مقدمهای بر مفهوم مدل
عنوان مقاله: مقدمهای بر مفهوم مدل
An Introduction to Model Concept
نویسنده/ مترجم: اکبر قراخانی بهار
Akbar Gharakhani Bahar
آدرس پست الکترونیکی نویسنده/ مترجم: a_gh_bahar@hotmail.com
تاریخ تهیه: 1387
ارسال کننده: همفکران جامعه مجازی واژه - تاریخ ارسال: 1387
آدرس پست الکترونیکی ارسال کننده:
موضوع اصلی:مدل - موضوع فرعی: مدلسازی
سه کلیدواژه اصلی به ترتیب اهمیت: مفهوم مدل، نحوه مدلسازی، انواع مدل
سه کلیدواژه فرعی به ترتیب اهمیت: مدل فیزیکی، مدل مفهومی، مدل ریاضی
چکیده مقاله
«مدل»، از جمله مفاهیم عام و همه جانبه در حوزه علم، ریاضیات و تکنولوژی است. مدل، صورت خلاصه و ساده شدهای از یک چیز است که برای درک بهتر آن چیز ساخته میشود. مدل یک چیز میتواند یک وسیله یا دستگاه، یک طرح، یک نمودار، یک معادله ریاضی، یک برنامه کامپیوتری و یا حتی یک تصور ذهنی باشد. مدل دارای انواع مختلفی است. «مدل فیزیکی» عبارت از وسیله یا فرایندی واقعی است که به اندازه کافی نظیر پدیده یا شیئی مورد نظر عمل میکند. «مدل مفهومی» تشبیه کردن یک شیئی ناشناخته با چیز شناخته شده دیگری به منظور شناسایی شیئی ناشناخته است. «مدل ریاضی» شامل یافتن رابطهای ریاضی است که رفتار آن شبیه شیئی مورد نظر برای مدلسازی باشد. برای ارائه هر نوع دانستنی در باره هر «شیئی» در قالب یک مدل، به «گیرنده» و «علامت» نیازمندیم. در قالب یک مدل، «گیرنده» با استفاده از سیستم «علامت» خاصی در باره «شیئی» معینی مورد اطلاعرسانی قرار میگیرد. علائم مبین شیئی نیستند، بلکه «داده»، «اطلاعات» یا «دانش» معینی را در باره شیئی به گیرنده میرسانند. آنچه که دانستنیها در باره شیئی را به گیرنده منتقل میکند در واقع «رابطه» بین این علائم است.
مقدمهای بر مفهوم مدل
مقدمه
در حوزه علم، ریاضیات و تکنولوژی برخی مفاهیم عام و همه جانبه وجود دارند که تقریبا در همه شاخههای منشعب از سه حوزه یاد شده، کاربرد دارند. از جمله این مفاهیم «مدل» (model)است. در این مطلب به مدل و کاربرد آن در حوزههای علم، ریاضیات و تکنولوژی اشاره خواهد شد.
مفهوم مدل
«مدل»، صورت خلاصه و ساده شدهای از یک چیز است که برای درک بهتر آن چیز ساخته میشود. به بیان دیگر، «مدل یک چیز»، تجریدی از یک شیئی واقعی است که در آن تنها به جنبههای مهم و قابل بررسی از آن شیئی اکتفا شده باشد. مدل به عنوان شکلی ساده و تجریدی از یک شیئی، ما را به جای روبرو شدن با دنیای پیچیده واقعی، با دنیایی سادهتر و شامل اجزاء و مؤلفههایی که از نظر بررسی ما مورد توجه هستند، روبرو میکند. مدل مورد نظر از یک چیز میتواند شامل یک وسیله یا دستگاه، یک طرح، یک نمودار یا شکل، یک معادله ریاضی، یک برنامه کامپیوتری و یا حتی یک تصور ذهنی باشد. ارزش و اهمیت مدلها، فارغ از فیزیکی، ریاضی یا مفهومی بودن آنها، نشان دادن چگونگی کار یک چیز است.
به عنوان مثال با تشبیه قلب انسان به یک پمپ، ممکن است انتظار داشته باشیم که اصول مهندسی مورد استفاده در طراحی پمپها، در شناخت بیماریهای قلب نيز کمک کننده باشد. وقتی مدلی به خوبی پدیده مورد نظر را نمایندگی نکند، در این صورت مدل باید توسعه یافته و یا اصلاح گردد. برای مدتها، آتش به عنوان مدلی برای تولید انرژی در خورشید تصور میشد، در حالی که برای ایجاد یا روشن کردن این آتش وجود چیزی در خورشید عنوان نمیگردید.
مدلهای فیزیکی
ملموسترین مدلها، «مدلهای فیزیکی» (physical models) هستند. مدل فیزیکی عبارت از وسیله یا فرایندی واقعی است که به اندازه کافی نظیر پدیده یا شیئی مورد نظر که میخواهیم آن را مدلسازی کرده و چیزهایی را در باره آن بدانیم، عمل میکند. به صورت معمول، کار کردن با یک مدل فیزیکی به خاطر کوچکی اندازه، ارزانی از نظر مواد مصرفی در ساخت یا تهیه آن و یا کوتاه بودن زمان، در مقایسه با آنچه که مدل آن را نمایندگی میکند، سادهتر است.
آزمایشهایی که در آنها متغیرها باید در کنار هم کنترل شوند، به امید این که پاسخدهی آن شبیه پدیده یا شیئی اصلی باشد، میتوانند روی مدل فیزیکی انجام شوند. به عنوان مثال، یک مدل در مقیاس کوچک یک هواپیما، به منظور بررسی شکل بالهای آن، میتواند در یک تونل باد مورد آزمایش قرار گیرد. همچنین فرایندهای بیولوژیکی بدن انسان به منظور انجام آزمایشهای پزشکی روی انسانها، میتوانند با استفاده از حیوانات آزمایشگاهی یا نمونههای قرار داده شده در لولههای آزمایشگاهی، مورد مدلسازی قرار گیرند.
فرایندهای اجتماعی نیز میتوانند به جای انجام روی مجموعه واقعی جامعه مورد نظر، روی نمونههای کوچک و برگزیدهای که به عنوان مدلی از آن جامعه باشند، مورد آزمایش قرار گیرند. البته کوچک کردن مقیاس همواره میسر یا کارساز نیست. به عنوان مثال پدیدهها یا اشیاء میکروسکوپی به جای داشتن مدلهای کوچک، باید دارای مدلهای به مراتب بزرگتر از مورد واقعی باشند تا بتوانند در عمل به کار گرفته شوند.
یک مدل ضمن کوچک بودن در اندازه و مواد تشکیل دهنده نسبت به مورد واقعی، از نظر زمانی نیز میتواند کوتاهتر گردد. برای مشاهده آثار برخی پدیدهها باید مدتهای زیادی را به انتظار نشست. در این گونه موارد، مدلهای شامل زمان کوتاه از آن پدیدهها، میتوانند از طریق افزایش درجه وقوع رویدادها، اثرات ناشی از طول زمانهای طولانی را زودتر آشکار سازند. به عنوان مثال پدیدههای نجومی میتوانند بدین طریق مدلسازی شوند. همچنین آزمایشهایی نظیر آزمایش تعیین طول عمر لامپها و غیره از آن جملهاند. از طرف دیگر، برای مدلهای کند شده، نظیر نمایش حرکت آهسته پرندگان یا تصادم دو وسیله نقلیه با هم، ممکن است پدیدههای بسیار سریعی مورد نیاز باشد.
رفتار یک مدل فیزیکی نمیتواند به تمامی و با دقت کافی نماینده پدیده یا شیئی در مقیاس واقعی یا حتی با مجموعه محدودی از ویژگیهای مورد مطالعه باشد. اگر یک قایق مدل، خیلی کوچک باشد، نحوه جریان آب در زیر و اطراف آن با قایق و دریای واقعی متفاوت خواهد بود. همچنین مثلا اگر در یک مدرسه تنها در یک کلاس از يک روش جدید استفاده شود، در این صورت ممکن است آن روش در مقایسه با روشهای دیگر برای مدرسه موفقتر جلوه کند، در حالی که در صورت استفاده آن روش در کل مدرسه ممکن است چنین نتیجهای به دست نیاید.
همینطور داروهای با درصد بالا به عوض سرعت در مداوا ممکن است مخرب و یا حتی کشنده باشند. نا مناسب بودن یک مدل ممکن است به خاطر عواملی نظیر تغییر در اندازه و یا وجود تفاوتهای کیفی باشد که در مدل به حساب نیامدهاند. به عنوان مثال، موشها ممکن است نسبت به بعضی داروها حساس بوده و بالعکس انسانها نسبت به آنها حساس نباشند.
مدلهای مفهومی
یک روش برای شناخت یک شیئی ناشناخته این است که آن را در شباهت با چیز دیگری در نظر بگیریم. به عنوان مثال، ابتدا اتومبیل را به عنوان ارابه بدون اسب در نظر میگرفتند. سلولهای زنده بدین خاطر به عنوان سلول (خانه) نامیده میشوند که در مورد گیاهان سلولها به صورت خانههایی شبیه اتاقهای کنار هم بودند. همینطور گفته میشد که جریان الکتریکی مثل «جریان» آب در یک مسیر است و الکترونها در اتمها به شکل «غلاف»هایی حول هسته قرار گرفتهاند.
در هر مورد، قیاس و شباهت تنها روی برخی از ویژگیها است. به عنوان مثال سلولهای زنده در مقایسه با اتاق درب ندارند، جریان برق نظیر آب دارای رطوبت نیست و غلافهای الکترونها سخت نیستند. بنابراین بسته به مورد، شباهتهای مناسب و نامناسب، ممکن است به فهم بهتر شیئی مورد مطالعه کمک کرده و یا حتی ما را گمراه کنند.
به عنوان مثال، تشبیه تکرار شاخه نمونهها در درختواره تکامل، ممکن است انسان را نه تنها به شاخههای جدید، بلکه به پیشرفت به جلو در شاخهها نیز هدایت کند. در صورتی که در عمل ممکن است این پیشرفت در همه شاخهها ممکن نبوده بلکه در شاخههای معینی ممکن باشد. اگر پدیدهای با تجربیات معمولی ما مشابهت زیادی نداشته باشد، در این صورت شاید نتوان فقط یک مورد مشخص را به عنوان شبیه آن در نظر گرفت.
نظير تمامی مدلها، یک مدل مفهومی نيز ممکن است تنها دارای سودمندی محدودی باشد. چنین مدلی ممکن است خیلی ساده نيز باشد. به عنوان مثال تشبیه مولکولهای گاز به توپهای کوچک قابل ارتجاع در حال حرکت در جهات مختلف، میتواند مفید باشد. چنین مدلی نیز برای تطابق بیشتر با مورد اصلی به اصلاحات زیادی نیاز دارد. از طرف دیگر یک مدل ممکن است برای استفاده عملی بسیار پیچیده باشد.
دقت مدل مربوط به سیستمهای پیچیده نظیر جمعیت جهان، هوا و توزیع غذا، به سبب تعداد زیاد متغیرهای مرتبطی که باید به طور همزمان در نظر گرفته شوند، محدود میشود. یک مدل انتزاعی ممکن است از نظر تطابق با مشاهدات مناسب ولی از نظر حسی فاقد معنی باشد. به عنوان مثال در مدلسازی مولکولها مجبوریم روی توصیفی ریاضی که ممکن است فاقد تصویری ذهنی باشد، تمرکز کنیم. هر مدلی ممکن است دارای جنبههای بیربطی نیز باشد که این جنبهها در استفاده ما از آن، ناخواسته باشند.
مدلهای ریاضی
اساس مدلسازی ریاضی، یافتن رابطهای ریاضی است که رفتار آن شبیه سیستم مورد نظر برای مدلسازی باشد. سیستم مورد نظر میتواند شامل نوعی تجرید نظیر تجرید پدیدههای فیزیکی یا بیولوژیکی باشد. به عنوان مثال، سرعت در حال افزایش یک سنگ در حال سقوط را میتوان به کمک رابطه نمادین v = gt نمایش داد که در آن g دارای مقدار ثابتی است. مدل متضمن این است که سرعت (v) سنگ در حال سقوط، متناسب با افزایش زمان سقوط (t)، افزایش مییابد. مدل ریاضی به ما کمک میکند تا بتوانیم یک پدیده را در وضعیتهایی که هنوز به آن نرسیدهایم، پیشبینی کنیم.
در اغلب موارد، یافتن یک مدل ریاضی که بتواند با پدیده در محدوده کوچکی از شرایط نظیر دما یا زمان متناسب باشد، آسان است. ولی ممکن است این تناسب در محدودهای وسیعتر از این شرایط وجود نداشته باشد. اگر چه رابطه v = gt برای اجسامی نظیر سنگ که از ارتفاع چند متری در حال سقوط باشند به خوبی صدق میکند، ولی برای اجسامی نظیر پر و بال پرندگان، برگ درختان و غیره که هوا سرعت سقوط آنها محدود میکند، یا وقتی فاصله از زمین خیلی زیاد است، به خوبی صدق نمیکند.
مدلهای ریاضی ممکن است شامل مجموعهای از قواعد و دستورات باشند که معین کننده یک سری مراحل قابل انجام به صورت دقیق هستند. این مراحل ممکن است حسابی، منطقی یا هندسی باشند. برخی مواقع حتی سادهترین قواعد و دستورات نیز ممکن است دارای نتایجی باشند که امکان پیشبینی بدون اجرای واقعی مراحل، بینهایت مشکل باشد. کامپیوترهای پر سرعت با اجرای دستورالعملهای بسیار زياد و یا پیچیده میتوانند نسبت به آنچه که (در صورت امکان) بدون استفاده از کامپیوتر میتوانست به دست آید، در زمانها کوتاهتری نتایج را به دست دهند.
به عنوان مثال یک نیروگاه برق اتمی میتواند طوری طراحی شود که در همه قسمتهای سیستم کنترل آن، آشکار ساز و هشدار دهنده وجود داشته باشد. با این وجود، پیشبینی آنچه که در عمل و تحت شرایط پیچیده ممکن است به وقوع بپیوندد، میتواند بسیار مشکل باشد. مدلهای ریاضی همه قسمتهای یک سیستم کنترل میتوانند با هم مرتبط شده و نوع برخورد سیستم در شرایط مختلف و بروز خطا در آن را همانندسازی کنند.
مدلسازی
تجزیه، تحلیل یا طراحی هر نوع سیستم به صورت اعم، به نوعی «مدلسازی» (modeling) مبتنی است. بنابراین درک مفاهیم اساسی مدلسازی میتواند در تجزیه و تحلیل و طراحی يک سیستم اثربخش باشد. برای مدلسازی روشهای مختلف و در همه روشها نیز دو جنبه اصلی و مهم «ایجاد مدل» و «درک مدل» وجود دارد. هر روشی که برای ساختن یک مدل به کار گرفته شود باید متضمن جریان اطلاعات از یک طرف به طرف دیگر باشد.
این که چه نوع مدلی برای چه وضعیتی مناسب است، در وضعیتهای مختلف متفاوت است. اگر اصول مربوط به شیئی مورد مدل خوب شناخته شده نباشند و یا مدل ریاضی برای آن بسیار پیچیده باشد، ممکن است مدل فیزیکی مناسبتر باشد. البته باید خاطر نشان کرد که با ظهور کامپیوترهای پر سرعت و عمومی شدن آنها، مدلسازی ریاضی و انجام محاسبات و یا نمایش نموداری مربوط به آنها در اکثر زمینهها به مراتب بیش از گذشته امکانپذیرتر شده است.
همانطور که در بالا نیز دیدیم، مدلسازی میتواند به صورت فیزیکی/ مادی، منطقی/ مفهومی یا ریاضی باشد. منظور از مدلسازی فیزیکی، ساختن نمونهای ساده و «قابل لمس» یا «سختافزاری» و منظور از مدلسازی منطقی ساختن نمونهای ساده و «قابل درک» یا «نرمافزاری» از شیئی مورد نظر است. یکی از روشهای مؤثر در مدلسازی منطقی، «مدلسازی بصری» (visual modeling) است. مدلسازی بصری به مفهوم استفاده از نماد و تصویر برای ساختن مدل و در نتیجه تسهیل درک مدل به وسیله گیرندگان آن است و ما در ادامه مطلب به شرح بیشتر آن خواهیم پرداخت.
مفاهیم اساسی مدلسازی
برای ارائه هر نوع دانستنی در باره هر «شیئی/ چیز» (object/ thing) در قالب یک مدل به یک «گیرنده» (receiver) یا طرف مقابل و انواعی از «علامت» (sign) نیازمندیم. بدیهی است که خود علائم مبین شیئی نیستند، بلکه انواعی از دانستنیها شامل «داده» (data)، «اطلاعات» (information) یا «دانش» (knowledge) معینی را در باره شیئی مورد نظر به گیرنده یا طرف مقابل منتقل میکنند.
خود مجموعه علائم در یک زمینه مشخص نیز غالبا در قالب یک سیستم طرح میشود. در این صورت آنچه که دانستنیها در باره شیئی مورد نظر را به طرف مقابل منتقل میکند، در واقع «رابطه» (relation) بین این علائم است. در تبادل اطلاعات به این طریق، سه طرف «شیئی»، «علامت» و «گیرنده» وجود دارد و مجموعه آنها سیستم مربوطه را به وجود میآورد. بدین ترتیب میتوان گفت که یک «گیرنده» با استفاده از سیستم «علامت» خاصی در باره «شیئی» معینی اطلاعرسانی میگردد. مباحث اساسی در مورد علائم، موارد «معنیشناسی/ تجزیه» (semiotics) یا موارد مربوط به محتوا و معنی علامات و «ترکیب» (syntax) یا موارد مربوط به شکل و ظاهر علامات را دربرمیگیرد.
از آنجا که مدل به عنوان وسیلهای برای انتقال دانستهها و به شراکت گذاشتن آن بین مجموعهای از افراد است، بنابراین باید هم به وسیله سازندگان آن و هم به وسیله همکاران و یا مخاطبین آنان در بحثها و تبادل نظرها، قابل درک باشد. مسئله مهمی که در درک مدل باید مورد توجه باشد این است که همه گیرندگان مفاهیم منعکس شده در مدل باید به درک یکسانی از موضوع مورد بحث برسند. موضوع دیگر این است که حتی اشیاء پیچیده نیز باید به صورتی ساده و قابل فهم نموده شوند تا مدل بتواند نقش خود را که همانا ساده کردن پیچیدگیها و انتقال این سادگی به سایرین است، ایفا نماید.
مدلی که صددرصد شیئی واقعی را بنمایاند غالبا مدل مناسبی نیست. یک دلیل برای این گفته آن است که حتی در یک شیئی ساده نیز از نظر بحث در باره آن (که معمولا حوزه مشخصی را در برمیگیرد)، در اغلب موارد همه جنبههای آن مورد توجه نیست. دلیل دیگر این که در مورد اشیاء پیچیده نیز غالبا ذهن انسان توانایی پرداختن به کل شیئی مورد نظر را در یک مرحله ندارد. در هر صورت یک شیئی پیچیده باید به اجزاء کوچکتر شکسته شود و سپس به مدلسازی اقدام گردد و لاجرم باید به مواردی پرداخته شود که از نظر بحث حایز اهمیت هستند.
در کنار تمامی خصوصیاتی که ممکن است برای یک مدل قابل ذکر باشد، خصوصیتی که به ساختار آن برمیگردد، همانا داشتن «موضوع اصلی/ مرکزی» (theme) است. این خصوصیت نظیر موضوع اصلی یک داستان است که نویسنده تمامی مطالب را حول آن سازمان میدهد و مجموعه آنها ساختار داستان را به وجود میآورند. رعایت حضور موضوع اصلی در مدل باعث میشود تا بتوان برای آن «محدوده» (boundary) تعیین کرد و به کمک آن مواردی را که در داخل یا خارج این محدوده قرار میگیرند، مشخص نمود. بدیهی است که مدل باید به موارد متعلق به داخل این محدوده پرداخته و از پرداختن به موارد خارج از آن دوری نماید.
علائمی که در ساختن مدلها قابل استفاده هستند، میتوانند از انواع مختلفی باشند. اهم آنها از قبیل زیر است:
· شمایل/ icons : نمایش «مستقیم» اشیاء به صورت تصویری از آنها، نظیر استفاده از سطل زباله برای نمایش موارد حذف یا دور انداخته شده در کامپیوتر یا موارد مشابه در تابلوهای راهنمایی و رانندگی و غیره،
· شاخص/ index : نمایش «غیر مستقیم» اشیاء به صورت تصویری که دارای نوعی «رابطه» با شیئی مورد نظر باشد، نظیر استفاده از شکل ذرهبین یا دوربین دوچشمی برای نمایش جستجوگر اطلاعات در کامپیوتر یا موارد مشابه در تابلوهای راهنمایی و رانندگی و غیره،
· سمبل/ symbol : نمایش «اختیاری» اشیاء به صورت تصویری که دارای نوعی «مفهوم توافق شده قبلی» در رابطه با شیئی مورد نظر باشد، نظیر استفاده از مثلث قرمز برای موارد هشدار در کامپیوتر یا موارد مشابه در تابلوهای راهنمایی و رانندگی و غیره.
ساختن مدل
برای ساختن یک مدل، توجه همزمان به «کل» و «جزء» شیئی مورد نظر حایز اهمیت است. با توجه به این روش کلی، نخستین گام برای ساختن مدل، تجرید شیئی واقعی و تعیین موضوع اصلی مدل و مشخص کردن حوزه آن است. همزمان با تعیین «اجزاء اصلی» به عنوان «جزء/ مؤلفه» (component) های اساسی آن، باید نسبت به تعیین تعلق یا عدم تعلق آنها به حوزه مدل اقدام نمود. تجرید شیئی واقعی به این اجزاء اصلی در واقع «تصویر بزرگ» (big picture) آن را که مورد نظر ما است، مشخص میسازد. در این تصویر تمامی مؤلفههای اصلی و ارتباط آنها با همدیگر نموده میشود.
گام بعدی در ساختن مدل، شناسایی «عناصر» (element) تشکیل دهنده هر مؤلفه مدل است. تعیین عناصر تشکیل دهنده مؤلفهها و به تبع آن کل مدل، باعث مشخص شدن «حوزه» (domain) یا حوزههای مورد توجه در مدل میشود. تعیین حوزه یا حوزههای مورد توجه در مدل، باعث میشود تا به توان عناصری را مشخص نمود. با مشخص شدن عناصر تشکیل دهنده هر حوزه، دیده خواهد شد که بین آنها «روابط» مشخصی نیز وجود دارد. گام بعدی شناسایی روابط بین این عناصر است. انواعی از روابط بین عناصر قابل شناسایی است.
به عنوان مثال برای اکثر ما این تصور وجود دارد که یک مسئله به صورتی خطی شامل مراحل «جمعآوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات در باره مسئله»، «اقدام» و «نتیجهگیری»
حل میشود. در صورتی که فرایند واقعی حل هر مسئله به جای این مسیر پشت سرهم و باز، به صورت مسیر بستهای است که در آن در هر لحطه نتیجه به دست آمده با اطلاعات در باره مسئله مقابله میشود تا نتیجه مورد نظر به دست آید. به عنوان مثال در پر کردن یک لیوان از آب شیر، همواره ضمن بردن لیوان زیر شیر، باز کردن شیر و ریزش آب در لیوان، به صورتی پیوسته با چشم خود سطح آب لیوان را کنترل میکنیم تا آب سرريز نشود. در اين مورد وقتی سطح آب لیوان به حد معینی رسید، شیر را میبندیم.
تجریات نشان میدهد که اکثر فعالیتهای انسان با استفاده از مدلی نظیر آنچه که در بالا گفته شد، صورت میگیرد. این مدل تجریدی از آن چیزی است که در عالم واقع رخ میدهد. میتوان گفت که همواره دو چیز تحت عنوان «حالت» (state) و «خط مشی» (policy) وجود دارد. «حالت» معمولا متضمن شرایطی هست که میخواهیم به آن برسیم و «خط مشی» معین کننده نحوه کنترل حالتهای بینابین در جهت رسیدن به یک حالت مورد نظر با توجه به یک «هدف» (goal)، در مثال ما، پر شدن ليوان از آب است. تمامی فرایندهای حل مسئله دارای این دو مؤلفه اساسی حالت و خطمشی میباشند. محدود کردن به این که در برخورد با فرایندهای حل مسئله تنها دو متغیر «خطمشی/ درجه» و «حالت/ سطح» وجود دارد، باعث ساده شدن موضوع در بررسی آن میشود.
به عنوان مثال، در حسابداری دو سند «ترازنامه» و «صورت سود و زیان» مبین این دو مفهوم هستند. تمامی ارقام در ترازنامه مبین «حالت/ سطح» است که با انباشت تدریجی در زمان به دست آمدهاند. همچنین ارقام صورت سود و زیان مبین «خطمشی/ درجه» هستند که باعث تغییر در حالتها و سطوح شدهاند. در واقع میتوان گفت که سطوح با توجه به درجه منعکس در سود و زیان کنترل شدهاند تا «سود» حاصل شود. هدف از هر نوع کسب و کار نیز غالبا رسیدن به سود است. همچنین باید اضافه شود که سطوح به توسط درجات و نه از طریق سطوح دیگر تغییر میکنند. درجات نیز به نوبه خود با توجه به میزان سطوح تعیین میشوند. کار با در نظر داشتن هدفی که متضمن رسیدن به سطح خاصی است، ادامه مییابد.
مدلهای سیستمی در چهار مرحله به شرح زیر قابل ایجاد هستند:
مفهومبخشی مدل
-
تعریف هدف مدل
-
تعریف محدوده مدل و تعیین متغیرهای کلیدی آن
-
تشریح رفتار مدل یا تعیین مدل مرجع برای آن با توجه به متغیرهای کلیدی تعیین شده
-
ترسیم نمودار مدل با توجه به موارد بالا
فرموله کردن مدل
-
تبدیل نمودار تهیه شده به نمودار تجرید شده با توجه به موارد بالا
-
تخمین و تعیین سطح متغیرها
آزمودن مدل
-
همانندسازی مدل و آزمایش رفتار آن
-
آزمایش فرضیات و حساسیتهای عنوان شده برای مدل
پیادهسازی مدل
-
آزمایش پاسخ مدل به خطمشیها و به تبع آن حالتهای مختلف در عمل
-
ارائه مدل به صورت مناسب به کاربران آن
«بنیاد علمی و فرهنگی گرامی» با شعار «گسترش دانش - اعتلای زبان» و با هدف «گسترش دانش به زبان فارسی روان» و «پاسخگویی نیازهای کاربردی جامعه ایرانی»، کوشش دارد تا با «جستجو»، «انتخاب»، «ویرایش»، «نمایه سازی» و «ارائه» مطالب علمی به زبان فارسی روان در محیط اینترنت، نسبت به افزايش رغبت مطالعه مطالب علمی و از اين طريق به گسترش دانش و اعتلای زبان فارسی در محيط اينترنت کمک کند. توضيح اين که مراد از زبان فارسی مورد اشاره در بالا، شکل نوشتاری روان و درست زبان مورد تکلم در تهران و مورد استفاده در آثار مکتوب و رسانه های کشور در زمان حال بوده و تعبيرهايی نظير «زبان خالص» و غیره مورد نظر نخواهد بود. با گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات و با وجود انبوه اطلاعات به ساير زبان ها در فضای مجازی اينترنت، زبان فارسی نيز بايد از طريق کاربرد درست آن، جايگاه شايسته خود را در اين فضا پيدا کند. حقوق معنوی مطالب ارائه شده در این سایت، در درجه اول متعلق به صاحبان آثار (نویسنده، مترجم و ناشر به شیوه نشر سنتی) و در درجه دوم از نظر انتخاب، اعمال وِیرایش های وِیژه، نمایه سازی، تایپ، آماده سازی و ارائه الکترونیکی آن ها، به بنیاد علمی – فرهنگی تعلق دارد. استفاده از مطالب ارائه شده در این سایت با ذکر منبع آزاد است.