل روشها و سیستمها مبانی علمی در خور توجهی به وجود آمده و امکانات تکنولوژیک قدرتمندی (نظیر تکتنولوژی اطلاعات) در دسترس است. بنابراین، فارغ از این که سازمانی در کار جاری خود مشکلی داشته یا نداشته باشد، لزوم بازنگری روشها و سیستمهای ستنی و قدیمی در هر حال وجود دارد. این درحالی است که سیستم بازنشستگی در کشور با چالشهای بسیار جدی روبرو است و قطعا باید برای آن تدابیری را اتخاذ کرد.
لزوما مهندسی مجدد از دیدگاه علمی
سیستم بازنشستگی در کشور ما دارای قدمتی افزون بر 70 سال است و با وجود اصلاح پارهای از قوانین و مقررات، اصلاحی اساسی در مورد آن صورت نگرفته است. در سال 82 (سال تهيه اين مطلب)، تعداد کل بازنشستگان کشور کمتر از 2 میلیون نفر بوده است. این عدد نسبت به کل کشور در سال مورد نظر که دارای حدود 70 میلیون نفر جمعیت، کمتر از 20 میلیون نفر شاغل و کمتر از 10 میلیون نفر (قریب نصف شاغلین) تحت پوشش بیمه بازنشستگی است، بزرگ نیست.
سازمان بازنشستگی کشور که قدری کمتر از نصف کل بازنشستگان را تحت پوشش دارد، بر اساس بررسیهای موجود، از سال 1380 با کسری موازنه روبرو شده و پرداختیهای آن به عنوان حقوق بازنشستگی به بازنشستگان، سالانه با کسری قابل ملاحظه ای نسبت به دریافتیهای آن، اعم از حق بیمه بازنشستگی دریافتی از شاغلین فعلی و درآمدهای ناشی از عملکرد بنگاه های اقتصادی تحت پوشش خود، روبرو است و این روند با شدت بیشتری در حال افزایش است. طبق پیش بینیهای به عمل آمده، حتی سازمان تامین اجتماعی که ظاهرا وضع مناسبی دارد نیز از حدود سالهای 1400 (شايد زودتر)، وارد موازنه منفی شده و قادر به ادای تعهدات خود در مقابل بیمه شدگان خود نخواهد بود.
در مورد وضعیت صندوقهای بازنشستگی مستقل دستگاه ها، جز معدودی از آنها، وضعیت به مراتب بدتری حاکم است. واقعیت این است که اکثریت (بیشتر از نصف) صندوقهای مستقل دستگاهها، دارای منابع کافی برای ادای تعهدات خود در مقابل بازنشستگان خود نیستند و بخش اعظم پرداختها به بازنشستگان را نه از منابع صندوقهای خود، بلکه از طریق عناوینی نظیر حقالعملکاری، عوارض روی فروش یا خدمات و ردیفهای جاری سازمان ذیربط و به عنوان هزینههای جاری پرداخت میکنند.
اگر چه ممکن است با عنوان کردن«پرداخت بین نسلی»، به این مفهوم که «از شاغلین فعلی به عنوان نسل جاری حق بیمه بگیریم و به عنوان حقوق بازنشستگی به نسل گذشته بپردازیم»، راه حلی برای برون رفت موقتی از چالشهای پیش رو، ارائه کنیم، که متاسفانه در حال حاضر چنین می شود، ولی این راه حل ممکن است تنها مشکل را از دوش مدیران فعلی کم کند و آن را به دوش مدیران آینده بیندازد.
این مشکل، از روند رو به افزون «دیون ضمنی» که ماه به ماه با اخذ حق بیمه از بیمهشدگان افزایش مییابد و نیز فقدان امکان بهرهگیری از منابع جاری از طریق سرمایه گذاری، به دلیل روند رو به افزون ادای تعهدات قبلی در مقابل بازنشستگان جدید، پیش آمده و در آینده نیز تشدید خواهد شد. این حالت شبیه به حرکت یک گلوله برفی کوچک در یک زمین سراشیبی پر برف است، که با جذب تدریجی برف، به صورتی غیر قابل کنترل، در نهایت به صورت بهمن عظیمی همه چیز را در خود فرو می برد.
در صورت درست بودن دیدگاه «پرداخت بین نسلی» نیز، با توجه به در صدهای کسور بیمه بازنشستگی موجود، شرایط کافی برای چنین کاری وجود حداقل 4 شاغل در مقابل یک بازنشسته و حفظ این نسبت به صورت مستمر است. در حالی که در بسیاری از موارد، به خصوص درمورد صندوق بازنشستگی کشوری و صندوقهای مستقل دستگاهها، که ورودیهای آنها به عنوان شاغلین جدید، به دلیل محدویت در استخدامهای رسمی یا دولتی در سالهای اخیر به شدت نقصان یافته، این نسبت کمتر از 3 است. واقعیت این است که معکوس شدن هرم جمعیتی که در کشورهای پیشرفته رخ داده و نتیجه مستقیم آن کم شدن جمعیت در سنین کار و آماده پرداخت حق بیمه در مقایسه با سالمندان بازنشسته است با نگرش «پرداخت بین نسلی» منافات دارد. نظر به این که معکوس شدن هرم جمعیتی با توجه به روند جهانی آن، در آینده در کشور ما نیز دور از ذهن نیست، بنابراین از حالا باید به فکر چاره بود.
بعد دیگر موضوع، آغشته بودن فعالیتهای بیمه ای مربوط به بازنشستگی، با موضوعات رفاه اجتماعی به صورت اعم است و حداقل تا به امروز خط مرز مشخصی بین این دو فعالیت در کشور ما وجود نداشته است. برای روشن شدن موضوع باید بگوییم که اگر بیمه بازنشستگی را به عنوان یک فعالیت بیمهای صرف در نظر بگیریم آنگاه نمی توانیم مواردی از قبیل بازنشستگی های زودرس یا ارفاق های در مورد بازنشستگی را به سیستم متولی آن (و در واقع به بازنشستگان فعلی صندوقها) تحمیل نماییم. زیرا که این قبیل اقدامات که غالبا بدون هیچ مطالعهای انجام میشوند، جز فروپاشی این سیستمها و در بهترین حالت خود، بدتر شدن وضع بازنشستگان موجود به دلیل افزایش بدون پشتوانه تعهدات سیستم اداره کننده آنان، ثمری نخواهند داشت.
متاسفانه برای انجام بازنشستگیهای زودرس دلایلی از قبیل باز شدن جا برای نسل جدید آورده می شود. در صورتی استدلال درست و علمی برای چنین خواستهای ایجاد مشاغل جدید برای افراد جدید است. به بیان دیگر این استدلال بیانگر آن است که در ایجاد مشاغل جدید ناتوانی وجود داشته و برای نفر جدید باید شغل یک نفر قبلی از او گرفته شود و هزینه این کار را نیز نه دستگاه به خدمت گیرنده فرد جدید، بلکه باید سیستم بازنشستگی مربوط به شخص قبلی و در واقع بازنشستگان جاری تقبل نمایند.
آیا چنین دیدگاهی جز فروپاشی سیستم متولی بازنشستگی و فشار به نسل جاری به دلیل تحمیل درصدهای بالای نرخ بیمه و نیز ادعای مبالغی بدون هیچ گونه تعهد بیمهای در مقابل آن يا شانه خالی کردن از تعهدات خود در مقابل بيمهشدگان از سوی بیمهگران، نتیجه و ثمری خواهد داشت؟ در مورد بالا بودن نرخ حق بیمه باید گفت که طبق بررسیهای به عمل آمده، نرخ کسور بیمه بازنشستگی در کشور ما که در مجموع حدود30 درصد را شامل می شود، بعد از کشور مصر، در رده دوم در بین کشورهای جهان قرار دارد. در حالی که این نرخ در کشور سوئد که سیستم بازنشستگی آن از حیث مزایا، زبانزد خاص و عام در بین مردم کشورهای جهان است، تنها 18 درصد است.
همان طور که دیده می شود، شرایط سیستم موجود به گونه ای نیست که چشم انداز روشنی داشته باشد. برای رسیدن به چشم اندازی روشن در این زمینه نیز راهی جز مهندسی مجدد سیستم و تفکیک بازنشستگی به عنوان فعالیت بیمهای با قرار و تعهدات معین از رفاه اجتماعی که منابع آن باید از محل بودجه عمومی کشور تامین شود، وجود ندارد.
لزوما مهندسی مجدد از دیدگاه تکنولوژی
دليل نیاز به مهندسی مجدد این است که از سال ها پیش (و در سال های اخیر با شدتی بیشتر)، موضوع مکانیزه کردن سیستمهای سنتی موجود، در دستور کار بسیاری از سازمانها در کشورهای مختلف و از جمله در کشور ما قرار گرفته است. واقعیت این است که تا چند دهه پیش، از یک طرف قیمت کامپیوترهای با قابلیتهای لازم به قدری بالا بود که بسیاری از سازمانها توان به کار گیری آنها را نداشتند و از طرف دیگر کامپیوترهای کوچک ارزان قیمت نیز دارای تواناییهای کافی برای این قبیل کارها در مقیاس بزرگ نبودند. در حال حاضر شرایط کاملا معکوس شده و با امکان انتخاب و به کار گیری امکانات سخت افزاری و نرم افزاری با قدرتهای عملیاتی بسیار بالا و قیمتهای بسیار پایین در این زمینه روبرو هستیم.
بعد دیگر کمبودهای قبلی در این مورد، کمبود نیروی انسانی متخصص در این زمینه در همه کشورها و از جمله در کشورما بوده است. طبق یک بررسی که از طرف شورای عالی انفور ماتیک کشور در سالهای دهه 1360 انجام شده، کشور ایران در کل تنها دارای کمتر از 2000 نیروی متخصص در زمینه سیستمها و کامپیوتر بوده است. در حالی که درحال حاضر، کشور دارای هزاران نیروی متخصص در این زمینه است.
متاسفانه در حال حاضر، بسیاری از سیستمهای سنتی بدون بازنگری در آنها و تقریبا به همان صورت موجود خود به صورت مکانیزه در میآیند. این وضعیت، حتی در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز در دهه 1990 رایج بود، ولی امروزه وضعیت در این کشورها عوض شده است. واقعیت این است که بسیاری از سیستم های سنتی موجود در سالهای بسیار دور و با توجه به زمینههای نظری و عملی موجود در آن سالها به وجود آمدهاند و در صورت اقدام به مکانیزه کردن آنها، باید بازنگری شده و مورد مهندسی مجدد قرار می گرفتند.
مکانیزه کردن روشها و سیستمهای قدیمی بدون مهندسی مجدد آنها، در بهترین و موفق ترین حالت خود، به تسریع در کارهای تکراری و گاه بی مورد و عدم بهرهگیری کامل از امکانات تکنولوژی اطلاعات منجر می شود. سیستمهای بازنشستگی به دلیل درگیر بودن با پروندههای کثیر و مفتوح به مدتهای طولانی که گاه ممکن است به دلایل پرداخت به وراث بیمه شدگان، نزدیک به 100 سال نیز به درازا بکشند، از بدیهی ترین فعالیتهایی هستند که حتما باید برای آنها سیستمی مکانیزه و مدرن تدارک دیده شود.
مبانی علمی جدید در زمینه سیستمهای بازنشستگی
سیستمهای باز نشستگی در اکثر کشورها بر اساس طرح اولیهای که از آن به عنوان «سیستم سنتی بازنشستگی» (traditional pension system) یاد میشود، به وجود آمدهاند. ویژگی عمده سیستمهای سنتی بازنشستگی، اخذ حق بیمه بازنشستگی از بیمه شده و کارفرمای او به مدتی (مثلا 30 سال) و سپس پرداخت حقوق بازنشستگی بر اساس میانگین حقوق مشمول کسر حق بیمه بازنشستگی در چند سال (مثلا 2 سال) آخر است. همان طور که دیده میشود، در این سیستم فارغ از میزان حق بیمه پرداختی توسط بیمه شده و کار فرمای او در طول سالهای پرداخت، مزایای معینی به بیمه شده تعلق میگیرد. بدین خاطر این سیستم را از منظر علمی، «ِمزایای تعریف شده – پرداخت بر اساس وضع جاری» (Defined Benefits – Pay As You Go =DB – PAYG) یا به اختصار «سیستم DB» نیز میگویند.
یکی از مشکلات این سیستمها، بروز عدم موازنه در دریافتها و پرداختها ( موازنه منفی ناشی از ازدیاد پرداختها در مقابل دریافتها)، با پیر شدن سیستم است که در واقع از ازدیاد تعداد بازنشستگان و یا طولانیتر شدن سالهای پرداخت حقوق به بازنشستگان به دلایل مختلف ناشی میشود. از جمله این دلایل میتوان به بالا رفتن امید به زندگی در بازنشستگان و وارونه شدن هرم جمعیتی که ثمره آن نقصان افراد در سنین کار و پرداخت کننده حق بیمه بازنشستگی نسبت به سالمندان است و نیز اعطای بازنشستگیهای زودرس، اشاره کرد. این در حالی است که سایر پارامترهای موثر بر سیستم از قبیل میزان کسور و سالهای پرداخت حق بیمه و یا سن بازنشستگی به دلایل مختلف از قبیل حساسیتهای سیاسی یا اجتماعی غالبا بدون تغییر میمانند.
از معایب عمده این سیستمها، تمایل به گرفتن شغلهای با درآمد بالا یا مدارج موثر در پرداخت حقوق در بخش دولتی در سالهای آخر خدمت و پنهان کردن اصل درآمد در سالهای غیر موثر و بالا نشان دادن آن در سالهای آخر پرداخت حق بیمه در بخش خصوصی است. همه این قبیل اقدامات علاوه بر ناخوشایندی از منظرهای دیگر، از توان ذخایر سیستمهای متولی آنها میکاهند. برای رفع بخشی از این معایب میتوان به جای میانگین دو سال آخر، ابتدا مثلا 15 سال از بهترین سالهای پرداخت حق بیمه پرداختی را مبنای محاسبه حقوق بازنشستگی قرار داد و سپس آن را به کل 30 سال خدمت تعمیم داد. بنابراین لازم است تمامی سوابق مربوط به تمامی سالهای پرداخت حق بیمه نگهداری شود تا در انتها بتواند مبنای محاسبه قرار گیرد. در اینجا تکنولوژی اطلاعات مشکلات را بسیار آسان کرده است.
نظر به این که سالهای پرداخت حق بیمه بازنشستگی زمان درازی قریب 30 سال را در بر میگیرد و در این سالها به واسطه تورمهای حتی ناچیز، قیمتها و در نتیجه دریافتیها افزایش مییابند، برای تعیین قیمت روز حق بیمه پرداختی توسط بیمه شده و یا همتراز کردن حقوق مبنای کسر حق بیمه در سالهای مختلف، از «شاخص قیمت مصرف کننده» (Customer Price Index = CPI) استفاده میشود. البته در کشور ما از سالهای دور همواره حداقل دستمزد مشمول پرداخت حق بیمه توسط ارگانهای ذیربط محاسبه و رسما اعلام شده است. بنابراین میزان برابری حقوق دریافتی مشمول کسر حق بیمه بازنشستگی در هر سال با این حد اقل میتواند مبنای محاسبه قرارگیرد.
در مقابل این سیستم، سیستمهای با تعاریف جدید نیز به وجود آمدهاند. نقطه قوت عمده سیستمهای جدید نسبت به سیستم سنتی، تغییر مبنای پرداخت حقوق بازنشستگی از «مزایای تعریف شده» به «مشارکت تعریف شده» (Defined Contribution = DC) است. به بیان دیگر در این سیستمها، پرداخت حقوق بازنشستگی نه برمبنای «پرداخت بر اساس وضع جاری» بلکه «بر اساس میزان مشارکت» یا حق بیمه بازنشستگی پرداختی بیمه شده در طول سالهای پرداخت انجام میشود. این سیستمها را به اختصار«سیستم DC» نیز میگویند.
سیستمهای DC به طور کلی بر دو گونه زیر هستند:
-
مشارکت تعریف شده صوری – Notional Defined Contribution= NDC
-
مشارکت تعریف شده ذخیرهای – Funded Defined Contribution = FDC
ویژگی سیستمهای NDC این است که در آنها از ابتدا یک حساب صوری/ اسمی به نام بیمه شده افتتاح میشود که بیمه شده تا زمان بازنشستگی حق دسترسی به آن را ندارد. کلیه حق بیمه دریافتی از بیمه شده در این حساب صوری عمل میشود. اگر چه مبلغ واقعی آن نطیر سیستم DB ممکن است صرف پرداختهای جاری گردد ولی آنچه که مهم است این است که حقوق بازنشستگی در این سیستم بر اساس شاخصهای اقتصادی که میزان عملکرد سپرده شخص در حساب صوری را در سالهای ذخیره شده معین میکنند، محاسبه میشود. در اینجا نیز تکنولوژی اطلاعات مشکلات کار را بسیار آسان کرده است.
در سیستمهای FDC ، به جای حساب صوری سیستمهای NDC، حسابی واقعی به نام بیمه شده افتتاح میشود. کلیه حق بیمه دریافتی از بیمه شده در این حساب واریز شده و با استفاده از آن سرمایه گذاری به عمل میآید. بیمه شده میتواند از طریق تعیین نوع و میزان سرمایهگذاری در حوزههای مختلف فعالیت اقتصادی در حساب خود دخل و تصرف کند. کلیه درآمدهای ناشی از هر نوع عملکرد اقتصادی با سپرده بیمه شده نیز در این حساب واریز میگردد. در نتیجه میزان واقعی نهایی ذخیره موجود در حساب شخص تعیین کننده حقوق بازنشستگی او خواهد بود.
گرایشهای موجود در مهندسی مجدد سیستمهای بازنشستگی
در اکثر کشورهای پیشرفته، «سیستمهای رفاه و تامین اجتماعی» به عنوان هسته اصلی و مرکزی «دولتهای رفاه"» (welfare states) تشکیل شده در این کشورها، و «سیستمهای بازنشستگی» (retirement/ pension systems)، نیز به نوبه خود، هسته اصلی و مرکزی سیستمهای رفاه و تامین اجتماعی را تشکیل میدهند. به گواه شواهد موجود، دهههای 1960 و 1970 اوج شکوفایی سیستمهای رفاه و تامین اجتماعی در کشورهای پیشرفته بوده است. به گمان برخی از صاحب نظران در تحلیل دستاوردهای این دوره در زمینه رفاه و تامین اجتماعی برای شهروندان، وظیفه دولتهای رفاه تشکیل شده در برخی از این کشورها، در قبال رفاه شهروندان خود تمام شده تلقی میگردید. بنابراین به جای «دولت رفاه» از «جهان با رفاه» (welfare world)، صحبت میشد. به بیان دیگر، دولتهای رفاه تشکیل شده در این کشورها به تمامی قول و قرارهای خود در زمینه رفاه شهروندان خود وفا کرده و آنها را ادا کرده بودند. این وضعیت در عین حال که در کشور خود منتقدینی داشت، توسط مردم سایر کشورهای جهان تحسین میگردید.
این نکته مهم را نباید از نظر دور داشت که سیستمهای رفاه و تامین اجتماعی در برخی از کشورها در دوره خود بسیار موفق عمل کردهاند. در حال حاضر نیز با وجود چالشهای بزرگی که در این زمینه پیش آمده، درصدد هستند تا با مهندسی مجدد سیستمها، همچنان موفق عمل کنند. برای شرایط نامطلوبی که در حال حاضر گریبانگیر اکثر سیستمهای رفاه و تامین اجتماعی در اکثر کشورهاست، دلایل مختلفی طرح میشود که اهم آنها از قرار زیر است:
-
ماهیت سیستمهای سنتی DB و بروزتدریجی مسایل و مشکلات ذاتی این سیستمها با گذشت زمان و پير شدن سيستم
-
پرداخت حقوق بازنشستگی برای سالهای بیشتر به دلیل افزایش امید به زندگی و بالا رفتن متوسط طول عمر
-
وارونه شدن هرم جمعیتی و نقصان افراد در سنین کار و پرداخت حق بیمه نسبت به سالمندان حقوق بگیر بازنشسته
-
افزایش سن ورود/ آغاز به کار و آغاز پرداخت حق بيمه، به دلیل روی آوردن جوانان به آموزشهای قبل از شروع کار
-
شرایط دورهای نامساعد اقتصادی و افزایش بیکاری افراد پرداخت کننده حق بیمه
-
توقعات روز افزون از حقوق بازنشستگی به دلیل بالا رفتن سطح زندگی و تمایل بازنشستگان به استفاده از امکانات جدید
-
موج بازنشستگی زودرس و اخراجهای جمعی افراد از کار و احاله کردن تبعات منفی این قبیل اقدامات به سیستمهای متولی بازنشستگی
-
فشارهای تورمی بر اندوخته سیستمها
-
اعمال فشار برای گرفتن حقوق بیشتر برای بازنشستگی از طریق مجامع صنفی، جریانهای سیاسی و راهاندازی اعتصاب
بررسی مهندسی مجدد سیستمهای بازنشستگی در کشورهای جهان، جریان عمل به شرح زیر را به دست می دهد:
-
تغییر متغیرهای سیستم سنتی DB موجود، نظیر سالهای پرداخت حق بیمه، سن بازنشستگی و غیره
-
تغییر متغیرهای سیستم سنتی DB موجود و کم کردن سهم آن همراه با ایجاد «رکن» (pillar) مکمل در کنار آن که عمدتا بر اساس سیستم DC، شامل NDC یا FDC عمل میکند.
در کنار مهندسی مجدد سیستمها، موارد زیر نیز در مد نظر قرار داشته است:
-
جلوگیری از بازنشستگیهای زودرس با شناور کردن و انعطاف در ساعات کار و منتاسب با سن برای افراد با سالهای خدمت بالا
-
شناور کردن میزان حقوق دریافتی توسط بازنشسته، مثلا دریافت حقوق کمتر در ابتدای بازنشستگی و بیشتر در آینده، با توافق و به عنوان نوعی پس انداز برای آینده در حین بازنشستگی
-
خصوصیسازی سیستمها از نظر مدیریت در ابتدا و فعالیت از هر جهت در آینده
خصوصیسازی صندوقهای بیمه بازنشستگی از ابعاد اداری و مالی در سالهای اخیر در برخی از کشورها مورد توجه قرار گرفتهاست. برای این کار دلایل مختلفی ذکر میشود که اهم آن ها از قرار زیر است:
-
آزادی انتخاب از سوی بیمهگذاران و محدود نبودن به یکی یا دو سازمان یا صندوق دولتی
-
افزایش مسئولیت بیمهشدگان به علت ساخت خصوصی موسسات متولی مربوطه
-
تسهیل در تصمیم گیریها به سبب ساخت غیر دولتی و دور زدن مراجع تصمیم گیری متعدد
-
انتقال ریسکها از دولت با محدوده عمل و حوزه تصمیمگیری کمتر به موسسات خصوصی با محدوده عمل و حوزه تصمیمگیری بیشتر
-
تمایل تشکیلات صنفی برای اداره امور مربوط به خود و خارج شدن از قوانین و مقررات دست و پاگیر دولتی
به نظر میرسد که گرایش نهایی این است که سیستمهای بازنشستگی به صورت بخشی و یا به طور کامل از دولت و بودجه عمومی جدا شده و استقلال اداری و مالی پیدا کنند و دولتها با تامین حداقل برای تمامی شهروندان، نقش سیاستگذار و ناظر را در این زمینه بازی نمایند. به بیان دیگر، با توجه به امکاناتی که تکنولوژی اطلاعات در اختیار قرار داده است، هدف این است که خود بیمه شدگان هر چه بیشتر در اداره سپردههای خود (نظیر خرید و فروش سهام یا انجام سرمایهگذاریهای مختلف) سهیم شوند و در این زمینه، دولتها افتادگان این فعالیتها را دستگیر باشند.
ارکان سیستم جدید برای رفاه اجتماعی و بازنشستگی
به نظر میرسد که یکی از راه حلهای مناسب برای مهندسی مجدد سیستم بازنشستگی با افزودن مولفه رفاه اجتماعی به آن، تدبیر یک «سیستم سه رکنی» (3 pillar system) با مولفههای زیر باشد. توضیح این که منظور از «رفاه اجتماعی» در اینجا، صرفا ایجاد یک پوشش حمایتی حداقل برای کلیه آحاد کشور و از یک سن معین به بعد است، اعم از این که بیمه بازنشستگی داشته یا نداشته باشند و مواردی از قبیل درمان و سایر حمایتهای مشابه در آن مد نظر قرار ندارد.
-
رکن اول/ «بازنشستگی پایه» (basic pension): پرداخت مقرری ماهانه حداقل برای کلیه ساکنین کشور از یک سن معین به بعد. از این رکن به عنوان «بازنشستکی با نرخ مسطح» (flat rate pension) نیز یاد میشود.
-
رکن دوم/ «بازنشستگی بر اساس میزان مشارکت صوری» (NDC pension): پرداخت مقرری ماهانه بر اساس میزان مشارکت صوری بیمه شده در ذخایر و فقط برای بیمه شدگان که آن را «حق بازنشستگی مبتنی بر درآمد» (income based pension) نیز میتوان نامید.
-
رکن سوم/ «بازنشستگی بر اساس میزان مشارکت واقعی» (FDC pension): پرداخت مقرری ماهانه بر اساس میزان مشارکت واقعی بیمه شده و فقط برای بیمه شدگان که آن را «ذخیره ای کامل» (fully funded) نیز میتوان نامید.
رکن اول/ «بازنشستگی پایه» (basic pension)
بر اساس تجربیات موجود در کشورهای پیشرفته، به نظر میرسد که یکی از وجوه مهم هر سیستم رفاه و تامین اجتماعی، میتواند شامل پرداخت حقوق حداقلی برای همه سالمندان کشور از یک سن معین به بعد باشد. برای این کار فرض میشود که شرایط کار و فعالیت برای همگان و تا زمانی که از نظر سنی توانایی لازم را دارا هستند مهیا بوده و همگان می توانند در سنین کار، زندگی خود را فارغ از این که بیمه بازنشستگی داشته یا نداشته باشند، اداره نمایند. برای کسانی نیز که به هر دلیل این توانایی نداشته و نتوانند در سنین کار و فعالیت زندگی خود را اداره کنند، سازمانهای حمایتی ( نظیرسازمان بهزیستی، کمیته امداد، بنیاد مستضعفان، بنیاد شهید و سایر بنیادهای خیریه عمومی) و امدادی (نظیر جمعیت هلال احمر و سایر بنیادهای امداد عمومی)، میتوانند وارد عمل شده و افتادگان را به قصد حمایت و امداد و توانیابی برای اداره زندگی خود، مورد پوشش قرار دهند.
در این صورت این رکن از سیستم میتواند پرداخت حداقلی را به عنوان حقوق بازنشستگی برای هر فرد سالمند ساکن در کشور که دارای سابقه سکونتی و سن معینی باشد، تضمین کند. بدیهی است که صندوقهای بازنشستگی موجود به سبب نوع ساختار و تعهدات و نیز نوع فعالیت خود که در واقع فعالیت بیمهای با قرارداد صریح یا ضمنی بین بیمهگذار و بیمه شده است، قادر به این کار نیستند و منابع لازم را نیز در اختیار ندارند. بنابراین تامین منابع این رکن باید از طریق دولت و از بودجه عمومی کشور باشد.
چنانچه شرایط برخورداری از این حداقل را 40 سال اقامت در کشور و رسیدن به سن 65 سالگی در نظر بگیریم، برآوردهای مختلفی در زمینه مجموعه سالمندان هدف و نیز نحوه تامین منابع آن قابل انجام است. براساس برآوردهای آماری از آمار سال های گذشته، تعداد سالمندان کشور در ردههای سنی بالای 65 سال، 70 سال، 75 سال و 80 سال برای سال 1381(سال مورد نظر جهت محاسبات)، به ترتیبی است که در جدول – 1 آمده است. همچنین آمار یارانه های پرداختی دولت در سال 1381 به تفکیک موارد مختلف به ترتیبی است که در جدول – 2 آمده است.
چنانچه ترتیبی فراهم میشد که در سال مبنای محاسبه، درصدی از یارانههای مختلف پرداختی به صورت مستقیم به افراد هدف پرداخت میگردید، در این صورت میزان پرداختی برای افراد مختلف با لحاظ کردن درصدهای مختلف از کل یارانهها به ترتیبی میشد که در جدول -3 آمده است. همانطور که در جدول -3 دیده میشود، چنانچه حالت 10 درصد کل یارانه ها و افراد فقط 65 سال و به بالا را در نظر بگیریم، متوسط قابل پرداخت برای هر فرد سالمند برای سال 1381 معادل 280،000 ریال خواهد شد. لازم به یادآوری است که این مبلغ، نزدیک به نصف حداقل دستمزد در آن سال (حداقل دستمزد در سال 1381برابر 650،000 ریال بوده است) و در نتیجه نزدیک به نصف حداقل حقوق بازنشستگی پرداختی به بازنشستگان در آن و برای سال یاد شده با توجه به این حداقلها، مبلغ نسبتا مناسبی بوده است.
چنانچه این مبلغ را به عنوان حقوق پایه سالمندی در آن سال در نظر بگیریم، در این صورت حداقل حقوق بازنشستگی پرداختی به بازنشستگان در آن سال، معادل 930،000 ریال (به جای 650،000 ریال پرداختی) میشد. در این صورت، برعکس برابری حداقل دستمزد شاغلین با حداقل حقوق بازنشستگان، حقوق بازنشستگان به دلیل برخورداری از این حداقل، بیشتر از حداقل دستمزد شاغلین می شد که منطقیتر به نظر میرسد. بدیهی است که این افزایش در مورد حقوق بالاتر از حداقل بازنشستگان نیز به نسبت انعکاس مییافت و در مقایسه با شاغلین، نسبت به وضعیت موجود منطقیتر میشد و به صورت طبیعی نوعی همترازی بین حقوق شاغلین و بازنشستگان پیش میآمد. همان طور که دیده میشود، با فرض اختصاص 50 درصد یارانه ها، میزان پرداختی به هر سالمند بالای 65 سال تا 1،400،000 ریال افزایش مییابد که برای سال 1381 مبلغ بسیار مناسبی است.
جدول -1: آمار جمعیت کشور در ردههای سنی مختلف برای سال 1381، سال مبنای محاسبات
|
سال |
65 سال به بالا |
70 سال به بالا |
75 سال به بالا |
80سال به بالا |
|
1335 |
751،607 |
448،825 |
251،948 |
694،134 |
|
1345 |
993،044 |
640،874 |
289،609 |
183،400 |
|
1355 |
1،186،470 |
839،232 |
459،068 |
254،971 |
|
1365 |
1،501،718 |
927،922 |
585،902 |
376،372 |
|
1375 |
2،595،181 |
1،518،808 |
672،299 |
308،181 |
|
برآورد سرراست برای 1381 |
3،500،000 |
2،000،000 |
750،000 |
500،000 |
جدول - 2: میزان یارانه مختلف پرداختی برای سال 1381،
سال مبنای محاسبات
|
نوع یارانه |
مبلغ (میلیارد ریال) |
|
گندم |
13،000 |
|
کالاهای اساسی |
6،000 |
|
انرژی |
100،000 |
|
جمع کل |
119،000 |
جدول - 3: میزان قابل پرداخت ماهانه به افراد در حالت های مختلف
|
% از کل یارانه ها |
میزان قابل پرداخت ماهانه(ریال) | |||
|
فقط 65 سال و به بالا |
فقط 70سال و به بالا |
فقط 75سال و به بالا |
فقط 80 سال و به بالا | |
|
فقط 1 درصد |
28،000 |
49،000 |
130،000 |
198،000 |
|
فقط 5 درصد |
140،000 |
245،000 |
650،000 |
990،000 |
|
فقط 10 درصد |
280،000 |
490،000 |
1،300،000 |
1،980،000 |
|
فقط 50 درصد |
1،400،000 |
000 ، 450 ،2 |
6،500،000 |
9،900،000 |
رکن دوم/«بازنشستگی بر اساس میزان مشارکت صوری» (NDC pension)
در حال حاضر سیستم بازنشستگی در کشور ما نظير بسياری از کشورهای ديگر، بر اساس سیستم DB – PAYG که قبلا توضیح داده شد، عمل میکند. لازم به یادآوری است که در سیستم DB – PAYG حقوق بازنشستگان بر اساس میانگین حقوق دو سال آخر اشتغال و از محل حق بیمه در یافتی از شاغلین جاری تامین میشود. همچنین در سیستم NDC نیز منابع از همین محل تامین میگردد ولی حقوق پرداختی به بازنشستگان به جای میانگین حقوق چند سال آخر اشتغال، با استفاده از فرمولی که در آن میزان حق بیمه دریافتی در کل دوران اشتغال شاغل با فرض سرمایه گذاری و کسب سود لحاظ می شود، محاسبه میگردد. در مهندسی مجدد، برای تبدیل سیستم از DB – PAYG به NDC، از زمان شروع به اجرای سیستم جدید میتوان به ترتیب زیر عمل کرد :
-
بستن سیستم DB – PAYG برای شاغلین جدید
-
گشودن یک حساب برای هر شاغل جدید و یا قدیمی و واریز مبالغ دریافتی به عنوان حق بیمه از او در این حساب به صورت صوری
-
در صورت بازنشسته شدن هر شاغل قدیمی بعد از اجرای سیستم جدید، محاسبه حقوق بازنشستگی او در دو قسمت، شامل قسمت اول با سیستم قدیم و قسمت دوم با سیستم جدید و هر کدام به تناسب مدت مربوط به اعتبار هر یک از این دو سیستم در زمان اشتغال شاغل
-
در صورت بازنشسته شدن هر شاغل با سیستم جدید، محاسبه حقوق بازنشستگی او بر اساس فرمولی است که در آن میزان حق بیمه دریافتی در کل دوران اشتغال شاغل با فرض سرمایه گذاری و کسب سود لحاظ میشود.
رکن سوم/«بازنشستگی براساس میزان مشارکت واقعی»(FDC pension)
در این رکن علاوه بر حق بیمه دریافتی از شاغل و با انتخاب خود او به صورت ثابت یا متغیر، ماهیانه مبلغی از پرداختیهای به او کسر و در حسابی واقعی به نام او واریز و ثبت میشود. از آنجا که کل این مبلغ در اختیار ذینفع آن قرار دارد، در برخی از کشورها، با آماده کردن بسترهای لازم، ترتیبی را فراهم کردهاند که خود شخص میتواند با دستیابی به حساب خود از طریق اینترنت، هر مبلغی را در محلهایی که برای این کار تدارک دیده شدهاند، سرمایهگذاری نماید. بدین ترتیب شخص ذینفع کاملا در جریان بده و بستان بخشی از دخایر بازنشستگی خود قرار دارد. همان طور که پیشتر نیز اشاره شد، به نظر میرسد که تمایل جهانی این باشد که در نهایت رکن پایه و رکن FDC در کنار هم و با درگیر شدن کامل ذی نفغ در سالهای اشتغال در اداره امور خود، بتوانند حقوق دوران سالمندی را تامین نمایند و سهم رکن های DB – PAYG و یا NDC به تدریج کم و در بهترین حالت خود، حذف شوند.
در مورد اکثر صندوقهای بازنشستگی کشور، در حال حاضر ماهیانه به صورت میانگین 3 درصد از شاغلين کسر و 3 الی 6 درصد نیز کارفرما به آن اضافه نموده (در مجموع 6 الی 9 درصد دریافتی) و در یک حساب پس انداز به نام شخص واریز می شود. این پسانداز که به آن سود نیز تعلق میگیرد می تواند در هنگام بازنشستگی به صورت یکجا به بازنشسته پرداخت شود. چنانچه توافق شود، با توجه به محاسبات بیمه قابل انجام در مورد کل مبلغ پس انداز در هنگام بازنشستگی، به جای پرداخت یک جا، به صورت تدریجی و ماهانه نیز قابل پرداخت است. این کار به نوعی شامل رکن FDC است. درکشور ما این پساندازها عمدتا به صورت سپردههای بانکی بلند مدت سرمایهگذاری میشوند که از نظر کسب سود کارآيی مورد نياز در اين زمينه را ندارند.
برای ارتقای پساندازهای اشاره شده در بالا به FDC کامل در کشور ما، لازم است ترتیبات لازم برای استفاده هر چه بهتر از این پساندازها، فراهم آید تا به تدریج زمینههای مشارکت خود شخص ذی نفع در به کارگیری پس اندازهای خود به وجود آید. به دلیل نو بودن تجربه در کشور و نیز ناهماهنگیهایی که در ابتدا پیش خواهد آمد، در صد تخصیصی از این رکن در حقوق بازنشستگی میتواند در ابتدا کم منظور شود و سپس با انباشت تجربه به تدریج افزایش یابد تا مخاطرات و ناهماهنگیهای اولیه به حداقل کاهش یابد و اطمینان بیمهشدگان نيز برای ادامه این وضعیت جلب گردد.
پساندازهای ذخیره شده در رکن FDC، میتوانند به یکی از صورتهای زیر مورد سرمایهگذاری و کسب سود قرار گیرند:
-
با مسئولیت و مدیریت سازمان بیمه کننده
-
با مسئولیت و مدیریت مشترک سازمان بیمه کننده و بیمه شده
-
با مسئولیت و مدیریت بیمه شده
برای در نظر گرفتن فرصت جبران برای ضررهای احتمالی، میتوان اندوختههای با فرصت جبران بیشتر (اندوخته بیمه شدگان با سالهای اشتغال کمتر) را به سرمایهگذاریهای با سود و ریسک بیشتر، نظیر مشارکت در بازار سهام و برعکس اندوختههای با فرصت جبران کمتر (اندوخته بیمه شدگان با سالهای اشتغال بیشتر) را به سرمایهگذاریهای با سود و ریسک کمتر، نظیر خرید اوراق قرضه و یا سپردهگذاریهای بانکی، اختصاص داد. جدول -4 سناریوهای مختلف قابل انتخاب از سوی بیمه شدگان برای سرمایهگذاری پساندازهای خود را نشان میدهد.
علاوه بر اینها، باید مؤسسات مالی مختلف برای سرمایهگذاری پساندازها با دستهبندی نوع سرمایهگذاری در ترکیبهای مختلف تشکیل داد تا بیمه شدگان بتوانند بسته به موقعیت خود از بینآن ها انتخاب کنند. این مؤسسات که وظیفه سرمایهگذاری پساندازها را به عهده خواهند داشت، میتوانند در دستهبندیهای مختلف به شرح زیر قرار گیرند :
-
مؤسسات با سیاست سرمایه گذاری ریسک و سود پایین
-
مؤسسات با سیاست سرمایه گذاری بینابین
-
مؤسسات با سیاست سرمایه گذاری ریسک و سود بالا
جدول – 5، سناریوهای مختلف سرمایهگذاری در انواع این مؤسسات را منعکس میکند.
جدول -4: سناریوهای مختلف برای سرمایهگذاری پساندازها
|
سالهای سابقه پرداخت حق بیمه |
% از پسانداز برای سرمایهگذاری با سود و ریسک بیشتر |
% از پسانداز برای سرمایهگذاری با سود و ریسک کمتر |
|
تا 10 سال |
80% |
20% |
|
10 تا 20 سال |
60% |
40% |
|
20 تا 30 سال |
40% |
60% |
|
30 تا 35 سال |
20% |
80% |
|
35 تا 40 سال |
10% |
90% |
جدول -5: سناریوهای مختلف سرمایه گذاری پساندازها
توسط مؤسسات مالی
|
نوع موسسه |
% از پسانداز برای سرمایهگذاری با سود و ریسک بیشتر |
% از پسانداز برای سرمایهگذاری با سود و ریسک کمتر |
|
سیاست ریسک بالا |
80 الی 90 درصد |
10 الی 20 درصد |
|
سیاست بینابین |
40 الی 60 درصد |
40 الی 60 درصد |
|
سیاست ریسک پایین |
10 الی 20 درصد |
80 الی 90 درصد |
همچنین باید مؤسسات دیگری را تحت مدیریت سازمان بیمه کننده ایجادکرد تا در صورت عدم تمایل بیمه شده در به کارگیری پساندازهای خود، این قبیل پساندازها از طریق این مؤسسات خاص به کار گرفته شوند. در واقع خود بیمهشدگان میتوانند اختیار به کارگیری و اداره امور مربوط به پساندازهای خود را به این مؤسسات واگذار کنند. با توجه به نوع تصدی وظایف، این مؤسسات میتوانند از نوع مؤسسات با ریسک و سود پایین يا بينابين دستهبندی شوند.
مطلب آخر
اگر سال شروع پرداخت حق بیمه برای هر شهروند را با توجه به تمایل جوانان به کسب آموزشهای قبل از ورود به بازار کار، 25 سالگی در نظر بگیریم، در این صورت با فرض حتی 40 سال سابقه پرداخت حق بیمه، بیمه شده میتواند در حدود 65 سالگی بازنشسته شود. تشویق مردم به تامین آتیه فرزندان خود و از جمله تقبل حق بیمه مربوط به دو سال دوره سربازی که اخیرا صورت گرفته، میتواند شرایطی را فراهم آورد که پرداخت حق بیمه حتی از قبل از 25 سالگی نیز شروع شود. این اقدامات و تشویقهای اولیه، خود زمینه تشویق و ترغیب جوانان را برای ادامه پرداخت حق بیمه مهیا خواهد کرد. لازم به توضیح است که برای موفقیت هر طرحی در زمینه رفاه و تامین اجتماعی، سیاستهای بیمه خویشفرمایی از طریق «کار آفرینی برای خود» (free lancing) که مورد توصیه مجامع جهانی نظیر بانک جهانی نیز میباشد، باید بسیار بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته و دارای جذابیتهای کافی برای کار آفرینان برای خود باشد.
«بنیاد علمی و فرهنگی گرامی» با شعار «گسترش دانش - اعتلای زبان» و با هدف «گسترش دانش به زبان فارسی روان» و «پاسخگویی نیازهای کاربردی جامعه ایرانی»، کوشش دارد تا با «جستجو»، «انتخاب»، «ویرایش»، «نمایه سازی» و «ارائه» مطالب علمی به زبان فارسی روان در محیط اینترنت، نسبت به افزايش رغبت مطالعه مطالب علمی و از اين طريق به گسترش دانش و اعتلای زبان فارسی در محيط اينترنت کمک کند. توضيح اين که مراد از زبان فارسی مورد اشاره در بالا، شکل نوشتاری روان و درست زبان مورد تکلم در تهران و مورد استفاده در آثار مکتوب و رسانه های کشور در زمان حال بوده و تعبيرهايی نظير «زبان خالص» و غیره مورد نظر نخواهد بود. با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و با وجود انبوه اطلاعات به ساير زبان ها در فضای مجازی اينترنت، زبان فارسی نيز بايد از طريق کاربرد درست آن، جايگاه شايسته خود را در اين فضا پيدا کند. حقوق معنوی مطالب ارائه شده در این سایت، در درجه اول متعلق به صاحبان آثار (نویسنده، مترجم و ناشر به شیوه نشر سنتی) و در درجه دوم از نظر انتخاب، اعمال وِیرایش های وِیژه، نمایه سازی، تایپ، آماده سازی و ارائه الکترونیکی آن ها، به بنیاد علمی – فرهنگی تعلق دارد. استفاده از مطالب ارائه شده در این سایت با ذکر منبع آزاد است.